وبلاگicon
وبلاگکد ماوس

نوای معطر الهی
سایتی :مذهبی -داستانی-علمی-المپیادی-نرم افزار-فیلمی
قالب وبلاگ
درباره ي سايت


اگر قدری شنوا باشیم نوای معطر الهی را می شنویم........................... سایتی مذهبی -داستانی-علمی-نرم افزاری...................................... با نظرات خود ما را یاری دهید.................................................
موضوعات سايت
چهارده معصوم
مطالب وفایل های مذهبی
داستان و ادبیاتی
خبری از زندگی
تفسیری از قرآن
خبری برای آن دنیا
قرآن
معرفی کتاب
پیامبران
سوره ها
کتاب خانه:
سفر مجازی
نرم افزار موبایل
ادیان
گالری تصاویر
مطالب علمی از دنیای علم وهنر
زندگانی بزرگان علم وادب ایران وجهان
المپیاد
رایانه وموبایل
فیلم
نويسندگان
احمد ارسالی: 3
مطالب تصادفي
سوره قرآن
سوره قرآن
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
اوقات شرعی
اوقات شرعی
آرشيو
امکانات وب




در اين وبلاگ
در كل اينترنت



RSS


POWERED BY
rozblog.COM
پیغام مدیر سایت
سلام دوست من به سایت نوای معطر الهی خوش آمدید لطفا برای استفاده از تمامی امکانات

دانلود فایل , شرکت در انجمن و گفتگو با سایر اعضا در سایت ثبت نام کنید







تصوير
آخرین ارسال های تالار گفتمان

10 تاثیر مضر مواد مخدر بر بدن

 


مصرف مواد مخدر تاثیرات مخرب جبران ناپذیری را چه از لحاظ جسمی و چه از لحاظ روحی بر جای می گذارد. تمام اعضای بدن فرد معتاد درگیر مصرف مواد مخدر می شوند، حتی داخلی ترین اعضای بدن، از پوست و دندان گرفته تا ریه و قلب.


مواد مخدر

برخی از اثرات سوء مصرف مواد مخدر بر بدن برگشت پذیر هستند و برخی دیگر غیر قابل برگشت، طوری که تاثیرات آنها به طور دائمی باقی خواهد ماند.

 

در این مقاله 10 تاثیر مضر مواد مخدر را بر بدن انسان بیان می کنیم.

 

1- بد هیکل: بسته به داروی مخدر مصرفی، وزن فرد معتاد ممکن است طی زمان کوتاهی به طور غیرطبیعی افزایش و یا کاهش پیدا کند. پس چاقی و لاغری در طی مدت کوتاه، از اثرات مضر مصرف مواد مخدر می باشد.

 

2- یکی دیگر از تاثیرات مضری که مصرف مواد مخدر روی بدن فرد دارد، اثرات آن روی بهداشت و نظافت شخصی می باشد .فرد معتاد، آدمی کثیف و آشفته می باشد.

 

3- بیماری های دهان و دندان: بیماری های لثه به صورت خفیف یا شدید، در معتادان به مواد مخدر وجود دارد. این افراد معمولا لثه هایی قرمز رنگ دارند که با خونریزی همراه است.

افرادی که معتاد می شوند، مسئولیت پذیری خود را در قبال زندگی از دست می دهند و به فردی بی مسئولیت تبدیل می شوند. متاسفانه آنها در مورد مسایل مربوط به سلامت شخصی خود هم احساس مسئولیت نمی کنند؛ مثلا به وفور مشاهده شده که این افراد، بیماری لثه خود را درمان نمی کنند و در نهایت با بیماری حاد لثه و از دست دادن دندان ها مواجه می شوند .

 

4- عفونت دستگاه تنفسی فوقانی: بروز عفونت های دستگاه تنفسی فوقانی از بارزترین اثرات مضر مصرف مواد مخدر می باشد.

معمولا افراد معتاد سیگار می کشند و یا مواد مخدر را با عمل دم وارد ریه های خود می کنند.

این فرد با علایمی مانند خونریزی بینی، سرفه شدید و التهاب قفسه سینه مواجه می شود که در صورت ادامه مصرف و یا مصرف طولانی مدت مواد مخدر، علایم مذکور تشدید شده و فرد به نارسایی ریوی مبتلا می شود که حتی خطر مرگ را به دنبال خواهد داشت.

یکی از عوارض مصرف مواد مخدر، از دست دادن آب بدن می باشد که به دنبال آن مشکلی به نام یبوست ایجاد می شود

 

5- اختلالات پوستی: پوست افراد معتاد به مواد مخدر، به رنگ قرمز متمایل می شود. با مصرف مواد مخدر، ضربان قلب و فشار خون افزایش پیدا می کند و سرخرگ ها و سیاهرگ های بدن را تحت تاثیر قرار می دهد و می تواند پوست آنها را لکه دار کند.

به همین ترتیب غدد عرق و چربی بدن آنها بیش از حد فعال می شوند و زمینه را برای ابتلای فرد معتاد به ناراحتی ها و بیماری های پوستی از جمله آکنه فراهم می کنند.

 

 

6- اختلالات عصبی و شناختی: مواد مخدر به محض ورود به بدن، روی سیستم عصبی تاثیر می گذارد. مصرف مواد مخدر می تواند حافظه و میزان توجه فرد و توانایی استدلال و برهان او را به طور کامل و یا نسبی مختل کند؛ مثلا قدرت تصمیم گیری او را در شرایط بحرانی کاهش و یا کلا از بین ببرد. با افزایش مصرف، شدت این تاثیرات بر بدن بیشتر می شود و فرد ناتوان تر از گذشته می شود.

 

7- اختلالات خواب و هذیان گویی: یکی از تاثیرات مضر مصرف مواد مخدر بر روی سیستم عصبی، اختلالات خواب می باشد. طی این تاثیر، فرد به مرور بی خواب می شود و شروع به هذیان گویی می کند .

 

8- تهوع: تهوع یکی از عوارض شایع بسیاری از انواع مواد مخدر می باشد. آستانه تحمل بدن فرد در مواجهه با مصرف مواد مخدر متفاوت است. حال اگر میزان دوز مصرفی افراد، زیادتر از آستانه تحمل آنها باشد، حالت تهوع در فرد ایجاد می شود. این حالت، هنگام اولین مصرف و موقع افزایش دوز مصرفی، به طور فراوان مشاهده می شود.

 

9- یبوست: یکی از عوارض مصرف مواد مخدر، از دست دادن آب بدن می باشد که به دنبال آن مشکلی به نام یبوست ایجاد می شود.

فرد مصرف کننده مواد مخدر با کمبود آب بدن مواجه می شود و برای رفع این مشکل باید آب بیشتر و مواد غذایی با فیبر بالا مثل سبزیجات، مصرف کند.

 

10- تداخل دارویی: مصرف برخی داروها به طور هم زمان و بدون اجازه پزشک توسط معتادان، بسیار خطرناک می باشد و حتی می تواند منجر به مرگ شود.


امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : جمعه نویسنده : جمعی از نویسندگان l بازدید : 190

وظایف قوه قضائیه چیست؟

قوه قضاییه در قانون اساسی وظایفی از جمله استخدام قضات عادل، احیای حقوق عامه و همچنین اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم را بر عهده دارد.

موج: دستگاه قضایی به عنوان یکی از قوای سه‌گانه در کشور پس از انقلاب و به ریاست سید محمد بهشتی با هدف برقراری عدالت به عنوان مرجع دادخواهی تأسیس شد.
 
با آغاز فعالیت قوه قضائیه بسیاری از مشکلات حقوقی و قضایی با روندی منطقی و بر اساس قوانین جاری کشور حل و فصل شد و در پناه دستگاه قضایی دیگر مردم شاهد پایمال شدن حقوق خود نبودند.
 
قانون اساسی کشور وظایف متعددی برای قوه قضائیه تعریف کرده و در فصل یازدهم قانون اساسی طی اصول ۱۵۶ تا ۱۷۴ به صورت تفصیلی به وظایف دستگاه قضایی اشاره شده است.
 
در ذیل متن استخراج شده از قانون اساسی در خصوص قوه قضائیه را می‌خوانید:
 
اصل ۱۵۶: قوه قضاییه قوه‏ای است مستقل که پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و عهده‏دار وظایف زیر است‏:
 
۱- رسیدگی و صدور حکم در مورد تظلمات، تعدیات، شکایات، حل و فصل دعاوی و رفع خصومات و اخذ تصمیم و اقدام لازم در آن قسمت از امور حسبیه، که قانون معین میکند
 
۲- احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادیهای مشروع
 
۳- نظارت بر حسن اجرای قوانین
 
۴- کشف جرم و تعقیب مجازات و تعزیر مجرمین و اجرای حدود و مقررات مدون جزایی اسلام
 
۵- اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین
 
اصل ۱۵۷: به منظور انجام مسئولیت‏های قوه قضاییه در کلیه امور قضایی و اداری و اجرایی مقام رهبری یک نفر مجتهد عادل و آگاه به امور قضایی و مدیر و مدبر را برای مدت ۵ سال به عنوان رییس قوه قضاییه تعیین می‌کند که عالی‌ترین مقام قوه قضاییه است
 
اصل ۱۵۸: وظایف رییس قوه قضاییه به شرح زیر است:
 
۱- ایجاد تشکیلات لازم در دادگستری به تناسب مسئولیت‏های اصل یکصد و پنجاه و ششم
 
۲- تهیه لوایح قضایی متناسب با جمهوری اسلامی
 
۳- استخدام قضات عادل و شایسته و عزل و نصب آنها و تغییر محل مأموریت و تعیین مشاغل و ترفیع آنان و مانند اینها از امور اداری، طبق قانون
 
اصل۱۵۹: مرجع رسمی تظلمات و شکایات، دادگستری است. تشکیل دادگاه‏ها و تعیین صلاحیت آنها منوط به حکم قانون است
 
اصل ۱۶۰: وزیر دادگستری مسئولیت کلیه مسائل مربوطه به روابط قوه قضاییه با قوه مجریه و قوه مقننه را بر عهده دارد و از میان کسانی که رییس قوه قضاییه به رییس جمهور پیشنهاد میکند انتخاب می شود.
 
رییس قوه قضاییه میتواند اختیارات تام مالی و اداری و نیز اختیارات استخدامی غیر قضات را به وزیر دادگستری تفویض کند. در این صورت وزیر دادگستری دارای همان اختیارات و وظایفی خواهد بود که در قوانین برای وزرا به عنوان عالی‌ترین مقام اجرایی پیش‏بینی می‌شود.
 
اصل ۱۶۱: دیوان عالی کشور به منظور نظارت بر اجرای صحیح قوانین در محاکم و ایجاد وحدت رویه قضایی و انجام مسئولیت‌هایی که طبق قانون به آن محول می‌شود بر اساس ضوابطی که رییس قوه قضاییه تعیین می‌کند تشکیل می‌شود.
 
اصل ۱۶۲: رییس دیوان عالی کشور و دادستان کل باید مجتهد عادل و آگاه به امور قضایی باشند و رییس قوه قضاییه با مشورت قضایت دیوان عالی کشور آنها را برای مدت پنج سال به این سمت منصوب می‌کند.
 
اصل ۱۶۳: صفات و شرایط قاضی طبق موازین فقهی به وسیله قانون معین می‌شود.
 
اصل ۱۶۴: قاضی را نمی توان از مقامی که شاغل آن است بدون محاکمه و پبوست جرم یا تخلفی که موجب انفصال است به طور موقت یا دائم منفصل کرد یا بدون رضای او محل خدمت یا سمتش را تغییر داد مگر به اقتضای مصلحت جامعه با تصمیم رییس قوه قضاییه پس از مشورت با رییس دیوان عالی کشور و دادستان کل. نقل و انتقال دوره‏ای قضات بر طبق ضوابط کلی است که قانون تعیین می‌کند صورت می‌گیرد.
 
اصل ۱۶۵: محاکمات، علنی انجام می‌شود و حضور افراد بلامانع است مگر آن که به تشخیص دادگاه، علنی بودن آن منافی عفت عمومی یا نظم عمومی باشد یا در دعاوی خصوصی طرفین دعوا تقاضا کنند که محاکمه علنی نباشد.
 
اصل ۱۶۶: احکام دادگاه‏ها باید مستدل و مستند به مواد قانون و اصولی باشد که بر اساس آن حکم صادر شده است.
 
اصل ۱۶۷: قاضی موظف است کوشش کند حکم هر دعوا را در قوانین مدونه بیابد و اگر نیابد با استناد به منابع معتبر اسلامی یا فتاوای معتبر، حکم قضیه را صادر کند و نمیتواند به بهانه سکوت یا نقص یا اجمال یا تعارض قوانین مدونه از رسیدگی به دعوا و صدور حکم امتناع ورزد.
 
اصل ۱۶۸: رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیأت منصفه در محاکم دادگستری صورت می‌گیرد. نحوه انتخاب، شرایط، اختیارات هیأت منصفه و تعریف جرم سیاسی را قانون ر اساس موازین اسلامی معین می‌کند.
 
اصل ۱۶۹: هیچ فعلی یا ترک فعلی به استناد قانونی که بعد از آن وضع شده است جرم محسوب نمی‌‌شود.
 
اصل ۱۷۰: قضات دادگاه‏ها مکلفند از اجرای تصویب‏نامه‏ها و آیین‏نامه‏های دولتی که مخالف با قوانین و مقررات اسلامی یا خارج از حدود اختیارات قوه مجریه است خودداری کنند و هر کس میتواند ابطال این گونه مقررات را از دیوان عدالت اداری تقاضا کند.
 
اصل ۱۷۱: هرگاه در اثر تفسیر یا اشتباه قاضی در موضوع یا در حکم یا در تطبیق حکم بر مورد خاص، ضرر مادی یا معنوی متوجه کسی گردد، در صورت تقصیر، مقصر طبق موازین اسلامی ضامن است و در غیر این صورت خسارت به وسیله دولت جبران و در هر حال از متهم اعاده حیثیت می‌شود.
 
اصل ۱۷۲: آرای رسیدگی به جرایم مربوط به وظایف خاص نظامی یا انتظامی اعضاء ارتش، ژاندارمری، شهربانی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، محاکم نظامی مطابق قانون تشکیل می‌شود، ولی به جرایم عمومی آنان یا جرایمی که در مقام ضابط دادگستری مرتکب شوند در محاکم عمومی رسیدگی می‌شود.
 
دادستانی و دادگاه‏های نظامی، بخشی از قوه قضاییه کشور و مشمول اصول مربوط به این قوه هستند.
 
اصل ۱۷۳: به منظور رسیدگی به شکایات، تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به مأمورین یا واحدها با آیین ‏نامه‏ های دولتی و احقاق حقوق آنها، دیوانی به نام "دیوان عدالت اداری" زیر نظر رییس قوه قضاییه تأسیس می‌شود، حدود اختیارات و نحوه عمل این دیوان را قانون تعیین می‌کند.
 
اصل ۱۷۴: بر اساس حق نظارت قوه قضاییه نسبت به حسن جریان امور و اجرای صحیح قوانین در دستگاه‏های اداری سازمانی به نام "سازمان بازرسی کل کشور" زیر نظر رییس قوه قضاییه تشکیل می‌شود، حدود اختیارات و وظایف این سازمان را قانون تعیین می‌کند.

 


امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : جمعه نویسنده : جمعی از نویسندگان l بازدید : 268

بسم الله الرحمن الرحیم

درباره ی شرکت پست


پست رستانت

کسانی که به هر دلیل آدرس دقیق پستی ندارند، می‌توانند از فرستندگان مرسولات تقاضا کنند تا مرسولات خود را به آدرس یک دفتر و ارائه‌ کارت‌ شناسایی معتبر، دریافت کنند. به این قبیل مرسولات، پست رستانت می‌گویند.

در محل نشانی این‌گونه مرسولات رستانت، باید نام گیرنده، نام شهر و یا دفتری که باید مرسوله در آن جا نگهداری شود، درج و عبارت رستانت نیز با حروف درشت در کنار نشانی نوشته شود. این سرویس می‌تواند انتخاب مناسبی برای گردشگران، مسافران و کسانی که اقامت دائمی در جایی ندارند، باشد.

پست پیشتاز

پست پیشتاز سریع‌ترین سرویس پستی است که کلیه‌ عملیات پستی مربوط به آن از لحظه‌ قبول تا توزیع مرسوله در داخل و یا خارج از کشور در کوتاه‌ترین زمان ممکن انجام می‌شود؛ سرویس پیشتاز، تحویل و توزیع نامه‌ها را در سطح کشور حداقل در 24 ساعت و حداکثر در 48 ساعت انجام می‌دهد.

