close
تبلیغات در اینترنت
مرگ،معاد
وبلاگicon
وبلاگکد ماوس

نوای معطر الهی
مرگ،معاد
قالب وبلاگ
درباره ي سايت


اگر قدری شنوا باشیم نوای معطر الهی را می شنویم........................... سایتی مذهبی -داستانی-علمی-نرم افزاری...................................... با نظرات خود ما را یاری دهید.................................................
موضوعات سايت
چهارده معصوم
مطالب وفایل های مذهبی
داستان و ادبیاتی
خبری از زندگی
تفسیری از قرآن
خبری برای آن دنیا
قرآن
معرفی کتاب
پیامبران
سوره ها
کتاب خانه:
سفر مجازی
نرم افزار موبایل
ادیان
گالری تصاویر
مطالب علمی از دنیای علم وهنر
زندگانی بزرگان علم وادب ایران وجهان
المپیاد
رایانه وموبایل
فیلم
نويسندگان
احمد ارسالی: 3
مطالب تصادفي
سوره قرآن
سوره قرآن
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
اوقات شرعی
اوقات شرعی
آرشيو
امکانات وب




در اين وبلاگ
در كل اينترنت



RSS


POWERED BY
rozblog.COM
پیغام مدیر سایت
سلام دوست من به سایت نوای معطر الهی خوش آمدید لطفا برای استفاده از تمامی امکانات

دانلود فایل , شرکت در انجمن و گفتگو با سایر اعضا در سایت ثبت نام کنید







تصوير
آخرین ارسال های تالار گفتمان

يكى از عواملى كه هر شيرينى را به تخلى مى كشاند، فكر نابودى و فساد و از بين رفتن است ، مثلاً حسابدران و ماءموران بانك كه هر لحظه هزاران و ميليون ها تومان پول را در دست مى چرخانند لذّت نمى برند، زيرا مى دانند در لحظه ديگر از دستشان گرفته مى شود، تمام لذّت هاى دنيا نيز تمام شدنى است ، قرآن مى فرمايد: ما عِندَكُم يَنفَدُ وما عِندَاللّهِ باقٍ(992) آنچه نزد شماست نابود شدنى و آنچه نزد خداست ابدى است .
آرى ، فكر فراق لذّت كاميابى را از بين مى برد، ليكن لذائذ بهشت ابدى است ، بارها قرآن درباره تمام بهشتيان و بسيارى از دوزخيان مساءله خلود و ابديّت نعمت ها و عذاب ها را با صراحت اعلام فرموده است .
در خلود و دوام نعمت ها جاى هيچ شبهه اى نيست ، زيرا لطف خدا بى نهايت و نامحدود است و تا زمان بى نهايت مى تواند انسان هاى مؤ من را مشمول همه نوع الطاف خود قرار دهد، تنها دو نكته وسؤ ال قابل تاءمّل است :
اوّل اينكه هم درباره اهل بهشت و هم درباره اهل دوزخ ، در كنار جمله خالِدِينَ فِيها، جمله ما دامَتِ السَّمواتِ والاَرضِ(993) آمده است ، يعنى تا آسمان ها و زمين پابرجاست ، نعمت هاى بهشت و عذاب هاى دوزخ هم باقى و برپاست ، آيا اين محدوديّت نيست ؟
در پاسخ آن مى گوييم : زمين و آسمان قيامت ، غير از زمين و آسمان دنياست ، زيرا طبق آيات فراوان (چنانكه در بخش هاى نخستين اشاره كرديم ،) در آستانه قيامت زمين لرزه اى شديد پيدا مى شود، كوهها از جا كنده و نور خورشيد تمام شده و ستارگان برهم ريخته و آسمان ها در هم پيچيده و نظام موجود بكلى دگرگون مى شود، امّا زمين وآسمان در قيامت به شكل ديگرى است ونظام خاصّى دارد، آنجا ديگر تغيير وتباهى ، گرمى وسردى موسمى ، لرزه وتزلزل ، بهم ريختگى و درهم پاشيدگى در كار نيست ، با توجّه به اين مطلب اينكه قرآن مى گويد: تا زمين و آسمان برپاست دوزخيان در جهنّم و بهشتيان نيز در نعمت ها بسر مى برند، به معناى ابديّت و جاودانگى است .
جالب اينكه بدنبال آيه در توصيف بهشت مى خوانيم : عَطاءً غَيرَ مَجذُوذ(994) يعنى عطايى است كه هرگز گسسته و قطع نمى شود.
دوّمين سؤ ال اين است كه چرا يك لحظه گناه ، عذاب دائمى داشته باشد؟ چرا فردى به خاطر چند سال گناه ، تا ابد در عذاب بسوزد؟!
بعضى در پاسخ مى گويند: مراد از خلود دوام نيست ، بلكه طولانى بودن است ، امّا اين حرف قابل قبول نيست ، زيرا گاه و بيگاه در كنار كلمه خلود در قرآن ، كلمه ابداً نيز آمده است .(995)
بعضى ديگر مى گويند: تا دوزخى هست آنها هم هستند، ولى بالاخره آتش خاموش مى شود. مثل اينكه مى گويند: فلانى زندانى دائم است ، يعنى تا نفس داشته باشد بايد در زندان بماند، ولى عاقبت عمر انسان به پايان مى رسد.
اين سخن نيز با آيات قرآن از قبيل آيه كُلمّا خَبَت زِدناهُم سَعِيراً(996) هرگاه دوزخ به سردى و خاموشى مى گرايد ما آن را شعله ور مى سازيم ، و آيه كلّما نَضِجِت جُلُودهُم بَدَّلناهُم جُلودا غَيرَها(997) هرگاه پوست انسان ها مى سوزد ما پوست نو به آنان مى دهيم ، سازگار نيست .
نمى دانم چرا عدّه اى اين همه دست به توجيه زده و بى جهت تلاش ‍ مى كنند، مگر در همين دنيا گاهى به خاطر يك دقيقه عملى سالها رنج و عذاب آن را نمى چشيم ؟ مثلا شما اگر در يك لحظه با چاقو چشم خود را كور كنيد، تا پايان عمر در سختى و نابينايى مى سوزيد، راننده در يك لحظه غفلت چندين مسافر را براى هميشه دست و پاشكسته بجا مى گذارد، در تمام كشورها زندانيانى به چشم مى خورند كه تا ابد زندان هستند در حالى كه جرم يا توطئه يا سوء قصد آنان در مدّتى كوتاه بوده است .
.پی نوشته:
992-سوره نحل ، آيه 96.
993-سوره هود، آيات 107 108.
994-سوره هود، آيه 108.
995-سوره نساء، آيه 169 ؛ تغابن ، آيه 9 ؛ طلاق ، آيه 11 و جنّ، آيه 23.
996-سوره اسراء، آيه 97.
997-سوره نساء، آيه 56.