هر موسوله‌ پیشتاز دارای یک بارکد 10 و یا 20 رقمی است که امکان رهگیری آن از طریق سایت اینترنتی www.post.ir و پیام کوتاه شماره 2000441 برای همگان جهت اطلاع از سرنوشت مرسوله میسر است.

صندوق شخصی

هر فرد می‌تواند با مراجعه به پست، تقاضای اجاره‌ صندوق شخصی کند. کلیه‌ی مرسولاتی که برای فرد واصل می‌شود، در این صندوق قرار داده شده و با مراجعه‌ی مشتری به او تحویل می‌شود. این سرویس در اکثر دفاتر پستی موجود است. امتیاز این سرویس این است که به جای اعلام نشانی کامل شماره‌هایی به عنوان آدرس اعلام می‌گردد.

پست اکسپرس

شرکت پست در پاسخ به نیاز مشتریان از اول آبان‌ماه 1387 سرویس پست اکسپرس را مجددا ساماندهی و راه‌اندازی کرد. این سرویس، قابلیت توزیع ویژ‌ه‌ی مرسولات را دارد. سرویس پست اکسپرس خدمت خاصی است که در آن مرسولات پستی به درخواست فرستنده و در قبال پرداخت هزینه‌ی مربوطه، با اولویت و حق تقدم بیشتری نسبت به سایر مرسولات توزیع می‌شود.

پست تبلیغ

در این سرویس شرکت پست جمهوری اسلامی ایران با بهره‌گیری از امکانات موجود و فضاهای تبلیغاتی درون و برون سازمانی شبکه پستی، نسبت به انجام تبلیغات گسترده و موثر برای اشخاص حقوقی اقدام می‌کند.

این تبلیغات شامل خدماتی نظیر درج آگهی‌های تبلیغاتی روی سقف، کف، پیشخوان، دیوار‌های داخلی و بیرونی واحد‌های پستی تلویزیون‌های دفاتر پستی، استند، تابلو اعلانات، صندوق شخصی، کیوسک اینترنتی و مخازن ویژه‌ی توزیع بروشور، بیلبور‌های متعلق به پست، پشت‌بام واحد‌های اجرایی، پوشش موزعین و ناوگان حمل و نقل پستی، پاکات و کارتن‌های پستی، نوارچسب، مهر ابطال نقش تمبر، سایت شرکت، نشریات پستی نظیر بروشور، کتابچه‌ها و نشریات داخلی، سوش‌ها و اوراق پستی، قبوض پستی، توزیع بروشور و نشریاتی تبلیغاتی شرکت‌ها به صورت بدون نشانی در صندوق‌های شخصی و باجه‌های پستی و هم‌چنین در منازل به صورت با نشانی از طریق تعیین مخاطب و با استفاده از بانک غنی اطلاعاتی پست مستقیم و کدپستی ده رقمی می‌وشد.

پست مستقیم

یکی از سرویس‌های نوینی که در شرکت پست راه‌اندازی شده و حلقه‌ی اتصال تولید‌کنندگان و عرضه‌کنندگان کالا و خدما با مصرف‌کنندگان و مشتریان است، پست مستقیم می‌باشد. پست مستقیم تنها روش تبلیغاتی است که به عوامل کسب و کار اجازه می دهد تا از طریق بانک‌های اطلاعاتی ویژه‌ی این سرویس، با مخاطبان مورد نظر خود به‌طور مستقیم ارتباط برقرار نمایند.

صندوق پست صوتی

در این سرویس تماس گیرنده‌ بدون محدودیت‌های زمانی و مکانی می‌تواند برای مشترکین این سرویس پیغام ارسال کند. مدیران ارشد مسوولان روابط عمومی و بخش بازاریابی سازمان‌ها، وزارتخانه‌ها، شرکت‌ها، نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی، کسبه و بازاریان، رسانه‌های ارتباط جمعی و... با استفاده از این سرویس می‌توانند ارتباط با اقشار مختلف مردم، مشتریان و مصرف‌کنندگان خود را حفظ کرده و ارتباطات مردمی خود را سامان بخشند.

مشتریان در تهران می‌توانند پس از اخذ اشتراک و دریافت شماره صندوق پستی صوتی، شماره رمز خود را وارد و پیام‌های مورد نظر را بشنوند یا با وارد‌ کردن شماره صندوق مورد نظر برای مشترک آن‌ها پیام بگذارند.

متقاضیان این سرویس می‌توانند برای کسب اطلاعات بیش‌تر با شماره تلفن‌های 88749308 و 88749249 مرکز فن‌آوری اطلاعات شرکت پست تماس حاصل بگیرند.

پست تلفن 193 (پیک ویژه)

تردد‌های غیرضروری در شهرها، علاوه بر افزایش انواع آلودگی‌های محیط‌ زیست، از میزان بهره‌وری نیز می‌کاهد. به همین منظور شرکت پست جمهوری اسلامی ایران، با راه‌اندازی سرویس پست تلفنی این امکان را ایجاد کرده است تا شهروندان بتوانند مرسولات و امانات خود را در کم‌تر از دو ساعت از منزل به مقصد مورد نظر ارسال کنند.

سرویس مذکور در حال حاضر در گستره‌ تهران بزرگ راه‌اندازی شده است.

متقاضیان این سرویس می‌توانند به جای مراجعه‌ی مستقیم به پست، با شماره تلفن 193 تماس گرفته و تمامی عملیات را به کارکنان پست واگذار کنند؛ هم‌چنین در حال حاضر دو شرکت خصوصی با شماره تلفن‌های 8410 و 8420 نیز با شرکت پست در ارائه‌ی این سرویس همکاری می‌کنند.

سرویس بیمه مرسولات با ارزش اظهار‌شده

این سرویس به منظور تامین نیاز مشتریان، برای ارسال وجه نقد، اسناد و اوراق بهادار و در جهت تضمین و امنیت محتویات مرسولات راه‌اندازی شده است. فرستندگان براساس نیاز و با توجه به ارزشمند ‌بودن محتویات مرسوله‌ی خود می‌توانند از سرویس فوق استفاده کنند.

در این سرویس فرستنده، ارزش واقعی مرسوله‌ی خود را اعلام می‌کند و در ازای آن مبلغی از ارزش اظهار‌شده مرسوله را به تفکیک داخله و خارجه می‌پردازد؛ در صورت آسیب، فقدان یا ضایع‌ شدن این مرسولات، ادارات پست موظفند علاوه بر کرایه پرداخت‌شده، حداکثر برابر ارزش اظهار شده مرسوله را به فرستنده یا حسب مورد گیرنده، غرامت پرداخت کنند.

پست سفارشی

در سرویس پست سفارشی، در ازای دریافت مرسولات مشتریان، به آنان رسید یا قبض داده می‌شود. متقاضیان با استفاده از این سرویس می‌توانند انواع مرسولات اعم از نامه، مطبوعات، کارت‌ پستال، بسته کوچک و امانات را به مقاصد مورد نظر خویش ارسال کنند. ماموران پست درهنگام رسیدن مرسوله به دست گیرنده از آن‌ها تاییدیه دریافت می‌کنند و فرستنده می‌تواند سرنوشت مرسوله‌ی خود را پیگیری کند.

پست یافته

سرویس پست‌یافته با هدف استرداد مدارک و اسناد یافته شده از سوی مردم و بازگرداندن آن به صاحبانش از سوی شرکت پست جمهوری اسلامی ایران، در راستای ارائه‌ی تسهیلات و خدمات رفاهی به هموطنان عزیز در کشور راه‌اندازی شده است.

اطلاعات مربوط به این اسناد و مدارک شامل شناسنامه، گواهینامه، گذرنامه، کارت‌های نظامی، اسناد ازدواج و مالکیت مدارک خودرو، چک و دسته‌چک، دفترچه پس‌انداز، عابربانک و دفترچه بیمه از طریق سایت رسمی شرکت پست قابل دسترسی است.

برای استفاده از سرویس پست یافته، مردم می‌توانند با مراجعه به دفاتر پستی و پرکردن فرم مشخصات و تعیین نوع سند گمشده، از شرکت پست درخواست کنند تا مدارک یافته شده برایشان ارسال شود و با پرداخت هزینه‌ی ارسال این اسناد، پست پیشتاز سند یا مدرک یافته شده را به دست آنان برساند.

بازار الکترونیکی (خرید و فروش اینترنت)

با استفاده از این سرویس، مشتری می‌تواند از طریق خطوط اینترنتی در فروشگاه‌های مجازی حضور یافته و کالاهای مورد نیاز خود را خریداری کند و سپس طرف قرار‌داد با اطلاع از خرید مشتریان در فروشگاه‌های مربوطه حاضر و کالای خریداری شده را دریافت و آن را در در منازل مشتریان تحویل دهد.

هم‌چنین مشتریان می‌توانند با استفاده از کارت شتاب هزینه‌ی کالای خریداری‌ شده را پرداخت کنند. آدرس اینترنتی سرویس فوق برروی وب‌سایت http://ebazaar.post.ir است.

پست ویژه

شرکت پست جمهوری اسلامی ایران، سرویس پست ویژه بین‌شهری با تعهد زمان توزیع را که از سریع‌ترین خدمات پستی به‌شمار می‌رود، با هدف پاسخگویی به نیاز‌ها و صرفه‌جویی در وقت و رفاه حال هموطنان ساماندهی کرده است.

در حال حاضر این سرویس بین تمامی مراکز استان‌های کشور با استفاده از سریع‌ترین خطوط حمل و نقل و بهره‌گیری از موزعین ویژه دایر شده و براساس آن مرسولات مشتریان حداکثر تا ساعت 10 فردای روز بعد از تحویل به پست در مقصد و در نشانی گیرنده توزیع می‌گردد.

پست زمان فوق را تعهد کرده و در صورت تاخیر دو برابر کرایه پستی غرامت پرداخت خواهد کرد. بهره‌گیری از فن‌آوری‌های نوین ارتباطی برای اطلاع فرستنده از تحویل مرسوله به گیرنده و عودت رسید تحویل به گیرنده در صورت نیاز از جمله قابلیت‌های این سرویس است.

پست جواب قبول

پژوهشگران، همواره درباره‌ی موضوعات مختلف از مردم نظرسنجی می‌کنند. علاوه بر این سازمان‌ها، نهادها و بخش‌های اقتصادی - تجاری هم آگاهی از نگرش‌ها، نیازها، علایق و ذائقه‌های مصرف‌کنندگان و مشتریان کالا یا خدمات، از نظرسنجی استفاده می‌کنند.

با این همه شناسایی و دسترسی به همه مشتریان بالقوه، مخاطبان و اقشار مختلف مردم در سراسر کشور به منظور انجام پرسشگری، کاری دشوار و پرهزینه است. شرکت پست جمهوری اسلامی ایران با راه‌اندازی سرویس پست جواب قبول که درواقع مکمل سرویس پست مستقیم است، گردآوری و ارسال فرم‌های نظرسنجی را برای پژوهشگران و موسسات تحقیقاتی امکان‌پذیر ساخته است. این سرویس امکان ارتباط دوطرفه را برای فرستنده‌ و گیرنده فراهم می‌کند.

تمبرهای جاری

این تمبرها هدف اصلی ایجاد تمبر بوده‌اند. یعنی برای پرداخت هزینه‌های پستی استفاده می‌شوند. تمبرهای جاری در تیراژ‌های میلیونی چاپ می‌شوند. قیمت آنها متفاوت است و بنا به مسافت ارسال‌نامه از تعداد مختلف آنها استفاده می‌کنند.

تمبرهای یادگاری

این‌ها تمبر‌هایی هستند که به مناسبت‌های خاص، موضوع‌های معین، بزرگداشت یک شخصیت و یا نشان‌ دادن یک واقعه‌ی مهم منتشر می‌شوند. معمولا شاخصه‌ یا نماد فرهنگی خاصی دارند و نشانه‌هایی از مردم‌شناسی کشور در آن دیده می‌شود. از نظر تنوع رنگ و طرح، ارزش هنری بیشتری نسبت به تمبر‌های جاری دارند. این تمبرها به ندرت به مصارف پستی می‌رسند. شمارگان کمی داشته، در مدت محدودی منتشر می‌شوند و ارزش کلکسیونری دارند.

تمبرهای شخصی

هرکسی می‌تواند از عکس و یا طرح مورد نظر خود یک تمبر شخصی سفارش دهد. این تمبر به تعداد محدود و براساس سفارش مشتریان به مناسبت‌های مختلف مانند اعیاد جشن‌ها مناسبت‌های شخصی مثل تولد یا ازدواج یا حتی قبولی کنکور در کنار تمبرهای ویژه که به همین منظور تهیه شده‌اند چاپ و منتشر می‌شوند.

هر تمبر شخصی از دو قطعه تشکیل شده است. یک قطعه‌ ثابت و یک قطعه‌ی متغیر، قطعه‌ی ثابت همان قطعه‌ی دارای ارزش است. در واقع این قطعه، تمبر‌های جاری ارائه شده توسط شرکت پست است تا با سلیقه‌ی خودتان یکی را انتخاب کنید تا در کنار تصویری که شما در نظر گرفتید، قرار گیرد.

قطعه‌ دیگر قطعه‌ی متغیر یا همان تصویر آرم یا لوگوی دلخواه شماست. باید بدانید که اگر مایلید تمبر‌های شخصی خود را بر روی مرسولاتتان استفاده کنید باید هر دو قطعه را با هم بر روی پاکت الصاق کنید.

مشتریان شرکت پست می‌توانند با مراجعه به دفاتر پستی و یا سایت شرکت پست به آدرس http://stamp.post.ir درخواست چاپ تمبر شخصی کنند.


امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : جمعه نویسنده : جمعی از نویسندگان l بازدید : 203

مقدمه

تقویم به هر کدام از روشهایی اطلاق می‌شود که برای نگهداشتن حساب روزها بکار گرفته می‌شوند. تقویم مجموعه قواعدی را گویند که بتوان شرح وقایعی را به ترتیب زمانی و گاهشماری بر آن مبنأ ، بنا نهاد. در محل ، تقویم ممکن است بصورت یک جدول ، یک کتاب و یا یک سری از صفحات باشد که نشانگر روزهای هفته ، ماهها و گاهی شماره ترتیب روز در سال باشد. کاهش یک تقویم اطلاعات بیشتری را شامل می‌شود، مثل تاریخ تعطیلی‌ها و وقایع تاریخی و همچنین اطلاعات نجومی مانند اهله قمر ، طول روز ، ساعتهای طلوع و غروب خورشید ، خورشید و ماه گرفتگی و جذر و مد. 

انواع تقویم

سه نوع اصلی تقویم توسط شبر وضع شده است. این سه تقویم عبارتند از: تقویم قمری ، تقوین شمسی و تقویم قمری شمسی که بر اساس اهله قمر و حرکت سالیانه ظاهری خورشید استوارند. 

تقویم قمری

قدیمیترین نوع تقویم و متداولترین آن درقدیم ، تقویم قمری است. در این تقویم ماه عرضی تقریبا همان قمری واقعی و اولین روز هر ماه عرضی تقریبا روزی است که ماه نو ، حادث می‌شود. یک شخص بی‌سواد که قادر به خواندن تقویم نباشد، بسادگی از روی اهله قمر می‌تواند با تقریب خوبی تاریخ روز در ماه را بداند. در تقویم قمری ماه شمسی ملاک عمل نیست و برای اینکه طول ماههای قمری عدد صحیح باشد و مطابقتی بین ماهها بوجود آید، یک راه حل قدیمی این بود که ماههای قمری عرضی را بجای 5306/29 روز ، یک درمیان 29 روز بگیرند. بدین ترتیب طول متوسط ماه قمری 5.29 روزمی‌شد و این به مقدار 0306/0 روز از طول متوسط ماه قمری کمتر بود. بعدها تقویم قمری عموما به 12 ماه قمری در یکسال قمری 354 روزه تبدیل شد و بدین ترتیب ، سال قمری به اندازه (روز 3672/0=0306/0×12) از دوره اهله قمر عقب می‌ماند.

یک راه نسبتا دقیق برای جبران این اختلاف ، اضافه کردنه یک روز به تقویم در هر دوره سه ساله بود. راه حلهای مشابه ، در میان افزودن سه روزبه تقویم ، در هر هشت سال یا هفت روز در هر نوزده سال و یا یازده روز هر هر سی سال بوده است. تمام این راه حلها بکار گرفته شده‌اند و آخرین آنها یعنی در میان افزودن یازده روز در هر 30 سال ، در بین مسلمانان رواج دارد. انتخاب سال معین برای افزودن روزها در تقویم ، تقریبا اتفاقی بوده و روزها معمولا به آخرین ماه کوتاه سال اضافه می‌شده که بتوان بسادگی آن را بخاطر آورد.

تقویم اسلامی یکی از تقویمهایی قدیمی است که دارای 12 ماه قمری 29 یا 30 روزه بوده و هیچ ماهی به عنوان میان افزون به آن اضافه نمی‌شود و کوششی برای انطباق آن با سال شمسی صورت نمی‌گیرد. در نتیجه تعطیلات مختلف در طی یک دوره 33 ساله ، در تمام فصول گردش می‌کند. برای انطباق آن با طول واقعی ماههای قمری ، هر سی سال 11 روز به آن اضافه می‌شود روز مذهبی مسلمین در غروب روز قبل از روز عرضی آن شروع می‌شود. سالهای قمری مسلمین از هجرت حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ازمکه معظمه به مدینه ، در روزجمعه شانزدهم ژوئیه 622 میلادی آغاز می‌شود. 

تقویم قمری شمسی

زمانی که طول مدت یک سال شمسی در 25/365 روز معلوم شد، جستجو برای یک ارتباط دقیق بین سال شمسی و ماههای قمری آغاز گشت. مسأله این بود که چگونه ، با بهترین روش ، بین سال قمری(که تقریبا 11 روز از سال شمسی کوتاهتر است) وسال شمسی ارتباط ایجاد شود. یکی از اولین راه حلها ، اضافه کردن یک ماه به سال قمری در هر دوره سه ساله بود. راه حل دیگر برای ایجاد برابری اضافه کردن سه ماه به 8 سال قمری و یا 7 ماه 3 19 سال قمری استد که این تعدیل ، به ترتیب برابر یک دوره 8 ساله و یا 19 ساله شمسی است و دوره 19 ساله به دوره متونیک (Metonic) موسوم است که اسم آن از نام منجم یونانی ، متون (433 قبل از میلاد) گرفته شده است. متون کشف کرد که در هر دوره 19 ساله شمسی ، 235ماه قمری وجود دارد. هر دو دوره 8 ساله و دوره متونیک ، توسط یونانیان بکار گرفته شده است. دوره 19ساله متونیک تا حدی دقیق است و هنوز در محاسبات تقویم کلیسایی بکار گرفته می‌شود. 

تقویم شمسی

درحال حاضر تقویم قمری در بین بسیاری از ممالک رواج ندارد. به منظور انطباق بیشتر ماههای عرضی در سال شمسی ، کاربرد قمری مورد توجه قرار نمی‌گیرد. تعداد ماهها ، به همان 12 ماه در سال محدود شده ، اما دیگر ماهها قمری نیستند و فازهای ماه در هر روزی از ماه عرضی ممکن است اتفاق افتد. فقط طول2422/365 روز به عنوان طول متوسط سال شمسی مبنای کار تقویم شمسی است. جزء 2422/0 تقریبا نزدیک به کسر 25/0 است. بنابراین سال 365 روزه شمسی بکار می‌رود و هر چهار سال یک روز به عنوان جبران جزء 25/0 به سال اضافه می‌گردد. سالی که یک روز به آن اضافه می‌شود به سال کبیسه (Leap Year) موسوم است.

این راه حل همان راه حلی است که در تقویم جولینوسی (Julian Calender) بکار گرفته شده است. این تقویم را ژولیوس سزار درست کرد و پاپ گرگوری13 اصلاحاتی در آن به عمل آورد و تا امروز در میان اروپائیان معمول و به نام گرگوری شناخته شده است. اماچون کسری که می‌بایست جبران شود 2422/0 است و نه 25/0 ، لذا افزودن یک روز در هر چهار سال ، به اندازه تفاوت 25/0 و 2422/0 یعنی 0078/0 روز در سال و یا در حدود 3 روز در هر چهار قرن اضافه می‌آید. 

تقویم جولیوسی

اصلاح تقویم رومیان توسط ژولیوس سزار عملی شد. او منجم یونانی به نام سوس جنز (Sos igenes) را به عنوان مشاور بکار گرفت. تقویم در سال 46 قبل از میلاد تغییر پیدا کرد که به نام سال پایانی در هم بر همی نامیده شد. اول از همه ، تصمیم گرفته شد که اعتدال بهاری روز254 ماه مارس باشد و برای این منظور 85 روز به سال 46 قبل از میلاد اضافه شد. طول سال در 365 روز باعث قرار داده شد، گر چه آنها می‌دانستند سال شمسی 25/365 روزبه طول می‌انجامد و همچنین می‌دانستند که با اضافه کردن هر چهار سال یک روز ، سال با حدوث فصول تطبیق می‌کند. یک روزه که به آخر ماه فوریه اضافه می‌شد، مطابق آنچه که امروزه صورت می‌گیرد، انجام نمی گشت، بلکه بعد از 24 فوریه اضافه می‌گردید. در اصطلاح جولیوس ، روز اول ژانویه ، به عنوان شروع کارکنسولها در روز اول سال تعیین گردید. بنابراین روز اول ژانویه سال 45 قبل از میلاد ، شروع تقویم جولیوس است. نسلهای جولیوسی با طول 365 روز و شش ساعت ، در حقیقت از سال شمسی با طول 2422/365 روز بلندتر است. تفاوت به 0078/0 روز در سال و یا در حدود 3 روز در هر چهار قرن می‌رسد. 

تقویم گرگوری (Gregorian Calender)

تقویم جولیوسی با مرور زمان دچار اشتباه شد، بدین ترتیب که عید پاک (برابر عید فطر یا عید فصح یهود که مسیحیان این عید را به یادبود برخواستن حضرت عیسیعلیه‌السلام از مردگان جشن می‌گیرند) که یک عید بهاری است، نهایتا می‌توانست به وسط تابستان بیفتد. در زمان پاپ گرگوری 13 در اواخر قرن 16 میلادی میزان اختلاف تقویم جولیوس به ده روز بالغ شد، اعتدال بهاری سال 1582 به یازدهم مارس افتاد، چنانچه طول سال شمسی کمتر از 25/365 روز بود.

در این زمان طول واقعی سال شمسی شناخته شد و پاپا گرگوری در مطابقت با آن ، تقویم را اصلاح کرد. او ده روز از سال 1582 میلادی کم کرد، تا اینکه از سال بعد ، اعتدال بهاری دوباره به 21 مارس بیفتد. روز بعد از پنج شنبه چهارم اکتبر ، 1582 به جمعه پانزدهم اکتبر تبدیل شد (تداوم روزها تغییر داده شد و روز جمعه به جای خود باقی ماند). با این تغییر تقویم جولیوسی که تغییر نکرده بود، مرتبا ، تقویم گرگوری اختلاف بیشتری پیدا می‌کرد. گرگوری برای رفع اختلاف بین سال شمسی و تقویم جولیوسی ، قانونی وضع کرد که هر چهار صد سال سه روز از سال کم گردد. برای این کار چنین وضع شد که سالهایی که شماره آنها به دو صفر ختم می‌شود سال کبیسه به حساب نیایند مگر آنکه دو عدد سمت چپ آنها بر عدد چهار قابل تقسیم باشد.

یک نابرابری دیگری باقیماند، که سال گرگوری بدین ترتیب 2425/365 روز می‌شود و بنابراین به اندازه 0003/0 روز از سال شمسی بلندتر است. این اضافه ، در هر ده هزار سال به سه روز بالغ می‌گردد و اما در چنین مدت درازی عوامل دیگری وارد می‌شوند. طول سال شمسی دارای تغییرات بسیار کندی است و طول آن تغییر می‌کند. قانون مربوط به این تغییر کاملا شناخته شده نیست. به علاوه حرکت وضعی زمین به دور محور چرخشی آن دستخوش تغییرات است که بعضی از آنها قابل پیش بینی است. تمام کشورها بلافاصله اصلاحات گرگوری را بکار نیستند. در حال حاضر کلیه کشورها تقویم گرگوری را حداقل برای منظور رسمی قبول کرده‌اند. 

 

تقویم خورشیدی خیام:



روزی که گذشت هیچ از او یاد مکن فردا که نیامدست فریاد مکن 
برنامده و گذشته بنیاد منه حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
چه کسی باور می کند این سخن درناپایداری زمانه، از لبان کسی تراویده که دقیق ترین سنجش زمانه در تاریخ بشر را بدست داده است؟ همانی که تقویم روی میزمان یادگار جاودانه اوست: ابوالفتح عمربن ابراهیم خیام نیشابوری
این منجم، ریاضیدان و شاعر بزرگ احتمالا در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور چشم به جهان گشود و در سال ۵۱۷ هجری قمری در ۷۸ سالگی درگذشت. وقتی که آمد، گاهشماری ایران با همه پیشینه درخشانی که داشت، پریشان بود و وقتی رفت، ایرانیان مفتخر به داشتن دقیق ترین تقویم جهان بودند؛ نه فقط در آن زمان که تا به امروز

تنظیم تقویم جدیدی با مبدأ هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه و بر اساس سال خورشیدی، به سبب اختلالاتی بود که در سده پنجم هجری در گاهشماری ها وجود داشت
پیش از اسلام و به روزگار زمامداری ساسانیان ( ۲۲۶ تا ۶۵۲ میلادی ) هر سال مرکب از ۳۶۵ شبانه روز در ۱۲ ماه بود. از آن جا که سال مداری یا حقیقی ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۹ ثانیه است و سال عرفی ساسانیان، سرراست ۳۶۵ روز بود، هر ۴ سال یک بار، سال عرفی از سال حقیقی یک روز عقب می افتاد و نوروز با اول فروردین برابری نداشت. همچنین هر ۱۲۰ سال یک بار، سال عرفی یک ماه از سال حقیقی عقب تر بود
منجمان ساسانی چاره کار را در این دیدند که با گذشت هر ۱۲۰ سال، یک سال را به صورت چرخشی ۱۳ماهه حساب کنند. یعنی بعد از ۱۲۰ سال اول، دو ماه فروردین و بعد از ۱۲۰ سال دوم، دو ماه اردیبهشت داشته باشند و به همین ترتیب تا ماه اسفند پیش بروند. این رویه تا پایان دوره ساسانی رواج داشت، اما پس از اسلام به فراموشی سپرده شد و انطباق سال عرفی با سال حقیقی به هم خورد
در زمان سلطنت ملکشاه سلجوقی (۴۶۵ تا ۴۸۵ هجری قمری) و وزارت خواجه نظام الملک توسی، احتمالا به اشاره خواجه، تصمیم گرفتند که به نابسامانی درگاهشماری پایان دهند و از این رو حکیم عمر خیام نیشابوری مأمور شد با همراهی گروهی از منجمان برجسته، محاسبات جدیدی را ترتیب دهد
در آن زمان ، خیام که هنوز از مرز ۳۰ سالگی نگذشته بود، شهرت علمی درخور توجهی داشت و مورد احترام ملکشاه سلجوقی و خواجه نظام الملک بود. بدین سبب اصلاح تقویم به او واگذار شد
تنظیم گاهشماری جلالی و زیج پیوسته به آن که زیج ملک شاهی خوانده شد، به احتمال زیاد در شهر اصفهان - پایتخت سلجوقیان - و بنابر گفته ای دیگر در ری یا نیشابور آغاز شد
اعضای گروه تنظیم تقویم غیر از خیام عبارت بودند از ابومظفر اسفزاری، ابوعباس لوکری، محمد بن احمد معموری، میمون بن نجیب واسطی و ابن کوشک بیهقی مباهی
همچنین عبدالرحمان خازنی (خدمتکار خزانه‌دار مرو) که به شکل غیرحرفه ای و بنا بر علقه های شخصی به پژوهش درباره تقویم سرگرم بود، در شهر مرو محاسبات جداگانه را به انجام رساند و یافته های علمی خود از جمله شیوه سنجش نوروز را برای گروه خیام فرستاد. بخشی از محاسبات خازنی از سوی گروه پذیرفته و به رسمیت شناخته شد
اکنون از این نام ها که هریک ستارگانی در سپهر دانش بودند، چیز زیادی نمی دانیم و خیام را نیز بیشتر به اسباب و علل دیگر از جمله رباعیاتش می شناسیم . تقویم دقیقی هم که از زیر دست اینان بیرون آمد، به نام شاه زمانه، ملکشاه سلجوقی، تقویم جلالی خوانده شد؛ نه تقویم خیامی
تقویم جلالی ، موفق شد که سال عرفی را با سال طبیعی تطبیق دهد . نه فقط نوروز ، درست در اول بهار یا به اصطلاح منجمان در نقطه اعتدال بهاری قرار گرفت ، بلکه تمام فصل های عرفی با فصل های حقیقی منطبق شدند
این که امروزه در تقویم ایرانی یا همان جلالی ، بهار و تابستان ۹۳ روز است ، فصل پاییز ۹۰ روز دارد و زمستان ۸۹ روز حساب می شود ، برای این است که اول هر فصل عرفی دقیقا برابر با آغاز فصل حقیقی باشد
سالی که با تقویم جلالی محاسبه می شود، برخلاف سال میلادی که در هر ۱۰ هزار سال ، نزدیک به سه روز با سال حقیقی اختلاف پیدا می کند، همواره مطابق با سال حقیقی است و هیچ گاه از آن عقب نمی ماند. از همین رو ، سال های کبیسه در تقویم جلالی ثابت نیستند و بر مبنای رصد سالانه تعیین می شوند
به طور معمول هر چهار سال یک بار ، سال را کبیسه می گیرند، اما پس از گذشت ۲۸ یا ۲۹ سال، کبیسه گرفتن بعد از ۵ سال اجرا می شود؛ یعنی به جای آن که سال ۳۲ را کبیسه حساب کنند ، سال ۳۳ را کبیسه می گیرند
تاریخ تأسیس تقویم جلالی، روز جمعه نهم رمضان سال ۴۷۱ هجری قمری بود. در این تاریخ، خیام کمابیش جوانی ۳۲ ساله بود. لابد در این ۳۲ سال دانش بزرگی اندوخته بود که می توانست دقیق ترین تقویم جهان را تنظیم کند؛ تقویمی که هزار سال پس از او هنوز به کار می آید و ارزش و اعتبارش کاستی نگرفته است
این همه از دست کسی برمی آمد که دم را غنیمت می شمرد و مکرر در مکرر فانی بودن جهان را گوشزد می کرد. مردمان را به شاد زیستن فرامی خواند و از غم دنیا بر حذر می داشت. ثانیه ها و دقیقه ها و روزها و هفته ها و ماهها و سال ها را جملگی یک نفس عزیز می دانست؛ نفسی میان کفر تا به دین و ازعالم شک تا به یقین و می خواست که این یک نفس را نه در سرگردانی که در شادمانی به سرآورد
آن گاه که تقویممان بدست خیام ورق می خورد و نوروز خرامان از راه می رسد، او نیزپای سفره هفت سین در شادیمان شریک است و طنین صدایش از ورای قرون و اعصار به گوش جان می رسد
خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ساده رخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش

 


امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : جمعه نویسنده : جمعی از نویسندگان l بازدید : 193

 

 ویژگی رفتاری زنبور ها

 

۱) انتخاب الگو:
زنبور عسل حشرات مفید و ارزشمند و پاکیزه‌ای هستند. در تمام طول عمرشان الگویشان گل است. فقط دنبال گل هستند تا از شکوفه‌ تلخ گل، گرده و شهد تهیه کنند. گرده گل را برای غذای نوزادان و شهد گل را برای شفای مردم درست می‌کنند. اگر ما برای به دست آوردن غذای روح و جسم خود الگوی خوب داشته باشیم بسیاری از مشکلات ما حل می‌شود .

 
۲) درست استفاده کردن
کوچکترین شکوفه گل توسط زنبور عسل گرده‌افشانی می‌شود ولی زنبور طوری روی آن قرار می‌گیرد که آسیبی به آن نرسد. بنابراین ما هم می‌توانیم در برخورد و تعامل با همنوعان خود طوری عمل کنیم که هیچ وقت مشکلی به وجود نیاوریم.