//نام كتاب : معاد مؤ لف : استاد قرائتى//

// نرم افزار حاوی:کتاب خانه ی دیجیتال از شرکت نور الزهرا//

 

 


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : خبری برای آن دنیا , مرگ،معاد ,

تاریخ : سه شنبه 01 مرداد 1392 نویسنده : جمعی از نویسندگان l بازدید : 128

برزخ 
بقاى روح 
دليل عقلى و آيات و روايات همه گواهى مى دهند كه با مردن و پوسيده شدن جسد، لطمه اى به روح وارد نمى شود، بلكه روح ما همچنان باقى است و براى خود استقلال و اصالت دارد. زيرا شخصيّت ما با روح و جان ماست ، نه با بدن و جسد ما. بنابراين اگر يك سيلى در سن ده سالگى به شخصى زده و فرار كرديم آن شخص حتّى اگر ما را در سن هفتاد سالگى پيدا كند، تقاضاى انتقام دارد، هر چند به ديد مادّى خود به او بگوييم : آن سلول هاى دستى كه به صورت شما خورده مربوط به شصت سال پيش ‍ است و تاكنون بيش از ده مرتبه تمام آن سلولها عوض شده است ، پس ‍ تقاضاى قصاص و انتقام بى مورد است . او در پاسخ ما مى گويد: من كار به جسد و سلول تو ندارم ، تو همان شخصى هستى كه به من سيلى زدى .
اين مثال نشانه آن است كه شخصيّت انسان با تغيير جسم عوض ‍ نمى شود، همانند كسى كه با ماشينى سرقت كند و سپس لباس و ماشين خود را عوض كند و پا به فرار بگذارد، هنگام دستگيرى نمى تواند بگويد: ماشين و لباسم عوض شده پس من آن سارق نيستم .
گاهى با جملاتى كه در باره خودمان مى گوييم ، بطور ناخودآگاه اقرار به بقاى روح داريم ، مثلاً در سن پيرى مى گوييم : من در بچگى زياد شرور بودم ، در صورتى كه بدن ما هر چند سال يكبار عوض مى شود، ولى احساس ‍ وجدانى ما هيچ عوض نمى شود و ما واقعاً در پيرى خودمان را همان شخص اوّل كودكى مى دانيم و عوض شدن بدن در من بودن من تغييرى نمى دهد.
دليل ديگر آنكه : گاهى سالها پس از مرگ شخصى در حالى كه مى دانيم طبيعتا جسدش در قبر پوسيده شده و از بين رفته است ، ولى او در قالبى سالم به خواب ما مى آيد و مطالب واقعيّت دارى را به ما مى گويد كه بعد از بررسى مى فهميم مو به مو حقيقت دارد و يا گاهى از آينده خبرهايى مى دهد كه بدون كم و زياد واقع مى شود، اين خواب ها كم نيست و نشان ديگرى است كه فعاليّت و آگاهى روح با مردن و پوسيده شدن جسد كارى ندارد، يعنى روح اسير اين بدن نيست ، هنگامى كه اين بدن سالم بود با آن كار مى كرد و زمانى كه متلاشى شد آن روح با كمال استقلال ، بدن ديگرى نظير همين بدن براى خود پيدا مى كند و به آن متّصل مى شود وبه فعاليّت خود ادامه مى دهد.(285)
قرآن و روايات نيز عوارض و آفات را براى جسم انسان مى دانند، نه روح او. قرآن در مواردى كه از مردن سخن به ميان آورده ، واژه تَوِفّى را بكار برده كه به معناى گرفتن و دريافت كردن بدون كم و كاست است . مثلاً اللّه يَتَوفّى الاَنفُسَ حِينَ مَوتِها(286) يعنى خداوند انسان را به هنگام مرگ به تمام شخصيّت و واقعيّتش ‍ تحويل مى گيرد و يا آيه يَتَوَفّاكم مَلَكُ المَوت (287) فرشته ماءمور گرفتن جانها بدون كم و كاست جان شما را تحويل مى گيرد.
در قرآن در باره روح و جان ، چهارده مرتبه تعبير تحويل مى گيريم و تحويل مى گيرد آمده است كه تحويل گرفتن ، نشانه باقى و ثابت بودن روح است . چون جسم و جسد وارد خاك شده و مى پوسد.
دليل ديگر قرآنى بر بقاى روح ، آيات فروانى است كه شامل درود و تحيّت بر مردگان است ، از جمله :
سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِى العالَمِين (288) سلام بر نوح در طول تاريخ و در ميان همه نسل ها و امّت ها.
سَلامٌ عَلى اِبراهِيمَ(289) سلام بر ابراهيم .
سَلامٌ عَلى موسى و هارونَ(290) سلام بر موسى و هارون .
همچنين روايات متعدّدى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و امامان معصوم عليهم السّلام در زمينه هاى گوناگون بيانگر آن است كه روح انسان با مردن نيست نمى شود، بلكه زنده و باقى و مورد خطاب و لطف الهى يا قهر او قرار مى گيرد كه به چند نمونه از آنها اشاره مى كنيم :
# پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله گاهى به قبرستان آمده و با مردگان سخن مى گفتند.
# در حديث مى خوانيم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با دست مبارك خود فاطمه بنت اسد مادر حضرت على عليهما السّلام را به خاك سپرده و به او تلقين فرمودند.
اساساً روايات تلقين به ميّت ، خود نشانه بقا و درك روح اوست .
# جسد كافرانى كه در جنگ بدر هلاك شده بودند، به چاهى انداخته شد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بالاى چاه آنها را صدا زد و با ايشان گفتگو كرد، از آن حضرت پرسيدند: مگر آنها مى شنوند؟ فرمود: شما از آنها شنواتر نيستيد!
# حضرت على عليه السّلام به هنگام دفن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و فاطمه زهراعليها السّلام با آنان گفتگو مى كرد.
# حضرت على عليه السّلام در پايان جنگ جمل جسد كعب بن احبار را بلند كرده و با او سخن مى گفت . گفتند: مگر مى شنود؟ فرمود: بله .(291)
# در روايات بسيارى آمده است كه ارواح مردگان حتّى صداى پاى تشييع كننده ها را مى شنوند و گاه و بى گاه به اهل و خانه خود توجّه و عنايت دارند و از گناه وارثان رنج مى برند و از كارهاى نيك آنان خرسند مى شوند و در انتظار خيرات آنان هستند.
# به علاوه در روايات متعدّدى وارد شده كه رهبران معصوم ما در قبرستان حاضر مى شدند و به اهل قبور سلام كرده و با آنها حرف مى زدند و از آنان سؤ ال مى كردند و به ما نيز سفارش مى كردند كه همان سلام ها را در ورود به قبرستان و با اهل قبور داشته باشيم .(292)
مجموع همه آيات و روايات اين سخن را تاءييد مى كند كه با مردن و فناى جسم و جسد انسان ، روح از بين نمى رود و همچنان باقى است و عوارض و آفات جسم ، شامل روح نمى شود.