۳) محصول زنبو عسل، “عسل” است:
بنابراین ما هم می‌توانیم با زبان و اعمال خود نتایج شیرین‌تر از عسل داشته باشیم ولی در صورتی که قضاوت عجولانه و غیرمنطقی داشته باشیم نتایج آثار اعمال و زبان ما تلخ‌تر از همه چیز خواهد بود

۴) ملایمت و انعطاف پذیری:
زنبور عسل، تولید موم می‌کند زنبور با ترشح غده‌های موم ساز خانه‌هایی از موم می‌سازد و داخل آن عسل می‌ریزد. موم با اینکه خیلی شکننده و ملایم است ولی در گرما و سرمای زیاد هم می‌تواند ظرف خوبی برای نگهداری عسل باشد

۵) سرافرازی و صبوری:
همیشه زنبور عسل چون از دسترنج خودش استفاده می‌کند سرافراز و صبور است. برای تهیه یک قاشق عسل که ۲۵ گرم می‌باشد، چهار هزار زنبور بیست هزار گل را ملاقات می‌کنند، ۷ بار فاصله بین کره ماه و زمین را می‌پیمایند. برای تهیه ۱ کیلو عسل ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون گل را باید گرده‌افشانی کنند

۶) سخت‌کوشی و تلاشی خستگی‌ناپذیر:
یک عدد زنبور در طول ۱۵ روز عمرش در فصل بهار و تابستان ۷۰ هزار سورتی پرواز می‌کند. سرانجام بر اثر بال زدن زیاد (چون ۴۰۰ دفعه در هر ثانیه بال می‌زند، ۳۵ کیلومتر را در یک ساعت می‌پیماید و ۲۰ کیلومتر را بدون وقفه می‌رود) با بال‌های مجروح و بدن زخمی و خون آ‌لود جانش را به جان آفرین تسلیم می‌کند

۷) ایثار و تسلیم بدون توقع:
فاصله بین قاب‌ها در کندوی لانکسروت هشت میلیمتر است. یک زنبور باید با تن خسته و کیسه‌ پر از عسل بخصوص در اواخر روزهای گرم تابستان از درب پرواز وارد کندو شده و در یک جای تنگ و تاریک عسل (شهد گل) را از میان قاب‌ها از پایین کندو به طبقات دوم و سوم برساند. جالب است بدانیم در بهار و تابستان در هر کندو بین ۹۰ تا ۱۲۰ هزار زنبور وجود دارد، ازدحام جمعیت خود مهمترین عامل فشار و گرما و ضیق جا است

۸) سازماندهی و تقسیم وظایف:
معمولا یک زنبور کارگر بعد از تولد ۱۲ روز اول نگهبانی و پرستاری از ملکه و نوزادان و نظافت را به عهده دارد. بعد از ۱۲ روز علاوه بر وظایف یاد شده کار معماری و مهندسی و بنایی را باید انجام دهد. یعنی سه نوع خانه باید بسازد؛حجره‌های کوچک برای کارگران، حجره‌ای متوسط برای زنبوران نر، حجره بزرگ شبیه بادام‌زمینی برای پرورش ملکه که در اصطلاح به آن سلول ملکه یا شاخون می‌گویند. بعد از ۲۱ روز زنبور کارگر بالغ شده تا ۱۵ روز پرواز می‌کند. برای تهیه شهد، گرده، زهر، بره موم، آب به فعالیت می‌پردازد.
مهمترین فعالیتهای اثربخش را در کندو زنبوران کارگر (ماده بکرزا) انجام می‌دهند. زنبور نر خاصیتش فقط برای باروری ملکه جوان است. تاکنون حشره‌شناسان وظیفه دیگری برای زنبور نر اعلام نکرده‌اند .
ملکه زنبور عسل که حکم “شاه کندو”‌ را دارد ۲۰۰ روز در سال تخمگذاری می‌کند روزی ۱۵۰۰ تخم. وظیفه ملکه حفظ و بقای نسل است. ضمنا ملکه گازی از خود متصاعد می‌کند که به آن فرمون یا نظم‌دهنده اجتماعی نیز می‌گویند. این گاز موجب می‌شود که تمام زنبورها به وظایف خود به خوبی عمل کنند.

۹) ایثار ملکه در کندوی عسل:
حدود ۱۱ تا ۱۴ روز طول می‌کشد تا یک تخم به ملکه تبدیل شود. ملکه ۳ تا ۱۰ روز بعد از تولد آواز مخصوص جهت آغاز زندگی جدید را می‌خواند. معمولا بعد از ظهر یک روز آفتابی در فصل بهار ملکه جدید از کندو خارج شده چون بسیار خوشبو و معطر است بیش از ۱۰۰۰ زنبور نر برای رسیدن به وصالش به تعقیب ملکه می‌پردازند. ملکه برای اینکه بهترین نژاد را نسل آینده به وجود آورد در آسمان لایتناهی صعود می‌کند و اوج می‌گیرد. نرهایی که وی را تعقیب می‌کنند یکی پس از دیگری از پا در می‌آ‌یند.
چون به دلیل خستگی پرواز به فضای بالا نفسشان می‌برد. ملکه آنقدر اوج می‌گیرد که هیچ پرنده دیگری نمی‌تواند در آن فضا پرواز کند تا مزاحمش شود. معمولا در ارتفاع بالا حرکت باد هم ضعیف، آسمان صاف و روشن و دور از چشم همه موجودات زمینی آخرین زنبور نری که جسارت و قدرت جسمی مناسبی داشته باشد و به ملاقات وی می‌آید باهم زندگی جدید را شروع وقدرت باروری ملکه را تنظیم می‌کند. بعد همین زنبور بعد از ازدواج یک دقیقه‌ای خودش مثل شهاب سنگ به زمین می‌‌افتد و ملکه مزدوج شده و با وقار و متانت به کندوی خودش بر می‌گردد تا آخرعمرش هیچوقت کندو را ترک نمی‌کند مگر در شرایط بچه‌دهی. عمر ملکه ۲ تا ۴ سال است. یکبار در عمرش ازدواج می‌کند و اسپرم‌هایی را که با ازدواج اولیه گرفته برای تمام عمرش ذخیره و بارور می‌کند .

۱۰) مفید بودن زنبور عسل برای خود و دیگران:
هر موجودی جهت زنده ماندن مجبور است موجودی دیگر را از بین ببرد یا خودش موقع صید و صیادی از بین برود جز زنبور عسل که برای سیر شدن خودش و سیر کردن انسان‌ها هزاران موجود دیگر را هم سیر می‌کند بدون اینکه مزاحم و باعث از بین رفتن موجودی شود. یعنی زنبور عسل با عمل گرده‌افشانی موجب ازدیاد تولید محصولات باغی،‌ صیفی، زراعی شده همچنین غذای شیرین انگبین یا عسل را تولید می‌کند اما ما انسان‌ها برای سیر شدن خود و پذیرایی از مهمان‌ها و همنوعان خود حتما باید جانداری را بی‌جان کنیم مثل کشتن و سر بریدن پرندگان، ماهی، گوسفند، گاو، شتر، غاز، بوقلمون، اردک، مرغ و ...

۱۱) آگاهی، بصیرت و دوراندیشی:
تمام موجودات بخصوص انسان‌ها در مواقع قحطی (مشکلات، جنگ، زلزله، سیل) قوه جنسی آنها جهت بقای نسل ادامه می‌یابد جز زنبور عسل (شما شاهد هستید در کشورهای جهان سوم بخصوص کشورهای فقیر آفریقایی ازدیاد نسل و زاد و ولد بسیار زیاد و نامناسب است.)
ولی زنبور عسل در مواقع کمبود گرده و گل و شهد به ملکه خود اطلاع می‌دهد و ملکه از تخم‌ریزی باز می‌ایستد تا نوزادانش دچار گرسنگی و قحطی نشوند. تا زمانی که وضعیت گل و شهد عادی نشده، ملکه تخم‌ریزی نامحدود نمی‌کند. به محض عادی شدن گل و شهد دوباره ملکه شروع به تخم‌ریزی و فعالیت می‌کند

۱۲) جامع و فراگیر بودن موجوداتی که از زنبور عسل بهره می‌برند:
انسان‌ها، از انگبین یا عسل، از گرده گل، از موم، ژله
طیور و پرندگان: گرده‌افشانی گل موجب ازدیاد آفتابگردان، پنبه،‌ سویا، کلزا شده، پستانداران، پرندگان اهلی و وحشی زیادی از آن بهره می‌برند.

۱۳) قانع و نجیب بودن زنبور عسل:
زنبور عسل دارای ۲ معده است. معده اول یا چینه‌دان برای جمع‌آوری و حمل شهد است که زنبور پس از حمل آن به کندو از معده اول یا کیسه عسلی داخل حجره‌ها خالی می‌کند . بین کیسه عسلی یا معده اول و معده دوم دریچه‌ای است که روزی یک سر سوزن عسل یا شهد را از دریچه وارد معده اصلی خود کرده، آن را جهت سوخت و ساز خودش مصرف می‌کند. هیچوقت از ذخیره عسل خودش مصرف بی‌رویه یا اسراف نمی‌کند. به حق خود قانع است. از قناعت و مناعت طبع عالی برخوردار است.

۱۴) تیزبینی و هوش زنبور عسل:
دنیای زنبور نه فقط از حیث زیبایی جالب توجه است بلکه از لحاظ روایح عدیده نیز مطلوب می‌باشد. زیرا در انتهای شاخک‌های زنبور عسل ۵ هزار حفره شامه قرار گرفته که بدان وسیله روایح دنیا را استشمام می‌کند و نیروی این حفره شامه به قدری زیاد است که زنبور عسل بوی یک گل سیب (فقط یک گل را) از مسافت ۱ کیلومتر استشمام می‌کند. زنبور کارگر ۳ چشم مرکب و ۱۳ هزار چشم ساده در سرش تعبیه شده که در آن واحد پس از پرواز می‌تواند تمام اشیا و علائم محیط خود را ببیند و شناسایی و نشانه‌گذاری کند تا موقع برگشت به کندویش اشتباه نکند

۱۵) طرد ناپاکان:
هیچ زنبوری حق ندارد در مکان کثیف و آ‌لوده بنشیند. چنانچه زنبوری با دست و پای کثیف و آ‌لوده (نجس) وارد کندو شود بلافاصله توسط نگهبانان خشن و بدون مماشات اعدام و به بیرون انداخته می‌شود تا درس عبرت برای دیگر زنبورها باشد. اگر در جوامع انسانی همین روش پیاده شود آیا افراد محتکر، سودجو، مفسد و ولگرد می‌توانند عرض اندام کنند؟ 

۱۶) اجتماعی بودن زنبور عسل:
زنبور عسل همیشه باید به صورت اجتماعی و جمع زندگی کند تا بتواند با تعامل با دیگران همزیستی و آرامش داشته باشد. شاید ما انسان‌ها زندگی در اجتماع را نمی‌توانیم تحمل کنیم. گاهی مشاهده می‌شود که افراد دوست دارند برخلاف قانون اجتماع بابرهم زدن رسوم و آ‌داب اجتماع موجب آزار و اذیت دیگران شوند!
اما اگر شما یک زنبور عسل را در بهترین شرایط سلامتی و آ‌ذوقه فراوان به تنهایی در یک اتاق یا یک جعبه نگهداری کنید، بعد از چند روز آن حیوان می‌میرد. البته مرگ او ناشی از گرسنگی و یا سرما و گرما نیست بلکه از تنهایی و نداشتن مونس و همدم جان می‌سپارد.

۱۷) عدم مماشات و مصلحت‌جویی:
در شهر زنبور عسل تنبلی و تن‌پروری در کار نیست و همه باید کار کنند. به همین جهت بیکاران و مفت‌خوران را بدون هیچ ترحمی طرد می‌کنند.

۱۸) از خود گذشتگی:
در فصل بهار جمعیت کندو به طور بی‌سابقه‌ای زیاد می‌شود طوری که شب‌ها وقتی که کارگران از صحرا مراجعت می‌نمایند، در داخل کندو جایی برای استراحت پیدا نمی‌کنند. ناچارند که خارج از کندو و در آستان آن به خواب روند چون شب‌های بهار سرد است روز دیگر عده زیادی از آنها که بیرون کندو خوابیده‌ بودند بر اثر سرمای شب از بین می‌روند

۱۹) آگاهی و شعور:
ملکه زنبور به عنوان یک حاکم و مدیر آگاه هر روز حساب متولد شدگان را می‌کند و دقت دارد که مبادا شمار موالید از میزان گل‌های صحرا زیادتر باشد و وقتی که دید در صحرا گل فراوان است ازدیاد موالید را شروع می‌کند

۲۰) اطاعت از جمع:
وقتی که ملکه یا حاکم پیر شده و نمی‌تواند تخم‌گذاری کند به راحتی اجازه می‌دهد که کارگران ملکه جدید را به وجود آورند و حکومت را از دستش بگیرند. در اینجا حاکم مطیع محض جمع است و هیچ اصراری به ادامه حکومت ندارد

۲۱) دوراندیشی ساکنین شهر عسل:
زنبورهای عسل وقتی که می‌خواهند ملکه پیر را عوض و جانشین برای او انتخاب کنند با احتیاط و دوراندیشی تا لحظه آخر جهت اطمینان ۲ یا ۳ ملکه نوزاد را نگهداری می‌کنند در صورتی که ملکه منتخب در پرواز ازدواج خودش دچار مخاطره شود جایگزین داشته باشد.

۲۲) تقسیم وظایف براساس استعداد و توانایی:
ملکه زنبور عسل وظیفه هریک از ساکنان شهر را بر طبق استعداد آنها معلوم می‌کند و هرکسی را به یک کار می‌گمارد
به دایه‌ها و پرستاران دستور می‌دهد که تخم‌ها و لاروها و شفیره‌ها را مورد پرستاری قرار دهند.
به ندیمه‌ها دستور پرستاری از خودشان را می‌دهد که همواره مواظف او باشند.
بعضی از زنبورها وظیفه تهویه کندو را در گرما دارند.
بعضی از زنبورها به عنوان مهندسین و کارگران و بناها هستند که معمولا کارشان خانه‌سازی است.
بعضی وظیفه آوردن صمغ نباتی را دارند که بدان وسیله شکاف‌ها و سوراخ‌های کندو را مسدود کنند. این وظیفه کارگران است، همچنین کارگران برای ادامه حیات زنبوران آب مورد نیاز کندو و نمک برای رشد و نمو نوزادان را تامین می‌کنند.

۲۳) رعایت مسائل بهداشتی و ذخیره آ‌ذوقه:
ملکه به بعضی از کارگران دستور می‌دهد که مقداری “اسیدفرمیک” وارد عسل کنند که از فاسد شدن و متعفن شدن آن جلوگیری شود و هروقت عسل حجره به غلظت کافی رسید درش را ببندند (باموم.) و بعضی از کارگران موظفند داخل کندو را تمیز نگاه دارند. اگر لاشه زنبور مرده وجود داشته باشد صریحا بیرون ببرند و از ورود زنبورهای بیگانه به داخل کندو جلوگیری کنند.

۲۴) هدف والا و ارزشمند داشتن:
در روزهای بهار و تابستان می‌بینیم از اول طلوع آفتاب تا غروب آ‌فتاب هریک از زنبورها بیش از ۵ هزار بار پرواز می‌کنند تا شهد و گرده جمع‌آوری کنند. سوال این است که آیا این زنبورها برای رفع گرسنگی خود این تعداد پرواز را انجام می‌دهند؟ در جواب این سوال باید بگوییم خیر، اینها می‌توانند حتی با یک پرواز به اندازه نیاز خود غذا تهیه کنند. ولی این حشرات ارزشمند هدف بالاتر از رفع نیاز خود دارند.

۲۵) مهاجرت برای تکامل و پیشرفت دیگران: مهاجرت زنبور عسل با مهاجرت انسان‌ها تفاوت زیادی دارد.چون بیشتر مهاجرت انسان برای نجات خویش است و برای به دست آوردن امکانات بهتر و راحت‌تر یا از ترس گرسنگی، قحطی، جنگ، خشکسالی و سایر عوامل طبیعی و غیرطبیعی (انسانی.) اما زنبور عسل مهاجرتش برای بقای نسل و سعادت و رفاه دیگران است. چون بدون اینکه عاملی آنها را تهدید کند خانه آباد و پر از عسل خود را رها کرده و با ایثار و از خودگذشتگی حدود ۷۰ هزار نفر از جمعیت ۹۰ هزار نفری کندوی خود را ترک کرده و با اینکه مهاجرت ممکن است مخاطراتی را در پیش داشته باشد ولی این کار را کرده و کندوی آباد و پر از آ‌ذوقه را جهت رشد و نمو شفیره و کارگران تازه به دنیا آمده ترک می‌کنند و خودشان زندگی جدیدی را در خانه‌هایی که دوباره می‌سازند و آ‌باد کنند شروع می‌کنند
شایان ذکر است که زنبورها دارای ۲ چشم مرکب، ۳ چشم ساده هستند.هریک از چشم‌های مرکب دارای ۶ تا ۷ هزار سطح است یعنی حدود ۱۳ هزار آ‌ئینه در چشم آنها تعبیه شده که بتوانند با زیبایی خاصی جهان پیرامون خود را ببینند.

۲۶) داشتن علائم گوناگون:
زنبوران عسل چند نوع آواز دارند.
آواز شادمانی و سرور
آواز فراوانی و وسعت معیشت
آ‌واز مرثیه و آهنگ‌های غم‌آ‌ور (در موقع مرگ ملکه (یتیمی)
آواز کوبنده وخشم (موقع قتل عام نرها)
جالب است بدانیم زنبوران عسل به صداهایی که ما تولید می‌کنیم چون ربطی به زندگی آنها ندارد هیچ توجهی ندارند و با صدای جهان خارج کندو از فعالیت خود دست نمی‌کشند.

۲۷) غنای طبع:
زنبور عسل غنای طبع زیادی دارد به دلیل اینکه اگر بعد از مهاجرت از گرسنگی هم بمیرند محال است از یکی از شهرهای مجاور کمک بخواهند یا به کندوی خودشان برگردند. چنانچه هر بدبختی و فاجعه‌ای هم برای زنبور مهاجر پیش بیاید هرگز به شهر اول بازگشت نمی‌کنند.
صدها بار اتفاق افتاده صاحبان کندو بعد از مهاجرت، زنبورهای مهاجر را گرفته و نزدیک شهر اول جا داده‌‌اند. ولی آنها از گرسنگی یا سرما جان داده‌اند و حاضر نشدند که وارد شهر اول که شاید رایحه آن را هم استشمام می‌نمودند بشوند، در صورتی که تمام آن شهر با دسترنج آنها به وجود آمده بود.

۲۸) آرمان داشتن:
تمام کارهایی را که زنبور عسل انجام می‌دهد دارای آرمان است. نمونه‌ای از آرمان این است که می‌خواهد نسل آ‌ینده راحت زندگی کند.

۲۹) ظیفه‌شناسی دقیق و صرفه‌جویی:
زنبور عسل تمام حرکات و اصوات و فعالیت‌هایش از روی منطق و دقت است. در تمام عمرش خواب ندارد. شبانه روز به فعالیت هدفدار و منطقی خویش ادامه می‌دهد.

۳۰) مقررات و نظامات و تشکیلات:
تمام امور و اقدامات زنبوران عسل از روی قاعده و قانون و نظم و تشکیلات است به همین دلیل خداوند علیم در سوره نحل به پیامبر(ص) می‌‌‌فرماید کار زنبور عسل برای کسانی که اهل تفکر هستند نشانه و آیت خداوندی است

۳۱) بهینه‌سازی:
غذای زنبور عسل از گل‌ها و شکوفه‌ها است نتیجه‌اش عسل است که موجب شفا و طراوات ما می‌شود و این حاصل نمی‌شود مگر با فداکاری بزرگ و عجیب زنبوران. جالب است بدانیم کل عمر یک زنبور ۵ هفته بیشتر نیست. غذای روزانه یک زنبور شهد ۲ تا ۳ گل کافی است در صورتی که هر زنبور در هر ساعت ۳۰۰ گل را می‌مکد و آن را به عسل تبدیل می‌کند.

۳۲) تعامل با یکدیگر:
معمولا زنبورها وقتی که از صحرا به کندو بر می‌گردند خسته هستند و به وسیله شاخک خود قدری با دربان‌‌ها صحبت می‌کنند. بعد وارد کندو شده و توشه خود را که شیره گل و گرده باشد به مامورین مخصوص حمل و نقل می‌دهد تا در انبارها ذخیره شود.

۳۳) جمع‌آوری توشه برای روزهای سرد و سخت زمستان:
زنبورها در تابستان با تمام نیرو با استفاده از انرژی خورشید شهد گل را با آمیختن نور خورشید به آن جمع‌آوری و پس‌انداز می‌کنند تا در روزهای سرد پاییزی و زمستانی آسوده باشند. ما انسانها روزهای سختی را در پیش داریم، روزی که دست ما به جایی بند نیست.
بنابراین باتوجه به حدیث شریف دنیا مزرعه آخرت است باید برای روزهای آتی جهان آخرت زاد و توشه مناسب و تقوی، حسن خلق، صبر، نماز، انس با قرآن و عترت(ع) جمع کنیم.ميگنا دات آي آر.همچنین برای ادامه زندگی دنیوی خود محتاج دیگران نباشیم و دست خود را به سوی هرکس دراز نکنیم، عزت نفس خود را حفظ کنیم.جالب توجه است که زنبور بدون یک لحظه استراحت وقتی که محموله‌اش را به زنبور مخصوص حمل و نقل تحویل می‌دهد بلافاصله و بدون توقف به دنبال کار خود می‌رود.

۳۴) پرستاری شایسته از همنوعان:
بعضی از زنبورها که وظیفه‌شان پرستاری از تخم، لارو،‌ شفیره و ملکه است جمعا باید از ۴۷ هزار تخم، لاروف شفیره و ملکه پرستاری کنند این خود قابل تامل است.

۳۵) گرامیداشت روز جشن عمومی:
معمولا زنبوران روز مهاجرت خود را جشن فداکاری می‌گیرند و یک روز فقط در عمرشان بیکاری و جشن است آن هم همین روز مهاجرت است که با اشتها و میل خود عسل می‌خورند آن هم فقط از دسترنج خودشان نه دیگران. در این روز زنبور عسل به علت خوشحالی نیش نمی‌زنند. اصلا آن قدر مست و هیجان‌زده هستند که به دشمن خود توجه نمی‌کنند. مربی یا زنبور دار به راحتی با دست می‌تواند بچه زنبور را بگیرد و در سبد یا جعبه بریزد
تذکر: هر وقت ملکه جوان می‌خواهد به دنیا بیاید ملکه پیر یا حاکم وقت تعدادی از زنبورهای کارگر حدود ۷۰ هزار عدد را با خود همراه می‌کند و مهاجرت می‌کنند و به صورت خوشه‌ای یک جا جمع می‌شوند که در اصطلاح به آن بچه زنبور می‌گویند. این جمعیت، خانه آباد و پر از عسل خود را برای نوزادان و نسل آینده رها کرده خود را برای درست کردن خانه جدید آماده می‌سازند. اگر صاحب کندو متوجه بچه زنبور یا همان خوشه زنبور شود و آنها را وارد یک کندوی خالی کند یک کلنی جدید به وجود می‌‌آید در صورتی که زنبوردار آنها را نگیرد زنبورها بعد از چند ساعت همگی به همراه ملکه به حرکت درآمده خودشان شکاف کوه صخره یا درخت کهن را برای خانه انتخاب می‌کنند و مشغول خانه‌سازی و جمع‌آوری عسل می‌شوند.

۳۶) وفاداری نسبت به حاکم یا رهبر
زنبور عسل در سخت‌‌ترین شرایط از ملکه خود محافظت می‌کند. بعضی مواقع اتفاق می‌افتد که هزاران زنبور به دلیل عوامل مختلف می‌میرند ولی ملکه در میان لاشه‌ها و زنبورهای نیمه‌جان زنده مانده است یعنی یک دیوار جاندار درست می‌کنند تا از ملکه خود محافظت کنند. در مواقع قحطی تا آخرین قطره عسل خود را به ملکه می‌خورانند و خود از گرسنگی می‌میرند ولی نمی‌گذارند که او بمیرد.
اگر ملکه بمیرد یا مفقود شود زنبورها صدای مخصوص از خود به ‌وجود می‌آورند که دقیقا شبیه گریه است و حتی ما هم می‌توانیم بشنویم. یتیم شدن زنبورها را از گریه زنبورها می‌فهمیم. حتی دست از کار و فعالیت می‌کشند و نوحه‌گری می‌کنند. جالب است در حوادث نابودی دسته جمعی یا قحطی، آخرین فردی که می‌میرد ملکه است.
مرگ ملکه بعضی مواقع ممکن است به علت سهل‌انگاری زنبوردار در هنگام بازدید و قرار دادن ملکه دربین قاب باشد، یا اینکه زنبوردار قابی را که درحال بازدید است بلند کند پشت سر کندو داشته باشد ملکه بیفتد و در بین علف‌ها یا زیر پا برود.
اگر ما ملکه زنبورها را برباییم زنبورها ناامید می‌شوند و از کار باز می‌مانند و اگر ملکه را به آنها بازگردانیم زنبورها اظهار شادی می‌کنند، او را نوازش می‌نمایند و در مقابل وی از سر و کول یکدیگر بالا می‌‌روند و بعضی از آنها، سر را روی زمین می‌گذارند و شکم و پاها را به هوا بلند می‌کنند و در آن حال می‌رقصند و آ‌واز می‌خوانند.

۳۷) عشق به وطن
زنبور عسل هیچ وقت وارد کندوی دیگری نمی‌شود. تمام تلاشش این است که ماموریت محوله را به خوبی انجام داده به وطن خویش برگردد. بخصوص زنبورداران نگهبان هرگز اجازه نمی‌دهند که زنبور دیگر یا حیوان دیگر وارد حریم آنها شود. چنانچه حیوانات موذی مثل موش، مارمولک یا مار وارد کندو شود بلافاصله او را کشته و جسد آن را مومیایی می‌کنند تا تعفن آنها موجب آزار ساکنین نشود.

۳۸) معماری و مهندسی:
زنبور عسل چنان با نقشه مشخص اقدام به ساختن حجره‌ها و سلول‌ها می‌کند که بسیار ماهرانه و مهندسی است. آنها با ساختن خانه‌ای مسدس کمترین مصالح را در خانه‌سازی به کار می‌برند و طوری صفحه موم آج شده داخل قاب را گونیا می‌گیرند که هیچ جای اضافی به قول مهندسین ما “پرت” به وجود نمی‌آ‌ید. در زمینی که آ‌نها اقدام به خانه‌سازی می‌کنند جای مهم یا کم اهمیت، دو نبش یا سه نبش هیچ مفهومی ندارد و تمام سطح قاب را یکسان استفاده می‌کنند.

۳۹) نرساندن آزار و اذیت به دیگران:
با این تعداد جمعیت یعنی حدود ۹۰ هزار عدد زنبور در یک کندو که همه اقشار و صنوف اعم از حاکم، مهندس، پرستار، بنا، نگهبان و انباردار و ... وجود دارند طوری باهم سازگاری و تعامل دارند که هیچ وقت به همدیگر آزار نمی‌رسانند بلکه همه همدیگر را کمک می‌کنند.

۴۰) ساختن سنگر دفاعی در مقابل دشمن:
در نقاطی که حشره عسل‌خور موسوم به “آتروپوس” فراوان است زنبورها مقابل کندو به وسیله موم یک طارمی ایجاد می‌کنند به طوری که خودشان می‌توانند از بین دو میله کاری عبور نمایند اما آ‌تروپوس که شکم بزرگی دارد قادر به عبور از آن نیست.

۴۱) انعطاف‌پذیری:
ملکه از روشنایی و پرواز در فضا و گردش روی گل‌ها چشم می‌پوشد و رضایت می‌دهد مغز او فوق‌‌العاده کوچک شود و در مقابل دستگاه تناسلی وی بسیار بزرگ گردد و کارگران از لذات عشق صرف نظر می‌کنند و موافقیت می‌کنند اندام تناسلی‌شان کوچک و مغزشان بزرگ شود و در روشنایی و فضای بیکران پرواز کنند و روی گل‌ها بنشینند.
نباید بگوییم کارهای زنبور عسل فقط از روی غریزه است، بلکه آنها عقل و هوش ذکاوت بالایی دارند. زیرا زنبورها می‌توانند یک کرم عادی یعنی (تخم روز( )لارو) را از خانه خود بیرون بیاورند و درخانه دیگر جا بدهند. به او غذای مخصوص یا ژله سلطنتی (ژله رویال) بخورانند تا مبدل به یکی از افراد خانواده سلطنتی یا ملکه شود.
کارگران قبل از انتقال لارو به مکان جدید ابتدا خانه‌ای به شکل بادام زمینی که به آن شاخون یا سلول ملکه می‌گویند و حدود یک بند انگشت است می‌سازند. تخم روز یا لارو به داخل آن منتقل و سپس غذای مخصوص ژله را در این سلول پر می‌کنند و درش را با موم می‌بندند. پس از ۱۱ روز همین لارو تبدیل به ملکه می‌شود. همچنین آنها می‌دانند ملکه دو نوع تخم می‌گذارد یک تخم نر، یک تخم ماده.
کارگران از تخم ماده ملکه برای ساخت ملکه جدید استفاده می‌کنند. به ظاهر هر دو نوع لارو شبیه به هم است ولی تشخیص زنبورها بالاتر از این است که اشتباه کنند. وزن مغز زنبور عسل ۱۷۴ مرتبه از وزن بدن او سبک‌تر است

۴۲) ماموریت اکتشافی
بعد از این که ملکه به همراه تعداد زیادی از زنبوران جهت مهاجرت از کندو خارج شود گروهی از زنبوران به عنوان مامور اکتشاف جهت مکان‌یابی به جنگل‌ها، تپه‌ها و کوه‌های اطراف عازم می‌شوند و وقتی مکان مناسب را پیدا کردند بر می‌گردند به ملکه خبر می‌دهند.

۴۳) مشورت
ماموران اکتشاف وقتی مکان‌های جدید را شناسایی کنند به ملکه اطلاع می‌دهند. ممکن است چند مکان توسط ماموران شناسایی و پیشنهاد شود. در این موقع زنبورها با ملکه مشورت می‌کنند. برای انتخاب جا این مشورت ممکن است چند ساعت حتی یک یا دو روز طول بکشد. بعد وقتی به تصمیم واحدی رسیدند همگی یک جا گروهی حرکت می‌کنند. برای مکان جدید در اصطلاح به این گروه زنبورها “وحشی” می‌گویند یعنی به سوی طبیعت بازگشته‌اند

۴۴) دقت و سرعت عمل:
زنبورهای مهاجر وقتی وارد کندوی جدید شوند جهت ساختن خانه جدید یا حجره موم عجله می‌کنند چون ملکه جهت تخم‌گذاری عجله دارد حتی تخم‌ها را روی زمین یعنی کف کند و می‌ریزد. زنبورها هم با صمغ و عسلی که با خود آورده‌اند نسبت به درز پوشی و بستن منفذها اقدام و موم‌بافی را شروع می‌کند.
باز تاکید می‌شود زنبور عسل فقط از روی غریزه کار نمی‌کند بلکه عقل و هوش هم دارد. چون وقتی ما برای ایجاد خانه جدید به آنها موم می‌دهیم آنها بلافاصله از موم ما جهت ساخت حجره‌ها استفاده می‌کنند. می‌فهمند اگر فقط از موم خودشان استفاده کنند ممکن است دو ماه طول بکشد تا خانه جدید را بسازند ولی با کمک ما می‌توانند ظرف یک هفته خانه‌شان را کامل کنند.

۴۵) آموزش نظامی، ردیابی و نقش‌کشی راهداری:
زنبورها به محض انتقال به مکان جدید محیط را شناسایی می‌کنند. همه اشیاء و بناهای منطقه را با رایانه مغزی خود نشانه گذاری می‌کنند.معمولا ۲ تا ۳ روز طول می‌کشد تا محیطی به شعاع ۷ کیلومتر را دقیقا نشانه‌گذاری کنند. در این بین اگر گل در فاصله نزدیک وجود داشته باشد، ظرف چند ثانیه زنبورها آن را پیدا کرده از رنگ و بو و شهد آن آگاهی پیدا می‌کنند. بعد از چند دقیقه شهد یا گرده را به کندو حمل می‌کنند

۴۶) توانایی انجام مهارت‌های گوناگون:
زنبورها چند نوع کار را به سرعت و دقت یاد می‌گیرند و نیازهای خود و همنوعان خود را تامین می‌کنند مثل تهیه زهر برای دفاع از خود، نقشه‌کشی، معماری، تولید عسل،‌ تولید موم، جمع‌آوری گرده گل،‌ تولید بره موم، تولید ژله رویال.
جای تاسف است بعضی جوانان ما مدارج عالیه تحصیلات دانشگاهی را طی می‌کنند ولی مهارت تامین نیازهای زندگی خود را ندارند و فقط می‌بینیم مدرک لیسانس، فوق لیسانس، دکترا را یدک می‌کشند. شاید روشن کردن یک بخاری گازی اتاق خود را بلد نباشند! یا هواگیری رادیاتور شوفاژ یا پختن نان یا غذای خود را بلد نیستند. اگر مادر یک روز غذا درست نکند از گرسنگی مستاصل می‌شوند!

۴۷) تنظیم رابطه با دیگران:
زنبور عسل دریافته که بدون تعامل با دیگران نمی‌تواند آ‌سایش و آرامش داشته باشد. همیشه با زندگی اجتماعی داشتن بینش و نگاه جهانی را مد نظر خود قرار دارد. ولی بعضی مواقع ما انسا‌ن‌ها تنهایی را ترجیح می‌دهیم. نمی‌خواهیم با جامعه هماهنگ باشیم.