وجود عالم برزخ 
قرآن در اين باره مى فرمايد: وَمِن وَرائِهِم بَرزَخٌ اِلى يَومِ يُبعَثُونَ(293) و از پى آنان تا روزى كه مبعوث شوند، فاصله اى (برزخ ) است .
مراد از عالم برزخ ، عالم قبر است ، عالمى كه انسان در آن يك نوع زندگى خاصّى تا قيامت دارد. اين حقيقت را در آيات قرآن و روايات بسيارى از شيعه و سنّى مى توان مشاهده كرد.(294)
برزخ ، دورانى است ميان زندگى دنيا و زندگى آخرت ، دورانى براى مؤ منان و نيكوكاران رهايى از قفس بدن است و براى گناهكاران بس ‍ وحشت زا و دلهره آور مى باشد. امام صادق عليه السّلام فرمود: واللّه ما اءخافُ عَلَيكُم الاّ الْبَرزَخَ و امّا اِذا صارَ الاَمرُ اِلينَا فَنَحنُ اَولى بِكُم به خدا سوگند من جز از حوادث تلخ برزخ ترس ديگرى براى شما ندارم ، زيرا در قيامت ما به شما سزاوارتريم و در آن مرحله ما مى توانيم شما را مشمول شفاعت خودمان كنيم .
آيات متعدّدى در قرآن اوضاع عالم برزخ را بيان مى كند، از جمله آيه 46 سوره غافر كه علامه طباطبائى قدّس سرّه مى فرمايد: آيه به روشنى بر وضع مجرمان در برزخ دلالت مى كند.(295) النّارُ يُعرِضُونَ عَلَيها غُدُوّاً وَ عَشِيّاً وَ يَومَ تَقومُ السّاعَةُ اَدخِلوا آلَفِرعَونَ اءشَدَّ العَذابِ فرعونيان در هر بامداد و شامگاه بر آتش عرضه مى شوند (و اين سهميه برزخ آن طاغوتيان است و سهم قيامت آنان جمله بعد است كه مى فرمايد:) و آنگاه كه قيامت به پا شود گفته مى شود كه اين فرعونيان را در شديدترين عذاب داخل كنيد.
همان گونه كه مشاهده مى كنيد در شكنجه گاه برزخ عرضه آتش است ، ولى در قيامت ورود در آتش مى باشد. به علاوه امام صادق عليه السّلام فرمودند: در قيامت عذاب دائمى است و اگر در آيه عرضه آتش در صبح و شب بيان شده ، مربوط به عذاب در برزخ است .(296)
و در سوره نوح مى خوانيم : اُغرِقُوا فَاُدخِلُوا نارا(297) قوم نوح بخاطر خطاهاى زيادى كه داشتند غرق شدند.
مرحوم علاّمه طباطبائى در تفسير اين آيه مى فرمايد: مراد از داخل آتش ‍ شدن ، همان آتشى است كه در برزخ است .(298)
نكته جالبى كه در اين آيه است آنكه مساءله غرق و آتش در كنار هم آمده است ، آرى اين بدن ها غرق در آب هستند، ولى روح در قالب ديگر در آتش ‍ است . همانند كسى كه با اين بدن در فضاى بسيار بزرگى مى خوابد، ولى در عالم خواب و رؤ يا او را در جاى بسيار تنگى فشار مى دهند.
آياتى كه در باره شهدا مى فرمايد: گمان نكنيد كسانى را كه در راه خدا كشته مى شوند مرده اند، بلكه زنده هستند و شادى كنان از نعمت هاى الهى بهره مند مى شوند،(299) اين آيات دلالت بر زندگى بعد از مرگ آنان دارد.
در روايات مى خوانيم : گناهكاران همين كه عذاب برزخ را مشاهد مى كنند مى گويند: رَبَّنا لا تَقُم لَنا السّاعَةَ(300) خدايا! قيامت را براى ما بر پا مكن .
زندگى برزخى 
از آنجايى كه شناخت و دستيابى به عالم برزخ و چگونگى زندگى در آن از توان و علم ما خارج است ، به سراغ آيات و روايات در اين باره مى رويم . البتّه قبل از ورود به بحث ، توجّه به مقدّمه اى لازم است و آن اينكه :
انسان داراى دو بدن است ؛ يكى بدن سنگين و ديگرى بدن سبك ، بدن سنگين همين بدنى است كه در بيدارى با هم زندگى مى كنيم و نياز به غذا و پوشاك دارد و بدن سبك آن بدنى است كه در عالم خواب داريم كه گاهى با هم گفتگو و برخورد داريم .
امّا چرا به آن بدن سبك مى گوييم ؟ زيرا گاهى در دو دقيقه خواب رفتن ، بدن انسان از اين سمت كره زمين به سمت ديگر آن مى رود، در اقيانوس ها شنا مى كند و يا در آسمان ها پرواز مى كند و...، در صورتى كه آن مسافت را اگر بخواهد در بيدارى طى كند، ساعت ها بايد در هواپيما بماند و هرگز در هوا پرواز نمى كند و يا چه بسا اصلاً شنا بلد نباشد. بنابراين ما آن بدن را بدن سبك مى ناميم .
همانند عالم خواب و بيدارى ، در دنيا نيز با جسم وبدن مادى زندگى مى كنيم ، ولى در عالم قبر و برزخ با آن بدن سبك زندگى خواهيم كرد تا اينكه روز قيامت به پا شود و دوباره از ذرّات پوسيده و پراكنده بدن ما، بدن سنگين تشكيل شود و روح بدان برگردد.
پی نوشته:
285-البتّه روايات درباره آن بدنى كه روح ما به آن ملحق شده و به فعاليّت ادامه مى دهد توضيح داده اند كه در صفحات آينده مطرح خواهيم كرد.
286-سوره زمر، آيه 42.
287-سوره سجده ، آيه 11.
288-سوره صافّات ، آيه 79.
289-سوره صافّات ، آيه 109.
290-سوره صافّات ، آيه 120.
291-بحار، ج 6، ص 255.
292-مجموعه روايات در تفسير الميزان ، (ج 1، ص 396) آمده است .
293-سوره مؤ منون ، آيه 100.
294-تفسيرالميزان ، ج 15، ص 72.
295-تفسير الميزان ، ج 17، ص 354.
296-بحار، ج 6، ص 285.
297-سوره نوح ، آيه 25.
298-واگر مراد آتش قيامت باشد بايد جمله اَدخِلوا (فعل ماضى ) را به معناى سَيَدخلون (فعل مضارع ) بگيريم . تفسير الميزان ، ج 20، ص 109.
299-سوره بقره ، آيه 154 و آل عمران ، 169
300-تفسير نورالثقلين ، ج 4، ص 533.
// نرم افزار حاوی:کتاب خانه ی دیجیتال از شرکت نور الزهرا//
//نام كتاب : معاد    مؤ لف : استاد قرائتى//