چرا زنبورها خانه‌هایشان را ۶ ضلعی می‌سازند؟
زنبورها برای استحکام خانه‌ها، صرفه‌جویی در مصالح و اینکه تمام ردیف‌ها حتی یک میلیمتر فضای اضافی وجود نداشته باشد و دیگر اینکه خودشان استوانه‌ای شکل هستند هرکدام بتوانند به راحتی در خانه‌هایشان کارکنند تا مزاحم دیگران نشوند خانه‌هایشان را ۶ ضلعی می‌سازند.

۴۸) احترام به بزرگتر (مافوق:)
هرجا که ملکه باشد زنبورهایی که در حول و حوش او هستند روی خود را به او می‌کنند و محال است که یک زنبور طوری بایستد که پشت او به طرف ملکه باشد. در موقعی که ملکه راه می‌رود،‌ به هرجا که می‌رسد زنبورها فورا تغییر وضع می‌دهند و هرکس به ملکه پشت کرده وضع خود را اصلاح می‌نماید و روی خود را به ملکه می‌کند.  


امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : جمعه نویسنده : جمعی از نویسندگان l بازدید : 257

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع تاثیر رسانه بر روی زندگی مردم

 

تاثیرات و نقش مهم رسانه ها بر زندگی و افکار مردم

ما درعصری زندگی میکنیم که رسانه ها نقش مهمی در زندگی ما ایفا می کنند، رسانه‌ها در دوران کنونی بخشی جدایی ناپذیر از زندگی مردم شده‌اند. مردم در طول شبانه روز از محتواهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و آموزشی و سرگرمی رسانه‌ها استفاده می‌کنند. نسل کنونی جامعه از ابتدای حیاتش با رسانه‌ها بزرگ می‌شود و در دنیای اطلاعاتی و ارتباطی امروز، این نسل، بخش عظیم فرهنگ، ارزش‌ها و هنجارهای جامعه خود و دیگر جوامع را از رسانه‌ها دریافت می‌کند. به عبارتی در دوران معاصر که به عصر اطلاعات و جامعه اطلاعاتی و ارتباطی معروف است، بخش عظیمی از جامعه پذیری نسل‌ها از طریق رسانه‌ها انجام می شود و نفوذ و تأثیر رسانه تا جایی است که برخی از نظریه پردازان ارتباطی بر این باورند که رسانه‌ها اولویت ذهنی و حتی رفتاری ما را تعیین می‌کنند و اگر چگونه فکر کردن را به ما یاد ندهند، اینکه به چه چیزی فکر کنیم را به ما می‌آموزند.

رسانه ها در کنار نهادهای دیگری که طرز تفکّر جامعه را می سازند، نقش عمده ای ایفا می کنند. بررسی های روانشناسی اجتماعی در زمینه نقش و قدرت رسانه ها نشان می دهد که رسانه ها دارای چنان قدرتی هستند که می توانند نسلی تازه در تاریخ انسان پدید آورند ؛ نسلی که با نسل های پیشین از جهت؛ فرهنگ، ارزش ها، هنجارها و آرمان ها، بسیار متفاوت است.رسانه ها ، با توجه به قابلیت ها و کارکردهایی که دارند، می توانند در جهت حفظ سلامت و بهداشت روان و به عنوان یکی از عوامل تسهیل کننده هویّت یابی برای جوانان و نوجوانان کاربرد داشته باشند. هم چنین می توانند زمینه ساز بحران هویّت و بیگانگی افراد از ؛فرهنگ، ارزش ها و باورهای خود گردند.

رسانه ها حکم قلب جامعه را دارند و تمام رگ ها و شریان ها از درون آن می گذرد باید بر آن چه وارد آنها می شود و آن چه خارج می گردد نظارت کامل داشت. رسانه ها باید یادآور هویت جمعی برای مردم باشند و مصرف آنها منجر به واکنش منفی در مخاطب نشود. برنامه رسانه ها باید آن چنان ارزشمند و با کیفیت باشد که بتواند جوانان ما را جذب کنند .

بسیاری از حوادث تاریخی در چند دهه گذشته در جوامع صنعتی در رابطه با بحران هویت بوده است،ویژگی جهان نو سلطه رسانه ها بر اجتماع است. تکنولوژی اطلاعات؛ قدرت، ثروت و تجربه را به عنوان معنا و هویت تولید می کند.امروزه دیگر این منش های سنتی و فرهنگی نیستند که هویت یک فرد را می سازند، بلکه انسان ها خیلی ساده، تحت تاثیر جریانات روز قرار می گیرند و با هر موجی به این سو آن سو متمایل می‏شوند. این رسانه ها هستند که منش ها، کنش ها و حتی واکنش ها را می‏سازند. هویت تعیین كننده مرز میان منافع است. با گذشت زمان بر پیچیدگی و تفصیل یافتگی هویت های گروهی و قومی افزوده می شود و نه تنها ارزش‏ها كه بسیاری امور جزئی را نیز شامل می شود، وضعیتی كه هم آشنایی و فهم روشن و متقابل آنها را دشوار می كند و هم امكان رسیدن به همدلی و توافق و همكاری و همبستگی میان آنها را به شدت ضعیف می سازد.

کسب اطلاعات، یکی از عوامل توجه و علاقه مردم به رسانه هاست. رسانه ها باعث وحدت و تعامل اجتماعی می شوند. کسب آگاهی در مورد خویشتن، تقویت ارزش های شخصی، یافتن الگوهای رفتاری، همانندسازی با ارزش های مورد اعتنای دیگران ،آشنایی با دغدغه های دینی و مباحث ملی و در یک کلام، «هویّت یابی» از دیگر کارکردهای رسانه ها محسوب می شوند.با توجه به کارکردهای مثبت رسانه باید بدانیم که دشمنان داخلی و خارجی می کوشند تا از رسانه ها در جهت پیشبرد افکار و اهداف خود استفاده کنند. هدف اصلی استعمار نوین، سلطه فرهنگی و تبلیغ ارزش های غربی در جهان سوم و تمامی جوامع در حال توسعه است. این مسئله ساختار دینی کشور و هویّت ملّی و فرهنگی ما را به چالش کشیده است.

نوئل نئومان در باب تأثیر رسانه‌ها نظریه‌ای جدید عرضه کرده است که به نظریه "مارپیچ سکوت" مشهور شده است. سوربن و تانکارد ‌این نظریه را به شرح زیر خلاصه کرده‌اند: در خصوص یک موضوع مناقشه‌انگیز، اغلب مردم در باره واکنش افکار عمومی حدس‌هایی می‌زنند. آنها سعی می‌کنند دریابند که نظر آنان در اکثریت قرار دارد یا در اقلیت. پس از آن می‌کوشند تا دریابند که تغییر افکار عمومی در جهت موافقت با آنها قرار دارد یا نه، چنانچه آنان احساس کنند که در جهت مخالف قرار دارند سعی می‌کنند که در باره موضوع، سکوت اختیار کنند. همچنین اگر تصور کنند که تغییر افکار عمومی در جهت فاصله گرفتن از آنهاست، به اختیار کردن سکوت گرایش می‌یابند. آنها هر چقدر بیشتر احساس کنند که دیدگاه متفاوتی عرضه نشده است هم بیشتر ساکت می‌مانند.

از نظر نوئل نئومان رسانه‌ها به سه روش بر مارپیچ سکوت تأثیر می‌گذارند: نخست: ‌این باور را در افراد جامعه ‌ایجاد می‌کنند که عقاید مسلط چه نوع عقایدی هستند؛دوم: به افراد جامعه القاء می‌کنند که چه عقایدی در حال شکل‌گیری و گسترش‌اند و در پايان به افراد جامعه القاء می‌کنند که ابراز برخی عقاید موجب منزوی شدن آنها می‌شود، در حالی‌که ابراز برخی عقاید دیگر با استقبال سایر افراد جامعه روبه رو می‌شود. از نظر مک گوایر مهم‌ترین تأثیرات مطلوب رسانه‌ها شامل: تأثیر بر الگوهای مصرف، رفتار رأی دادن، افزایش آگاهی‌های عمومی و بهبود رفتار عمومی، تغییر و بهبود سبک زندگی، تلقین‌ ایدئولوژی و تعلیم آموزه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی است. همچنین مهم‌ترین تأثیرات نامطلوب رسانه‌ها شامل: افزایش رفتار پرخاشگرانه، ترویج آرمان‌ها و گروه‌های مبتذل، گسترش اندیشه‌های قالبی و کلیشه‌ای، ترویج رفتارهای نامناسب جنسی و ایجاد فرایندهای فکری نامتعادل است.

 

سانه های جمعی را می توان به دو گروه عمده تقسیم کرد: رسانه های چاپی و رسانه های ا لکترونیکی.

رسانه های چاپی:کتاب: قدیمی ترین رسانه است. بعدها اولین روز نامه در سال 1605 توسط یوهان کارلوس در شهر استراسبورگ در اروپا

منتشر شد...

 سپس در فرانسه، انگلیس ، آمریکا و استرالیا اولین روزنامه ها وارد زندگی مردم شدند. روز نامه ها در سراسر دنیااز جمله ابزار هایی اند که پیام دولت ها ، احزاب و مردم را به دیگران منتقل می کنند. بیشتر مردم روز نامه ها را به طورمرتب می خوانند. افرادی که روز نامه ها را مطالعه می کنند، بیشتر در جریان حوادث و مسائل کشور خود یا سایر کشورهاقرار دارند. این افراد به لحاظ اجتماعی و سیاسی فعّال تر از بقیه اند و از سواد بالاتری برخوردارند.

مجله: یکی دیگر از رسانه های مکتوب است. مجله کتابچه کوچکی است که ممکن است به صورت هفتگی، دو هفته یکبار یافصلی منتشر شود. موضوع یک مجله میتواند موضوعات مختلفی باشد.

نفوذ رسانه های چاپی بر افکار، تصمیمات و شیوه زندگی ما بسیار زیاد است. نقش روزنامه ها در حفظ امنیت و ثبات جامعه، هدایت مردم و مسئولان در جهت صحیح، آگاهی از اقدامات دولت در زمینه های مختلف یا بسیج مردم در زمینه های مختلف بسیار مهم است؛ به همین علت دولت ها به روی مطالب روزنامه ها حساسیت زیادی دارند.

رسانه های چاپی در مقایسه با سایر منابع خبری مسئولیت بیشتری دارند و باید به صحت اخبار و اطلاعاتی که به مردم می دهند توجه داشته باشند، بیشتر اخبار در تلویزیون معمولا تکرار مطالبی است که در روزنامه ها نوشته می شود.

رسانه های جمعی دیداری و شنیداری

مهمترین این رسانه ها رادیو و تلویزیون اند.بسیاری از مردم جهان اخبار، اطلاعات، یا فیلم های مورد علاقه خود را از طریق تلویزیون دنبال می کنند.

امروزه تلویزیون ها علاوه بر اطلاعات و اخبار داخل کشور می توانند اخبار و اطلاعات سایر کشورها ر دریافت کنند.دولت ها با توجه به عقاید، نوع فرهنگ، مقاصد اقتصادی و فرهنگی و اختلافات سیاسی خود با دیگر کشورها از رادیو یا تلویزیون هایی که قادر به دریافت اطلاعات از سایر کشورها هستند، به صورت های مختلف استفاده می کنند.در موارد زیادی تلویزیون های بیگانه به ویژه دشمنان ایران و اسلام سعی دارند که اعتقادات، ارزش های اخلاقی یا وحدت ملی کشور ما را مود تهدید قرار می دهند. به همین دلیل جوانان و مردم باید بسیار هوشیار باشند.

اینترنت:

با اختراع کامپیوتر و گسترش ماهواره ها، شبکه های رایانه ایتوعه یافت و امکانات تازه ای در اختیار مردم جهان قرار گرفت و اینترنت وارد زندگی مردم شد.

"اینترنت یعنی مجموعه ای از شبکه های رایانه ای که به یکدیگر و مراکز اصلی تأمین کننده خدمات و اطلاعات متصل است".

این رسانه امروزه زندگی میلیون ها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار داده است.از طریق اینترنت این امکان برای افراد فراهم شده است که به آسانی بتواند پیام ها و یا تصاویرخود را به سایر نقاط جهان بفرستند؛ به صورت مستقیم با یکدیگر گفت و گو کنند و به انواع مقالات علمی و اخبار روز در سراسر جهان دسترسی پدا کنند.

منبع: تفکر وسبک زندگی: محمد جعفر جامه بزرگی

 

 

 

 


امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : جمعه نویسنده : جمعی از نویسندگان l بازدید : 188

سيّد محمدحسن طباطبائي ميرجهاني(2)

سيّد محمدحسن طباطبائى ميرجهانى به نقل از : عنايات حضرت مهدى (ع) به علماء و طلاب -محمد رضا بافقى اصفهانى - نصايح قم - چاپ اول 1379 - ص 71و 72. مرحوم سيّد محمدحسن طباطبائى ميرجهانى جريان ملاقاتش با حضرت ولى عصر(عليه السلام) را اين گونه بيان مى كند:
«در عصر رياست و مرجعيّت مرحوم آيت اللَّه سيدابوالحسن اصفهانى (قدس سره)، اين جانب مورد وثوق و توجّه معظم له بودم. روزى ايشان پول زيادى به من دادند و امر فرمودند كه به سامراء بروم و پولها را بين طلاب سامراء و خدّام حرم عسكريين (عليهماالسلام) تقسيم كنم. اين جانب به سامرا رفتم و فرمان ايشان را امتثال كردم و پولها تقسيم شد.
خدّام حرم عسكريين (عليهماالسلام) احترام زيادى برايم قائل بودن و من از اين احترام استفاده كردم؛ از كليددار حرم خواستم تا اجازه دهد من شبها به تنهائى در حرم بيتوته كنم؛ كليددار نيز موافقت كرد. ده شب تا صبح در كنار قبر آن دو امام معصوم (عليهماالسلام) شب زنده دارى و تضرّع كردم. قبل از طلوع فجر روز دهم كه شب جمعه بود، كليددار در را برايم گشود و شمع ها را روشن كرد. در آن هنگام با شوقى زياد به سرداب مقدّس مشرّف شدم و از پله ها پائين رفتم؛ با تعجّب ديدم فضاى سرداب كاملاً روشن است و شمع ها گويا در آفتاب روشن شده اند.
سيّد بزرگوارى به قيافه مرحوم سيّد العراقين اصفهانى به حالت تشهد نشسته و مشغول ذكر و عبادت بودند. چون سلام كردن به نمازگزار مكروه است، سلام نكردم و از مقابل ايشان گذشتم و نزد دَرِ «صُفِّه» ايستادم و زيارت حضرت ولى عصر (عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف) را خواندم.
سپس آمدم و در جلوى آن سيّد بزرگوار ايستادم و به نماز مشغول شدم و پس از نماز، مشغول «دعاى ندبه» شدم و با سوز و حال، جملات آن را زمزمه كردم. هنگامى كه به جمله «و عرجت بروُحِهِ الى سمائك» رسيدم، آن بزرگوار از پشت سرم فرمودند: «و عرجتَ به الى سمائك»، معراج پيامبر جسمانى بوده است، «بروحه» از ما اهل البيت نرسيده است و چرا وظيفه خود را رعايت نمى كنيد و جلوتر از امام نماز مى خوانيد؟!
من با ديدن و شنيدن اين نشانه ها باز هم در غفلت بودم! ديگر حال دعا از دست رفته بود. دعاى ندبه را به سرعت تمام كردم و سپس به سجده رفتم. ناگهان در سجده به خود آمدم و با خود گفتم: اين آقا كيست؟ مى فرمايد: «بروحه» از ما اهل البيت نرسيده است! مى فرمايد: چرا جلوتر از امام نماز مى خوانيد! آن نور خيره كننده اى كه سرداب را روشن كرده و نور شمع ها را تحت الشعاع قرار داده است، از كجاست؟
بسيار ترسناك شدم و سر از سجده برداشتم تا دامن او را بگيرم؛ اما ديدم سرداب تاريك است و هيچ كس در آنجا نيست...».(1)

نرم افزار شمیم نرگس


امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : جمعه نویسنده : جمعی از نویسندگان l بازدید : 187

سيّد محمدحسن طباطبائي ميرجهاني(1)

سيّد محمدحسن طباطبائى ميرجهانى به نقل از: محمد رضا بافقى اصفهانى - عنايات حضرت مهدى (ع) به علماء و طلاب - نصايح قم - چاپ اول 1379 - ص 184و 185. دانشمند فرزانه، علامه ميرجهانى (قدس سره الشريف)، بعد از مدتى اقامت در نجف اشرف به اصرار پدرش به اصفهان بازگشت و به نشر معارف و فضائل اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم الصلاة و السلام) پرداخت و بعد از فوت پدر بزرگوارش به مشهد مقدّس مشرّف گرديد و در آنجا ساكن شد. در اين بين مدتى به كسالت نقرس، سياتيك و عرق النساء، مبتلا شده بود و چندين سال در اصفهان و تهران و خراسان معالجه نمود؛ ولى اصلاً بهبودى حاصل نشده بود، تا اينكه خود ايشان مى فرمود: «بعضى از دوستان آمدند و مرا به شيروان بردند و در مراجعت، در قوچان توقف كرديم. روزى به زيارت امامزاده اى كه در خارج شهر قوچان و معروف به «امامزاده ابراهيم» است رفتيم و چون هواى لطيف و منظره جالبى داشت، رفقا گفتند: «ناهار را در اينجا بمانيم، خيلى خوب است.» گفتم: «عيبى ندارد.»
پس آنها مشغول تهيه غذا شدند و من گفتم: براى تطهير به رودخانه مى روم. گفتند: راه قدرى دور است و براى درد پاى شما، مشكل است. گفتم: «آهسته آهسته مى روم» و رفتم تا به رودخانه رسيدم و تجديد وضو نمودم و در كنار رودخانه نشستم و به مناظر طبيعى نگاه مى كردم. ناگهان ديدم شخصى كه لباس نمدى چوپانى در بَر داشت آمد و سلام كرد و گفت: آقاى ميرجهانى! شما با اينكه اهل دعا و دوا هستى، هنوز پاى خود را معالجه نكرده اى؟!
گفتم: تاكنون كه نشده است. گفت: آيا دوست دارى (يا مايل هستى) من درد پايت را علاج كنم؟ گفتم: البتّه!
پس آمد و كنار من نشست و از جيب خود چاقوى كوچكى در آورد و اسم مادر مرا پرسيد (يا بُرد) و سر چاقو را به موضع درد گذاشت و به پائين كشيد، تا به پشت پا آورد و فشارى داد كه بسيار متألم شدم. آخ گفتم. چاقو را برداشت و گفت: برخيز خوب شدى. خواستم مانند هميشه با كمك عصا برخيزم، عصا را از دست من گرفت و به آن طرف رودخانه انداخت. ديدم پايم سالم است؛ برخاستم ايستادم و ديگر ابداً پايم درد نداشت.
به او گفتم: شما كجا هستيد؟ فرمود: من در همين قلعه ها هستم و دست خود را به اطراف گردانيد. گفتم: من كجا خدمت شما برسم؟ فرمود: تو آدرس مرا نخواهى داشت؛ ولى من منزل شما را مى دانم و آدرس مرا گفت و فرمود: هر وقت مقتضى باشد، خودم نزد تو خواهم آمد و رفت. در همين موقع رفقا رسيدند و گفتند: آقا عصا كو؟ گفتم: آقا را دريابيد! هر چه تفحص كردند، اثرى از او نيافتند.»

نرم افزار شمیم نرگس


امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : جمعه نویسنده : جمعی از نویسندگان l بازدید : 209

 

امامت ، از اصول مذهب

س- آيا امامت از اصول دين است ؟
ج - از اصول مذهب است ، زيرا خود ائمه اطهار عليهم السلام با كسانى كه اين اصل را قبول نداشته و شيعه نبودند، مانند مسلمانان عمل مى كردند.

مقام امامت ، بالاتر است يا نبوت ؟

س- آيا امامت بالاتر است يا نبوت ؟
ج - امامت از نبوت بالاتر است ، زيرا حضرت ابراهيم عليه السلام ، عبد، نبى ، رسول اولوالعزم و خليل بود، ولى بعد از اين همه مقامات ، خداوند متعال به او فرمود:1() انى جاعلك للناس اماما (بقره : 124)
من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم .

س - آيا پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم امام هم بود؟
ج - يقينا امام بود، زيرا هيچ وقت زمين از حجت خالى نمى ماند.


1) ر، ك : اصول كافى ، ج 1، ص 174، روايت 1.

ازکتاب665پرسش وپاسخ(در محضر علامه طباطبایی)



امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : جمعه نویسنده : جمعی از نویسندگان l بازدید : 199


ائمه و پيشوايان اسلام 
به حسب آنكه از فصلهاى گذشته(امام شناسی-.....-امام در باطن اعمال(که در سایت است)) نتيجه گرفته مى شود، در اسلام پس از رحلت پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در ميان امت اسلامى پيوسته امامى (پيشواى منصوب ) از جانب خدا بوده و خواهد بود. و احاديث انبوهى (15) از پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در توصيف ايشان و در عدد ايشان و در اينكه همه شان از قريشند و از اهل بيت پيغمبرند و در اينكه ((مهدى موعود)) از ايشان و آخرينشان خواهد بود، نقل شده است .
و همچنين نصوص (16) از پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در امامت على عليه السّلام كه امام اول است وارد شده است و همچنين نصوص قطعى از پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و على عليه السّلام در امامت امام دوم و به همين ترتيب گذشتگان ائمه به امامت آيندگانشان نص قطعى نموده اند.
به مقتضاى اين نصوص ، ائمه اسلام دوازده تن مى باشند و نامهاى مقدسشان به اين ترتيب است :
1 -
على بن ابى طالب 2 - حسن بن على
3 -
حسين بن على 4 - على بن حسين
5 -
محمد بن على 6 - جعفر بن محمد
7 -
موسى بن جعفر8 - على بن موسى
9 -
محمد بن على 10 - على بن محمد
11 -
حسن بن على 12 - مهدى عليهم السّلام


15از باب نمونه :((عَنْ جابِرِ بْنِ سُمْرَةٍ قالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهِ يَقُولُ: لا يَزالُ هذَا الدّينُ عَزيزاً اِلى اِثْنى عَشَرَ خَليفةً قالَ: فَكَبَّرَالنّاسُ وَضَّحبُوا ثُمَّ قالَ كَلِمَةً خَفِيَّةً، قُلْتُ لاَِبى : يا اَبَةُ، ما قالَ؟ قالَ: قالَ كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ))، (صحيح ابى داوود، ج 2، ص 207. مسند احمد، ج 5، ص 92 و چندين حديث ديگر قريب به همين مضمون )
َلْتُ عَلَى النَّبِىّ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ فَاذاً الْحُسَيْنُ عَلى فَخذَيْهِ وَهُوَ يُقَبِّلُ عَيْنَيْهِ ويُقَبَّلُ فاهُ وَيَقُولُ: اَنْتَ سَيّدُ ابْنِ سَيِّدٍ وَاَنْتَ اِمامُ ابْنِ اِمامٍ وَاَنْتَ حُجَّةُ ابْنِ حُجَّةٍ وَاَنْتَ اَبُو حُجَجٍ تِسْعَةٍ، تاسِعُهُمْ قائمُهُمْ))، (ينابيع الموده ، تاءليف سليمان بن ابراهيم قندوزى ، چاپ هفتم ، ص 308)
16ر.ك : الغدير، امينى . غاية المرام ، سيد هاشم بحرانى . اثبات الهداه ، محمد بن حسن حر عاملى . ذخائرالعقبى ، محب الدين احمد بن عبداللّه طبرى . مناقب ، خوارزمى . تذكرة الخواص ، سبط ابن جوزى . ينابيع الموده ، سليمان ابراهيم حنفى . فصول المهمه ، ابن صباغ . دلائل الامامه ، محمد بن جرير طبرى . النص والاجتهاد، شرف الدين موسوى . اصول كافى ، محمد بن يعقوب كلينى ، ج 1. الارشاد، مفيد.



امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : جمعه نویسنده : جمعی از نویسندگان l بازدید : 216


امامت در باطن اعمال 
امام چنانكه نسبت به ظاهر اعمال مردم ، پيشوا و راهنماست ، همچنان در باطن نيز سمت پيشوايى و رهبرى دارد و اوست قافله سالار كاروان انسانيت كه از راه باطن به سوى خدا سير مى كند. براى روشن شدن اين حقيقت بدو مقدمه زيرين بايد توجه نمود.
اوّل : جاى ترديد نيست كه به نظر اسلام و ساير اديان آسمانى يگانه وسيله سعادت و شقاوت (خوشبختى و بدبختى ) واقعى و ابدى انسان ، همانا اعمال نيك و بد اوست كه دين آسمانى تعليمش مى كند و هم از راه فطرت و نهاد خدادادى نيكى و بدى آنها را درك مى نمايد.
و خداى متعال از راه وحى و نبوت اين اعمال را مناسب طرز تفكر ما گروه بشر با زبان اجتماعى خودمان ، در صورت امر و نهى و تحسين و تقبيع بيان فرموده و در مقابل طاعت و تمرد آنها، براى نيكوكاران و فرمانبرداران ، زندگى جاويد شيرينى كه مشتمل بر همه خواستهاى كمالى انسان مى باشد، نويد داده و براى بدكاران و ستمگران زندگى جاويد تلخى كه متضمن هرگونه بدبختى و ناكامى مى باشد خبر داده است .
و جاى شك و ترديد نيست كه خداى آفرينش كه از هر جهت بالاتر از تصور ماست ، مانند ما تفكر اجتماعى ندارد و اين سازمان قراردادى آقايى و بندگى و فرمانروايى و فرمانبرى و امر و نهى و مزد و پاداش در بيرون از زندگى اجتماعى ما وجود ندارد و دستگاه خدايى همانا دستگاه آفرينش است كه در آن هستى و پيدايش هر چيز به آفرينش خدا طبق روابط واقعى بستگى دارد و بس .
و چنانكه در قرآن كريم )11() و بيانات پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اشاره شده دين مشتمل به حقايق و معارفى است بالاتر از فهم عادى ما كه خداى متعال آنها را با بيانى كه با سطح فكر ما مناسب و با زبانى كه نسبت به ما قابل فهم است ، براى ما نازل فرموده است .
از اين بيان بايد نتيجه گرفت كه ميان اعمال نيك و بد و ميان آنچه در جهان ابديت از زندگى و خصوصيات زندگى هست ، رابطه واقعى برقرار است كه خوشى و ناخوشى زندگى آينده به خواست خدا مولود آن است .
و به عبارت ساده تر: در هر يك از اعمال نيك و بد، در درون انسان واقعيتى به وجود مى آيد كه چگونگى زندگى آينده او مرهون آن است .
انسان بفهمد يا نفهمد، درست مانند كودكى است كه تحت تربيت قرار مى گيرد، وى جز دستورهايى كه از مربى با لفظ ((بكن و نكن )) مى شنود و پيكر كارهايى كه انجام مى دهد، چيزى نمى فهمد ولى پس از بزرگ شدن و گذرانيدن ايام تربيت به واسطه ملكات روحى ارزنده اى كه در باطن خود مهيّا كرده در اجتماع به زندگى سعادتمندى نايل خواهد شد و اگر از انجام دستورهاى مربى نيكخواه خود سر باز زده باشد، جز بدبختى بهره اى نخواهد داشت .
يا مانند كسى كه طبق دستور پزشك به دوا و غذا و ورزش مخصوصى مداومت مى نمايد وى جز گرفتن و به كار بستن دستور پزشك با چيزى سر و كار ندارد ولى با انجام دستور، نظم و حالت خاصى در ساختمان داخلى خود پيدا مى كند كه مبداء تندرستى و هر گونه خوشى و كاميابى است .
خلاصه انسان در باطن اين حيات ظاهرى ، حيات ديگرى باطنى (حيات معنوى ) دارد كه از اعمال وى سرچشمه مى گيرد و رشد مى كند و خوشبختى و بدبختى وى در زندگى آن سرا، بستگى كامل به آن دارد.
قرآن كريم نيز اين بيان عقلى را تاءييد مى كند و در آيات )12) بسيارى براى نيكوكاران و اهل ايمان حيات ديگر و روح ديگرى بالاتر از اين حيات و روشن تر از اين روح اثبات مى نمايد و نتايج باطنى اعمال را پيوسته همراه انسان مى داند و در بيانات نبوى نيز به همين معنا بسيار اشاره شده است (13) .
دوم : اينكه بسيار اتفاق مى افتد كه يكى از ما كسى را به امرى نيك يا بد راهنمايى كند در حالى كه خودش به گفته خود عامل نباشد ولى هرگز در پيغمبران و امامان كه هدايت و رهبريشان به امر خداست ، اين حال تحقق پيدا نمى كند ايشان به دينى كه هدايت مى كنند و رهبرى آن را به عهده گرفته اند، خودشان نيز عاملند و به سوى حيات معنوى كه مردم را سوق مى دهند، خودشان نيز داراى همان حيات معنوى مى باشند؛ زيرا خدا تا كسى را خود هدايت نكند هدايت ديگران را به دستش ‍ نمى سپارد و هدايت خاص خدايى هرگز تخلف بردار نيست . از اين بيان مى توان نتايج ذيل را به دست آورد:
1)در هر امتى ، پيغمبر و امام آن امت در كمال حيات معنوى دينى كه به سوى آن دعوت و هدايت مى كنند، مقام اول را حايز مى باشند؛ زيرا چنانكه شايد و بايد به دعوت خودشان عامل بوده و حيات معنوى آن را واجدند.
2)چون اولند و پيشرو و راهبر همه هستند از همه افضلند.
3) كسى كه رهبرى امتى را به امر خدا به عهده دارد چنانكه در مرحله اعمال ظاهرى رهبر و راهنماست در مرحله حيات معنوى نيز رهبر و حقايق اعمال با رهبرى او سير مى كند (14) .