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : خبری برای آن دنیا , مرگ،معاد ,

تاریخ : سه شنبه 01 مرداد 1392 نویسنده : جمعی از نویسندگان l بازدید : 81

در اينجا نيز از كلام قرآن و روايات استفاده مى كنيم ، قرآن آستانه مرگ گنهكاران را چنين ترسيم مى كند: 1اءلّذينَ تَتَوفّاهُمُ المَلائِكَةُ ظالِمى اءنفُسِهِم فَاءلقَوا السّلَمَ ما كُنّا نَعمَلُ مِن سُوءٍ بَلى اِنّ اللّهَ عَلِيمٌ بِما كُنتُم تَعمَلُونَ(248) كسانى كه با كفر و گناه به خود ظلم كرده اند، همين كه با فرشتگان ماءمور قبض روح برخورد مى كنند، خود را باخته و تسليم شده و مى گويند: ما كار بدى نكرده ايم ، ولى جوابى كه مى شنود اين است كه بلى ، شما جنايتكاريد و خداوند به كارتان آگاه است . آرى ، آدمى كه در تمام عمرش حيله و دروغ كارش بوده ، در لحظه مرگ و قيامت هم آن اخلاقيات خود را از دست نمى دهد و به فرشتگان و خدا هم در حساس ترين لحظات دروغ مى گويد. 2وَ لَوتَرى اِذِ الظّالِمُونَ فِى غَمَراتِ المَوتِ وَالمَلائِكَةُ باسِطُوا اءيدِيهِم اُخرِجُوا اءنفُسَكُمُ اليَومَ تُجزَونَ عَذابَ الهَوْنِ بِما...(249) اى پيامبر! اگر اين ستمكاران را به هنگامى كه در شدائد مرگ و جان دادن فرورفته اند مشاهده كنى ، فرشتگان قبض روح دست گشوده و به آنها مى گويند: جان خود را خارج سازيد كه شما امروز گرفتار مجازات خواركننده اى خواهيد شد. اين نوع جان دادن بخاطر دو جهت است كه در ادامه آيه نيز بيان شده است : يكى اينكه بر خدا دروغ بستند. ديگر اينكه در برابر آيات او سر تسليم فرونياوردند. در اين آيه بجاى بشارت هايى كه به مؤ منان داده مى شد، تعبير به غَمَرات كه به معناى شدائد فراگير است شده و به جاى اينكه تَوَفّى و جان گرفتن از طرف فرشتگان باشد، ماءموران به او مى گويند: جانتان را بدهيد، كه اين يك نوع تحقير آنان است . 3فَلَمّا نَسُوا ما ذُكِّروا بِهِ فَتَحنا عَلَيهِم اءبوابَ كُلِّ شَى ءٍ حَتّى اِذا فَرِحُوا بِما اُوتُوا اءخَذْناهُم بَغْتَةً...(250) قبل از اين آيه خداوند مى فرمايد: ما براى مردم پيامبرانى فرستاديم ولى آنان مخالفت كردند، آن مخالفان را براى هشدار در شدائد و ناگوارى ها قرار داديم تا شايد از خواب غفلت بيدار شده و به درگاه خدا تضرّع و زارى و توبه نمايند، ولى باز هم سرمستانه بكار خود ادامه دادند، ما راه ديگرى را انتخاب كرديم و آن اينكه : اين مردم فراموشكار و غافل را با انواع شادى ها و نعمت ها سرگرم كرديم تا همين كه مشغول تفريح ، لذّت و كاميابى شدند، ناگهان همه را با قهر خود بگيريم . آرى ، اين راه براى آن دسته از افرادى است كه پيامبران ، هشدارها و حوادث ، هيچ يك آنان را تكان نمى دهد. 4وَلَوتَرى اِذ يَتَوَفَّى الَّذينَ كَفَروا المَلائِكَةُ يَضرِبُونَ وُجوهَهُم و اَدبارَهُم وَ ذُوقُوا عَذابَ الحَرِيقِ(251) اى پيامبر! اگر وضع دلخراش و عبرت انگيز كفّار را به هنگامى كه فرشتگان مرگ به صورت و پشت آنان مى زنند و به آنها مى گويند: بچشيد عذاب سوزنده را مشاهده مى كردى ، از سرنوشت رقّت بار آنان آگاه مى شدى . چنانكه در آيه ديگر مى فرمايد: فَكَيفَ اِذا تَوَفَّتْهمُ المَلائِكَةُ يَضرِبُونَ وجُوهَهُم وَ اءدبارَهُم (252) چگونه است حال اين جنايتكاران به هنگام جان دادن ، زمانى كه فرشتگان ماءمور جان گرفتن نزد آنان مى آيند و در حالى كه انواع دلهره ها و جدايى ها و خطرات انسان را به وحشت مى اندازد، به جاى دلدارى آنان با سيلى و كتك جان آنها را مى گيرند. 5اِنّ الّذينَ تَوَفّاهُمُ المَلائِكَةُ ظالِمى اءنفُسَهُم قالُوا فِيمَ كُنتُم قالُوا كنّا مُستَضعَفِينَ فِى الاَرضِ قالُوا اءلَم تَكُنْ اءرضُ اللّهِ واسِعَةً فَتُهاجِروا فِيهَا(253) فرشتگان هنگام جان گرفتن افرادى كه هجرت نكرده و به خود ظلم كرده اند، مى گويند: شما در چه حالى بوديد! و چرا در صف كفّار قرار گرفتيد؟ آنها مى گويند: ما در محيط خود در فشار بوديم . امّا فرشتگان اين پاسخ را قبول نكرده و مى گويند: مگر سرزمين خدا پهناور نبود كه (به جايى ديگر) مهاجرت كنيد؟ آرى ، مسلمان همين كه در منطقه اى تحت تاءثير افكار و شرايط غيراسلامى قرار مى گيرد، واجب است براى حفظ عقيده و افكار و ايمان خود هجرت نمايد و نبايد از حيوان پست تر باشد. زيرا مى بينيم گروهى از حيوانات بخاطر ادامه زندگى خود به مناطق مختلف كوچ و به اصطلاح هجرت مى نمايند. كوتاه سخن آنكه يكى از گفتگوهايى كه فرشتگان در لحظه مرگ با اين افراد بى اراده و تن پرور مى كنند و آنان را شرمنده مى نمايند، انتقاد از هجرت نكردن آنان از محيط گناه است . پی نوشته: 248-سوره نحل ، آيه 28. 249-سوره انعام ، آيه 93. 250-سوره انعام ، آيه 44. 251-سوره انفال ، آيه 50. 252-سوره محمّد، آيه 27. 253-سوره نساء، آيه 97. ((نام كتاب : معاد مؤ لف : استاد قرائتى))