10سوره انبيا، آيه 73.
11-از باب نمونه :(وَالْكِتابِ الْمُبينِ اِنّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَانَّهُ فى اُمِّالْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِىُّ حَكيمٌ )
يعنى :((قسم به اين كتاب روشن ! ما قرآن را عربى قرار داديم شايد تعقل كنيد. و اين قرآن در ام الكتاب نزد ما عالى و حكيم است )). (سوره زخرف ، آيه 4)
12مانند اين آيات :(وَجاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَشَهيدٌ لَقَدْ كُنْتَ فى غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَديدٌ ).
يعنى :((تمام نفوس با گواه و ماءمور در قيامت مبعوث مى گردند (و به آنان گفته مى شود) تو از اين زندگى غافل بودى ، پس ما پرده غفلت را از ديدگانت برداشتيم و اكنون ديده ات تيز بين شده است ))، (سوره ق ، آيه 21)
(
مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ اَوْ اُنْثى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِينَّهُ حَيوةً طَيِّبَةً ).
يعنى :((هر كس عمل نيكى انجام دهد و مؤ من باشد، ما او را زنده مى كنيم ، زندگى پاكيزه و خوبى ))، (سوره نحل ، آيه 97)
(
اِسْتَجيبُوا للّهِِ وَلِلرَّسُولِ اِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ ).
يعنى :((وقتى كه خدا و رسول شما را به چيزى دعوت كردند كه زنده تان مى كند اجابت كنيد))، (سوره انفال ، آيه 24)
(
يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ ).
يعنى :((روزى كه هر كس هر كار خوب و بدى انجام داده حاضر بيابد))، (سوره آل عمران ، آيه 30)
(
اِنّا نَحْنُ نُحْىِ الْمَوْتى وَنَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَآثارَهُمْ وَكُلَّ شَىْءٍ اَحْصَيْناهُ فى اِمامٍ مُبينٍ ).
يعنى :((ما مردگان را زنده مى كنيم و اعمال و آثارشان را ثبت مى كنيم و همه چيز را در امام مبين احصا كرده ايم ))، (سوره يس ، آيه 12)
13از باب نمونه : خداوند متعال در حديث معراج به پيغمبر مى فرمايد:((فَمَنْ عَمِلَ بِرِضائى اُلْزِمُهُ ثَلثَ خِصالٍ اَعْرِضُهُ شُكْراً لاُهُ الْجَهْلُ وَذِكْراً لايُخالِطُهُالنِّسْيانُ وَمَحَ4بَّةً لا يُؤْثِرُ عَلى مَحَبَّتى مَحَبَّةَ الْمَخْلُوقين . فَاِذا اَحَبَّنى ، احْبَبْتُهُ وَاَفْتَحُ عَيْنَ قَلْبِهِ اِلى جَلالى وَلا اُخْفى عَلَيْهِ خاصَّةَ خَلْقى وَاُناجيهِ فى ظُلَمِ الَّيْلِ وَنُورِالنَّهارِ يَنْقَطِعَ حَديثُهُ مَعَ الْمَخْلُوقينَ وَمُجالَسَتِهَ مَعَهُمْ واءسْمَعُهُ كَلامى وَكلامَ مَلائِكَتى واءعَرِّفُهُ السَّرَّ الَّذى سَتَرْتُهُ عَنْ خَلْقى واءَلْبَسُهُ الْحَيا حَتّى يَسْتَحِىَ مِنْهُ الْخَلْقُ وَيَمْشِىَ عَلَى اْلاَرْضِ مَغْفُوراً لَهُ وَاجْعَلُ قَلْبَهُ واعِياً وَبَصيراً وَلا اُخْفى عَلَيْهِ شَيْئاً مِنْ جَنَّةٍ وَلا نارٍ وَاُعَرِّفُهُ ما يَمُرُّ عَلَى النّاسِ فِى الْقِيامَةِ مِنَ الْهَوْلِ وَالِشّدَّةِ))، (بحارالانوار، چاپ كمپانى ، ج 17، ص 9)
ْدِاللّهِ عَليْهِالسَّلامُقالَاسْتَقْبَلَ رَسُولُاللّه صَلى اللّه عَلَيْهِوَآلِهِ حارِثَةَبْنَ مالِكٍ بْنِ النُّعْمانِ اْلاَنْصارى فَقالَ لَهُ: كَيْفَ اَنْتَ يا حارِثَةُ بْنُ مالِكٍ؟ فَقالَ: يا رَسُولَاللّهِ مُؤ مِنٌ حَقّاً فَقالَ رَسُولُاللّهُ لِكُلِّ شَيْى ءٍ حَقيقَةٌ فَما قَوْلِك ؟ فَقالَ يا رَسُولَاللّه عَرَفْتُ نَفْسى عَنِ الدُّنْيا فَاَسْهَرْتُ لَيْلى وَاظَْماءْتُ هَو اجِرى فَكَاءَنّى اَنْظُرُ اِلى عَرْشِ رَبّى وَقَدْ وُضِعَ لِلْحِسابِ وَكَاءَنّى اَنْظُرُ اِلى اَهْلِ اْلجَنَّةِ يَتَزاوَرُونَ فِى الْجَنَّةِ وَكَاءَنّى اَسْمَعُ عُواَ اَهْلٍ فِى النّارِ فَقالَ رَسُولُاللّهِ: عَبْدٌ نَوَّراللّهُ قَلْبَهُ))، (وافى ، تاءليف فيض ، جزء سوم ، ص 33)
)14وَجَعَلْناهُمْ اَئِمَّةً يَهْدُونَ بِاَمْرِنا وَاَوْحَيْنا اِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ )،
يعنى :((ما آنها را امام قرار داديم كه به وسيله امر ما مردم را هدايت كنند و انجام كارهاى نيك را به آنها وحى كرديم ))، (سوره انبياء، آيه 73)
(
وَجَعَلْنا منهُمْ اَئِمَّةً يَهْدُونَ بِاَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا ).
يعنى :((ما بعضى از آنها را امام قرار داديم تا مردم را به وسيله امر ما هدايت كنند؛ زيرا آنان صبر كردند))، (سوره سجده ، آيه 24)
از اينگونه آيات استفاده مى شود كه امام ، علاوه بر ارشاد و هدايت ظاهرى ، داراى يك نوع هدايت و جذبه معنوى است كه از سنخ عالم امر و تجرد مى باشد. و به وسيله حقيقت و نورانيت و باطن ذاتش ، در قلوب شايسته مردم تاءثير و تصرف مى نمايد و آنها را به سوى مرتبه كمال و غايت ايجاد، جذب مى كند (دقت شود)


امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : جمعه نویسنده : جمعی از نویسندگان l بازدید : 189


فرق ميان نبى و امام  
دليل گذشته در مورد دريافت داشتن احكام و شرايع آسمانى كه به واسطه پيغمبران انجام مى گيرد، همينقدر اصل وحى يعنى گرفتن احكام آسمانى را اثبات مى كند نه استمرار و هميشگى آن را به خلاف حفظ و نگهدارى آن كه طبعا امرى است استمرارى و مداوم ، و از اينجاست كه لزوم ندارد پيوسته پيغمبرى در ميان بشر وجود داشته باشد ولى وجود امام كه نگهدارنده دين آسمانى است ، پيوسته در ميان بشر لازم است و هرگز جامعه بشرى از وجود امام خالى نمى شود، بشناسند يا نشناسند و خداى متعال در كتاب خود مى فرمايد:
(فَاِنْ يَكْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَكَّلْنا بِها قَوْماً لَيْسُوابِها بِكافِرينَ )(8)
يعنى ((:و اگر به هدايت ما - كه هرگز تخلف نمى كند - كافران ايمان نياوردند ما گروهى را به آن موكل كرده ايم كه هرگز به آن كافر نخواهند شد)).
و چنانكه اشاره شد، نبوت و امامت گاهى جمع مى شود و يك فرد داراى هر دو منصب پيغمبرى و پيشوايى (اخذ شريعت آسمانى و حفظ بيان آن ) مى شود و گاهى از هم جدا مى شوند چنانكه در ازمنه اى كه از پيغمبران خالى است در هر عصر امام حقى وجود دارد و بديهى است عدد پيغمبران خدا محدود و هميشه وجود نداشته اند.
خداى متعال در كتاب خود جمعى از پيغمبران را به امامت معرفى فرموده است چنانكه در باره حضرت ابراهيم مى فرمايد:
(وَاِذِ ابْتَلى اِبْرهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَاَتَمَّهُنَّ قالَ اِنّى جاعِلُكَ لِلنّاسِ اِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتى قالَ لا يَنالُ عَهْدِى الظّالِمينَ )(9)
يعنى :((وقتى كه خداى ابراهيم او را به كلمه هايى امتحان كرد پس آنها را تمام كرده و به آخر رسانيد، فرمود: من تو را براى مردم امام و پيشوا قرار مى دهم ، ابراهيم گفت و از فرزندان من ، فرمود عهد و فرمان من به ستمكاران نمى رسد)).
و مى فرمايد:
(وَجَعَلْناهُمْ اَئِمَّةً يَهْدُونَ بِاَمْرِنا )(10)
يعنى :((و ما ايشان را پيشوايانى قرار داديم كه به امر ما هدايت و رهبرى مى كردند)).


7البداية والنهايه ، ج 6، ص 311.
8سوره انعام ، آيه 89.
9سوره بقره ، آيه 124.
10سوره انبيا، آيه 73.


امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : جمعه نویسنده : جمعی از نویسندگان l بازدید : 220


امامت در بيان معارف الهيّه 
در بحثهاى پيغمبرشناسى گذشت كه طبق قانون ثابت و ضرورى هدايت عمومى ، هر نوع از انواع آفرينش از راه تكوين و آفرينش به سوى كمال و سعادت نوعى خود هدايت و رهبرى مى شود.
نوع انسان نيز كه يكى از انواع آفرينش است از كليت اين قانون عمومى مستثنا نيست و از راه غريزه واقع بينى و تفكر اجتماعى ، در زندگى خود به روش خاصى بايد هدايت شود كه سعادت دنيا وآخرتش را تاءمين نمايد و به عبارت ديگر: بايد يك سلسله اعتقادات و وظايف عملى را درك نموده روش زندگى خود را به آنها تطبيق كند تا سعادت و كمال انسانى خود را به دست آورد و گفته شد كه راه درك اين برنامه زندگى كه به نام ((دين )) ناميده مى شود راه عقل نيست بلكه راه ديگرى است به نام ((وحى و نبوت )) كه در برخى از پاكان جهان بشريت به نام انبيا (پيغمبران خدا) يافت مى شود!
پيغمبرانند كه وظايف انسانى مردم را به وسيله وحى از جانب خدا دريافت داشته به مردم مى رسانند، تا در اثر به كار بستن آنها تاءمين سعادت كنند. روشن است كه اين دليل چنانكه لزوم و ضرورت چنين دركى را در ميان افراد بشر به ثبوت مى رساند، همچنين لزوم و ضرورت پيدايش افرادى را كه پيكره دست نخورده اين برنامه را حفظ كنند و در صورت لزوم به مردم برسانند، به ثبوت مى رساند.
چنانكه از راه عنايت خدايى لازم است اشخاصى پيدا شوند كه وظايف انسانى را از راه وحى درك نموده به مردم تعليم كنند، همچنان لازم است كه اين وظايف انسانى آسمانى براى هميشه در جهان انسانى محفوظ بماند و در صورت لزوم به مردم عرضه و تعليم شود يعنى پيوسته اشخاصى وجود داشته باشند كه دين خدا نزدشان محفوظ باشد و در وقت لزوم به مصرف برسد.
كسى كه متصدى حفظ و نگهدارى دين آسمانى است و از جانب خدا به اين سمت اختصاص يافته ((امام )) ناميده مى شود چنانكه كسى كه حامل روح وحى و نبوت و متصدى اخذ و دريافت احكام و شرايع آسمانى از جانب خدا مى باشد ((نبى )) نام دارد و ممكن است نبوت و امامت در يكجا جمع شوند و ممكن است از هم جدا باشند و چنانكه دليل نامبرده عصمت پيغمبران را اثبات مى كرد، عصمت ائمه و پيشوايان را نيز اثبات مى كند؛ زيرا بايد خدا براى هميشه دين واقعى دست نخورده و قابل تبليغى در ميان بشر داشته باشد و اين معنا بدون عصمت و مصونيت خدايى صورت نبندد.


امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : جمعه نویسنده : جمعی از نویسندگان l بازدید : 209


نام كتاب :قصه هاى تربيتى چهارده معصوم

مؤ لف :محمد رضا اكبرى


 فصل سوم : قصه هاى زندگى فاطمه عليها السلام
فاطمه عليها السلام خداوند امر به معروف را بخاطر مصلحت عموم مردم واجب كرد.(30)
دفاع علمى از مومنين  
دو نفر زن كه در مسئله اى دينى با يكديگر اختلاف داشتند براى حل اختلاف خود نزد فاطمه عليها السلام رفتند. يكى از زنان مومن و ديگرى معاند و كافر بود.
فاطمه عليها السلام مى فرمايد: من دلايل زن مومن را اثبات كردم و حقانيت سخن او را آشكار نمودم و در نتيجه او بر آن زن كه دشمن اسلام بود پيروز گشت و بشدت شاد و مسرور گرديد.
فاطمه عليها السلام به آن زن مومن كه بسيار خوشحال شده بود فرمود: شادى فرشته ها براى پيروزى تو بر او بيشتر از شادى تو مى باشد و غم و اندوه شيطان و ياران او از غم و اندوه اين زن كافر زيادتر است . (31)
دگر بينى  
امام حسن عليه السلام گويد: يك شب جمعه مادرم را ديدم كه در محراب عبادت ايستاد و همواره نماز مى گذارد و در ركوع و سجود بود تا شب به صبح رسيد و شنيدم كه براى زنان و مردان مومن با ذكر نام آنها دعا مى كند و هر چه بيشتر براى آنها از خداوند در خواست مى كند اما براى خود دعا نمى كند.
عرض كردم : مادر! چرا براى خود دعا نمى كنى همان گونه كه براى ديگران دعا مى كنى ؟
فرمود: فرزندم اول همسايه بعد اهل خانه . (32)
ارزش آموزش دين  
زنى به خدمت فاطمه زهرا عليها السلام رسيد و عرض كرد: مادر ناتوانى دارم كه درباره نمازش به مشكلى برخورده است ، از ايم رو مرا به سوى شما فرستاده است تا سوال او را پرسش نمايم .
فاطمه عليها السلام جواب سوال او را داد، مسئله دومى را سوال كرد و حضرت جواب او را داد، مسئله سوم ، چهارم تا دهم را پرسيد و حضرت جواب همه پرسشهاى او را داد. آنگاه آن زن از كثرت سوالهايى كه كرده خجالت زده شد و عرض كرد بيش از اين مزاحم نمى شوم اى دختر رسول خدا.
فاطمه عليها السلام فرمود: بيا و هر سوالى كه داشتى بپرس و من جواب خواهم داد، زيرا اگر كسى خود را مزد بگير كسى كند كه بار سنگينى را بر پشت بام حمل نمايد و در برابر مبلغ هزار دينار اجرت گيرد آيا از حمل بار خسته مى شود؟
زن گفت : نه خسته نمى شود (زيرا اجرت بسيار زيادى دريافت مى كند.)
فاطمه عليها السلام فرمود: من در برابر هر مسئله اى كه پاسخ مى دهم بيشتر از بين زمين و آسمان كه پر از مرواريد باشد پاداش مى گيرم پس سزاوار است كه هيچ در برابر جواب به سوال شما خسته نشوم .
م شنيدم كه فرمود: علماى شيعه ما در قيامت بر انگيخته مى شوند و به اندازه ارشاد مردم و زيادى علومى كه دارند بر آنها لباس كرامت پوشانده مى شود تا اينكه به يكى از آنها يك ميليون حله از نور داده مى شود، آنگاه منادى خداوند ندا مى دهد: اى سرپرستان يتيمان آل محمد كه جدائى آنها از امامانشان آنها را يارى كرديد اينها شاگردان شما هستند كه تحت سرپرستى و يارى شما بودند و هدايت شدند. از خلعتهايى كه به شما داده شد به آنها بدهيد، علما هم به اندازه علومى كه آنها از ايشان دريافت كرده اند خلعت مى دهند و برخى از آنها صد هزار خلعت
دريافت مى كنند و خود به كسانى كه از آنها تعليم گرفته اند مى بخشند. (33)
شيعه فاطمه عليها السلام  
مردى به همسرش گفت : نزد فاطمه عليها السلام دختر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله برو و درباره من از او سوال كن كه آيا من شيعه شما هستم يا خير؟
همسرش نزد فاطمه عليها السلام رفت و از او سوال كرد.
حضرت فرمود: به او بگو:
ان كنت تعمل بما امر ناك وتنتهى عما زجرناك عنه فانت من شيعتنا و الا فلا.
اگر به آنچه تو را امر كرديم عمل مى كنى و از آنچه نهى كرديم پرهيز مى كنى تو از شيعيان ما هستى و گرنه شيعه ما نيستى .
زوجه آن مرد گويد: جواب فاطمه عليها السلام رابه شوهرم رساند. او گفت : و اى بر من چه كسى از گناهان و خطاها بدور است ! پس من در اين صورت براى هميشه در جهنم هستم زيرا هر كسى از شيعيان آنها نباشد هميشه درآتش جهنم است .
همسرش دوباره به خدمت فاطمه عليها السلام مى رسد و سخن شوهرش را به آن حضرت مى رساند.
فاطمه عليها السلام مى فرمايد: به او بگو آنطور كه گمان كردى نيست ، شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشت هستند.
و هر كس ما را دوست بدارد و دوستان ما را هم دوست بدارد و دشمن دشمنان ما باشد و با قلب و زبانش ايمان آورده است اگر مخالفت با امر و نهى ما كند شيعه ما نيست گرچه به بهشت مى رود اما بعد از آنكه بوسيله بلاها و سختى ها از گناهانشان پاك شوند يا با انواع سختى ها در عرصه هاى قيامت و يا ورود در طبقه بالاى جهنم كه عذاب مى شوند پاك گردند آنگاه بخاطر محبتى كه به ما دارند از جهنم نجاتشان مى دهيم و به نزد خود مى بريم . (34)
منطق قوى فاطمه عليها السلام  
امير المؤ منين عليه السلام به فاطمه عليها السلام فرمود: برو و ميراث پدرت (فدك ) را بگير.
فاطمه عليها السلام نزد ابوبكر آمد و گفت : ميراث پدرم رسول خدا را كه به من تعلق دارد بده .
ابوبكر گفت : پيامبران ارث نمى گذارند.
فاطمه عليها السلام فرمود: آيا سيلمان براى داود ارث نگذارد؟
ابوبكر كه در برابر منطق محكم فاطمه عليها السلام عاجز ماند غضبناك شد و دوباره گفت : پيامبران ارث نمى گذارند.
فاطمه عليها السلام فرمود: آيا زكريا (در قرآن ) نگفت : فهب لى من لدنك وليا يرثنى ويرث من آل يعقوب (فرزندى به من عطا فرما تا از من و آل يعقوب ارث برد).
ابوبكر كه دوباره با دليل محكم فاطمه عليها السلام روبرو شد بدون هيچ منطقى حرف خود را تكرار كرد و گفت : پيامبران ارث نمى گذارند.
فاطمه عليها السلام فرمود: آيا در قرآن نيامده است يوصيكم اللّه فى اولادكم للذكر مثل حظ الا نثيين (خداوند درباره فرزندانتان سفارش كرده است كه پسر به اندازه دو دختر ارث مى برد).
ابوب