// نرم افزار حاوی:کتاب خانه ی دیجیتال از شرکت نور الزهرا//


امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 9

درباره : مطالب وفایل های مذهبی , مذهبی , خبری برای آن دنیا , مرگ،معاد ,

تاریخ : دوشنبه 31 تير 1392 نویسنده : جمعی از نویسندگان l بازدید : 39

در اين باره نيز چند آيه و حديث را بيان مى كنيم : 1 قرآن مى فرمايد: تَحِيّتُهم يَومَ يَلقَونَهُ سَلامٌ و اَعَدّ لَهم اءجراً كرِيماً(239) به هنگام مرگ و رسيدن به لقاءاللّه ، با نيكوكاران به احترام برخورد شده و با سلام و امنيّت و بشارت به اينكه خداوند براى آنان اجر كريم آماده فرموده است ، وارد برزخ و بهشت مى شوند. 2يا ايّتُهَا النَّفسُ المُطمَئنَّه اِرجِعى اِلى رَبّكَ راضِيَةً مَرضيَّة (240) به آنان گفته مى شود: اى روح آرام ! به سوى پروردگارت برگرد و در مدار بندگان مخصوص من قرار گير و داخل بهشت خودم شو. در حديثى كه مرحوم علامه طباطبائى در تفسير اين آيه آورده چنين مى خوانيم : مؤ من به هنگام مرگ وحشت دارد، ولى ماءمور قبض روح به او دلدارى داده و مى گويد: چرا مى ترسى ؟! من از پدر به تو مهربان ترم ، چشمانت را باز كن . در اين هنگام مؤ من چشم خود را باز مى كند و قيافه هاى ملكوتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و ائمّه اطهارعليهم السّلام را مى بيند و سپس از طرف خداوند ندايى مى رسد كه اى روح آرام ! (روحى كه با ياد خدا آرام بودى روحى كه با انتخاب رهبرى معصوم دلگرم بودى و حوادث تلخ و شيرين مسير تو را كج نكرد و قلب تو را به وحشت نيانداخت ) به سوى پروردگارت برگرد و در مدار بندگان مخصوص من قرار گير و داخل بهشت خودم شو.(241) (لطف خدا در اين كلام غوغا مى كند كه مى فرمايد: بهشت خودم و نمى گويد بهشت ). 3اِنّ الّذينَ قَالوا رَبُّنَا اللّهُ ثُمّ اسْتَقامُوا تَتَنَزّلُ عَلَيهِمُ المَلائِكَة الاّتَخافُوا وَ لاتَحزَنوا وَاَبشِروا بِالجَنّةِ الّتِى تُوعَدونَ(242) البتّه پاداش كسانى كه گفتند: پروردگار ما خداست و در اين راه استقامت نمودند، اين است كه ملائكه بر آنان نازل شوند و بگويند: اى پايداران راه ايمان ! نه از خطرهاى آينده ترسى داشته باشيد و نه نسبت به گذشته دلهره ، مژده باد شما را به بهشتى كه وعده گاه شماست . در آيه فوق آمده است : نه خوف داشته باشيد و نه محزون باشيد و اين بخاطر آن است كه خوف ، ترس از خطرات احتمالى آينده است و حزن ، ترس از گذشته تاريك است .(243) در حديثى از امام صادق عليه السّلام نقل شده است كه اين نزول فرشتگان و بشارت ها، به هنگام مرگ است .(244) 4اَلّذينَ تَتَوفّاهُمُ المَلائِكَةُ طَيِّبينَ يَقُولونَ سَلامٌ عَلَيكُم اُدخُلوا الجَنَّةَ بِما كُنتُم تَعمَلون (245) ملائكه اى كه مسئول گرفتن جان مؤ منان هستند به آن پاكانِ با تقوا مى گويند: سلام بر شما، بخاطر آنكه اعمال نيكويى داشتيد، داخل بهشت شويد. 5اءلا اِنّ اَولياءَ اللّهِ لاخَوفٌ عَلَيهِم و لاهُم يَحزَنُونَ اءلّذينَ آمَنوا وَ كانُوا يَتَّقُون لَهُمُ البُشرى فِى الحَياةِ الدّنيا وَ فِى الا خِرَةِ...(246) آگاه باشيد! براى اولياى خدا ترس و اندوهى نيست ، آنان كه ايمان آورده و تقوا پيشه كرده اند، براى مؤ منان هم در اين دنيا بشارت است و هم در آخرت ... . امام صادق عليه السّلام مى فرمايد: بشارت در اين آيه ، همان بشارتى است كه در لحظه مرگ از زبان اولياى خدا مى شنود.(247) پی نوشته: 239-سوره احزاب ، آيه 44. 240-سوره فجر، آيات 27 28. 241-تفسيرالميزان ، ج 20، ص 416. 242-سوره فصّلت ، آيه 30. 243-تفسير الميزان ، ج 17، ص 415. 244-تفسير الميزان ، ج 17، ص 420. 245-سوره نحل ، آيه 32. 246-سوره يونس ، آيات 62 64. 247-تفسير الميزان ، ج 10، ص 100. ((نام كتاب : معاد مؤ لف : استاد قرائتى))// نرم افزار حاوی:کتاب خانه ی دیجیتال از شرکت نور الزهرا//


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : مطالب وفایل های مذهبی , مذهبی , خبری برای آن دنیا , مرگ،معاد ,

تاریخ : دوشنبه 31 تير 1392 نویسنده : جمعی از نویسندگان l بازدید : 61

لحظه مرگ و احتضار، بسيار حسّاس و خطرناك است ، حتّى خوبان از آن دلهره و وحشت دارند، البتّه منافاتى ندارد كه در عين حالى كه ترس دارند، علاقه به لقاءاللّه نيز داشته باشند. مانند غوّاصى كه به يافتن مرواريد علاقمند است ، امّا از غرق شدن در دريا نيز بيم دارد. آيات و روايات فراوانى در اين زمينه وارد شده كه ما به گوشه اى از آنها اشاره مى كنيم . زيرا آن حالات از عالم ملكوت و غيب است و ما جز راه وحى راه ديگرى براى كشف آن نداريم . # قرآن مى فرمايد: و جَائتْ سَكرَةُ المَوتِ بِالحَقِّ ذلِك ما كُنتَ مِنهُ تَحِيد(230) به راستى لحظه گيج كننده مرگ فرارسيد، همان كه از آن فرار مى كردى . همان گونه كه انسانِ مست نه مى فهمد كه خودش چه مى گويد و نه مى فهمد كه مردم درباره او چه مى گويند، در آن لحظه هم حضور مرگ و دلهره ها از يك سو و جدايى از زن و فرزند و مال و مقام از سوى ديگر، براى او هوشى نگذارده و چنان او را گيج و مبهوت كرده كه قرآن و حديث از آن حالت به لفظ سَكرَة و مستى ياد كرده است . اين تعبير درباره قيامت هم آمده كه مى فرمايد: ...وتَرَى النّاسَ سُكارى و ما هم بِسُكارى ولكنّ عَذابَ اللّهِ شَديدٌ(231) اى پيامبر! تو در آن روزى كه زلزله براى به پاشدن قيامت مى شود، مردم را همچون افراد مست مى بينى ، ولى آنان مست نيستند و لكن عذاب خدا سخت تر است ، عذاب بزرگ الهى است كه عقل را از سرشان ربوده است . # قرآن مى فرمايد: حتّى اِذا جاءَ اَحَدَهُم المَوتَ قالَ رَبّ ارجِعُونِ لَعلّى اءعمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكتُ(232) تا اينكه مرگ يكى از آنان فرارسد، از خدا استمداد مى كند و به ماءموران قبض روح مى گويد: مرا برگردانيد تا شايد عمل صالحى (با اموالى كه جمع كرده و اكنون بجا مى گذارم و مى روم ) انجام دهم ، ليكن به اين آرزوها هرگز لباس عمل پوشانده نمى شود و جواب همه اين ناله ها منفى است . در روايات مى خوانيم كه اين ناله از كسانى است كه ماليات هاى اسلامى و زكات مال خود را نمى پردازند.(233) # درقرآن مى خوانيم : واَنفِقُوا مِمّا رَزَقناكُم مِن قَبلِ اءن يَاءتِىَ اَحَدَكُمُ المَوتَ فَيَقول رَبِّ لولا اَخّرتَنِى الى اءجَلٍ قَرِيبٍ فَاَصَّدّقَ واَكُن مِنَ الصّالِحين (234) تا مرگ به سراغ شما نيامده ، از آنچه به شما داده ايم در راه خدا به ديگران انفاق نماييد و گرنه لحظه مرگ خواهيد گفت : خدايا! آيا نمى شود مرا تا مدّت نزديك و كوتاهى مهلت دهى تا از اموال جمع كرده خود در راه تو صدقه دهم و بدين وسيله از شقاوت ها رهايى يابم و جزو صالحان شوم ؟ در قيامت نيز فرياد التماس ودرخواست مراجعت و برگشت به دنيا بلند است و مى گويند: فَاْرجِعنا نَعمَلُ صالِحاً(235) خدايا! حالا فهميديم ، ما را به دنيا برگردان تا عمل صالح انجام دهيم . # قرآن كه بهترين كتاب آدم سازى و غفلت زا مى باشد، در سوره قيامت (236) مى فرمايد: كلاّ اينقدر دنيا را بر آخرت ترجيح ندهيد، به فكر مردن باشيد همان مرگى كه اِذا بَلَغَتِ التَّراقِى چون جان شما از بدن خارج و به استخوان هاى گردن رسد، وَ قِيلَ مَن رّاقٍ گفته مى شود: كيست كه اين انسان در حال مردن را نجات بدهد؟ كدام پزشك و دارويى را براى رهايى او از مرگ بياوريم ؟! وَ ظَنّ اءنّهُ الفِراقُ ولى خود انسان مى داند كه هر لحظه و آنى از دنيا و تمام چيزهايى كه يك عمر دنبال آنها دويده و جمع كرده و به آنها دل بسته جدا مى شود، از دوستان و فرزندان و همسر دور مى گردد. وَ الْتَفَّتِ السّاقُ بِالسّاقِ بخاطر بيرون آمدن روح از بدن ، ساق پاهاى او بهم چسبيده و شدائد جدايى از دنيا و ورود به عالم ديگر در كنار هم او را در فشارى بس ‍ شديد قرار داده است . توجّه داريد كه قرآن كريم براى اينكه انسان را از وابستگى عميقى كه به دنيا دارد جدا كند، چگونه صحنه هاى جان دادن را ترسيم مى كند.(237) آرى ، تمام گرفتارى ها از غفلت ماست و اگر درباره تلاوت قرآن آن همه سفارش شده براى آن است كه هم افراد با برخورد با اين قبيل آيات توجه پيدا كنند و هم جامعه ها با شنيدن سرنوشت ملّت ها، از خواب غفلت بيدار شوند و راه الهى را طى نمايند. زيرا يكى از نام ها و صفات قرآن تَذكره است ، يعنى قرآن وسيله ياد و توجّه و عامل غفلت زدايى است . # حضرت على عليه السّلام در نهج البلاغه صحنه مرگ را چنين ترسيم مى فرمايد: انواع گيجى ها و حسرت ها و فراق ها از دنيا و روآوردن به جهان پر خطر ديگر براى انسان پيدا مى شود و در ادامه مى فرمايند: فغَيرُ مَوصوفٍ ما نَزَلَ بِهِم آنچه بر انسان در لحظه مرگ وارد مى شود قابل توصيف نيست . وقتى مرگ به سراغ انسان مى آيد، اطراف بدن شل مى شود، رنگ مى پرد، زبان مى گيرد و انسان هنوز مى بيند و مى شنود ولى ديگر قدرت حرف زدن ندارد، فكرش هم كار مى كند، ولى در اينكه در تمام عمرش چه كرده است . يُفَكِّرُ فيما اءفنى عُمرَه و فيمَ اَذهَب دَهرَه با خود فكر مى كند كه عمرش را در چه راهى صرف و ايّامش ‍ را در چه مسيرى گذرانده است . امام مى فرمايد: محتضر در آن لحظه از اموال و ثروتى كه در طول عمرش ‍ جمع كرده ياد مى كند و با خود مى گويد: اين اموال رااز چه راهى بدست آوردم ؟ چرا فكر حلال و حرام آن نبودم ؟ الا ن گناه و حسابش با من و لذّت و بهره اش با ديگران است . ماءمور مرگ همچنان روح او را از اعضاى بدنش جدا مى كند، تا زبان و گوش هم از كار مى افتد و فقط چشمانش مى بيند و به اطراف خود نگاه مى كند و تلاش و وحشت وحركات اطرافيان را مشاهده كرده ، ولى نمى شنود و حرفى نمى تواند بزند و در لحظه آخر روح از چشم هم گرفته مى شود و او در ميان خانواده ، دوستان و بستگان همچون مردارى مى افتد و همه از او مى ترسند و از او دور مى شوند و پس از اندكى او را به خاك و به عملش سپرده و همگى برمى گردند.(238) # در روايات مى خوانيم : در لحظه مرگ ، مال و فرزندان و عمل انسان براى او مجسّم مى شوند، محتضر به مال توجّهى مى كند، مى بيند جز كفن سهم ديگرى ندارد، توجّهى به فرزندان و همسرش مى كند، ولى آنان هم تا گور او را بيشتر همراهى نمى كنند و تنها عمل اوست كه تا ابد با اوست . راستى با اين همه آيات و روايات روشن و هشدارهاى پى در پى ، جايى براى غفلت باقى مى ماند؟! پی نوشته : 230-سوره ق ، آيه 19. 231-سوره حج ، آيه 2. 232-سوره مؤ منون ، آيات 99 100. 233-تفسيرالميزان ، ج 15، ص 79. 234-سوره منافقون ، آيه 10. 235-سوره سجده ، آيه 12. 236-سوره قيامت ، آيه 26 29. 237-در سوره واقعه از آيه 83 به بعد نيز به مساءله جان دادن اشاره شده است . 238-نهج البلاغه ، خطبه 109. ((نام كتاب : معاد مؤ لف : استاد قرائتى)) // نرم افزار حاوی:کتاب خانه ی دیجیتال از شرکت نور الزهرا//


امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

درباره : مطالب وفایل های مذهبی , مذهبی , خبری برای آن دنیا , مرگ،معاد ,

تاریخ : دوشنبه 31 تير 1392 نویسنده : جمعی از نویسندگان l بازدید : 70

مرگ از ديدگاه معصومين عليهم السّلام : در كلمات پيشوايان معصوم براى مرگ تعبيرات جالبى بكار برده شده كه ما گوشه اى از آنرا در اينجا بيان مى كنيم : پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله مى فرمايد: خروج افراد مؤ من از دنيا همچون بيرون آمدن طفل از شكم مادر است كه از تاريكى ها و تنگى ها و فشارها به فضاى روشن و بزرگ وارد مى شود.(126) از امام حسن عليه السّلام سؤ ال شد كه مرگ چيست ؟ فرمود:اَعظَم سُرورٍ يَرِدُ عَلى المُؤ من (127) مرگ بهترين شادى هايى است كه بر مؤ من وارد مى شود. امام حسين عليه السّلام مى فرمايد:فَما المَوت الاّ قِنطَرة (128) مرگ پلى است كه شمارا از دردسرهاى دنيا به رفاه و لطف خدا مى رساند، همان گونه كه براى دشمنان خدا انتقال از كاخ به زندان است . امام سجادعليه السّلام مى فرمايد:المَوتُ للمؤ من كنَزعِ ثيابٍ وَسِخَة قُمّلَةٍ و فَكّ قُيودٍ و اغلال ثَقيلة والاستبدال باَفخَر الثياب و اطيبها(129) مرگ براى افراد با ايمان همچون بيرون آوردن لباس كثيف و سپس پوشيدن بهترين لباس هاى خوشبو و ارزشمند وآزاد شدن از قيد و بندهاى سنگين است . سپس امام سخنان خود را چنين ادامه مى دهد: همين مرگ ، براى افراد كافر مانند كندن لباسهاى فاخر و پوشيدن لباسهاى آلوده و خشن و خروج از منزل هاى دل نشين و حركت به منزل هاى وحشتناك است . امام باقرعليه السّلام مى فرمايد: الموتُ هو النَّوم الّذى يَاتِيكم فى كلّ لَيلةٍ الاّ اِنّه طَويلٌ مدّته ...(130) مرگ همان خوابى است كه هر شب به سراغ شما مى آيد، ليكن مدّتش طولانى است . البتّه نظر مبارك امام مساءله مرگ و برزخ است . امام صادق عليه السّلام مى فرمايد: الموتُ للمؤ من كاَطيَب رِيحٍ يَشُمّه ... وللكافر كلَدغ الاَفاعى و كلَسعِ العَقارب ...(131) مردن براى مؤ من همچون بو كردن بهترين بوييدنى ها است و براى كافر همچون نيش ‍ عقرب ها و افعى ها است . در روايات ديگر مى خوانيم : مرگ براى مؤ من همچون دوا مى باشد. يا مردن براى مردان خدا همچون حمّام رفتن است كه گرچه كمى زحمت دارد، امّا وسيله پاكى و سبكى و نشاط است . اين بحث را با حديثى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به پايان مى رسانيم كه فرمود: اِنّ المَوتَ عِندى بِمنزلَةِ الشّربَة البارِدَةِ فى اليَوم الشدّيدِ الحَرّ(132) مرگ در ديدگاه من مانند نوشيدن شربت خنكى است كه انسان تشنه در روز بسيار گرم ميل مى كند. ((نام كتاب : معاد مؤ لف : استاد قرائتى)) پی نوشته ها: . 126-نهج الفصاحه ، كلام 2645. 127-محجّة البيضاء، ج 8، ص 255. 128-محجّة البيضاء، ج 8، ص 255. 129-محجّة البيضاء، ج 8، ص 255. 130-محجّة البيضاء، ج 8، ص 255. 131-محجّة البيضاء، ج 8، ص 255. 132-سفينة البحار، ج 2، ص 553
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : خبری برای آن دنیا , مرگ،معاد ,

تاریخ : جمعه 28 تير 1392 نویسنده : جمعی از نویسندگان l بازدید : 111

مطالب گذشته
» سخنی از صدق وصفا »» جمعه 08 شهریور 1392
» چرا؟؟؟؟؟؟؟ »» پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396
» واقعیت چیست »» پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396
» واقعیت را بگویید »» پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396
» اربعین »» شنبه 29 آبان 1395
» درازگودال ماریانا »» شنبه 29 آبان 1395
» آدانسونیا یا بائوباب »» شنبه 29 آبان 1395
» یون--سدیم »» شنبه 29 آبان 1395
» محمد بن موسی خوارزمی »» شنبه 29 آبان 1395
» دانلود Internet Download Manager 6.26 – نرم افزار دانلود منیجر IDM »» پنجشنبه 06 آبان 1395
» دانلود انیمیشن 6 ابر قهرمان دوبله فارسی با کیفیت عالیbig hero 6 2014 »» پنجشنبه 06 آبان 1395
» دانلود انیمیشن زندگی پنهان حیوانات The Secret Life of Pets 2016 با دوبله فارسی و لینک مستقیم »» پنجشنبه 06 آبان 1395
» دانلود فیلم بارکد با کیفیت اورجینال و لینک مستقیم »» پنجشنبه 06 آبان 1395
» فیلم بادیگارد با کیفیت 1080p و لینک مستقیم-nava1.rzb.ir »» پنجشنبه 06 آبان 1395
» دانلود انیمیشن رودنسیا و دندون شازده خانم با دوبله فارسی و کیفیت Rodencia and the Princess’ Tooth -HD »» پنجشنبه 06 آبان 1395
» 10 تاثیر مضر مواد مخدر بر بدن »» جمعه 22 آبان 1394
» وظایف قوه قضائیه چیست؟ درباره ی قوه ی قضاییه »» جمعه 22 آبان 1394
» درباره ی شرکت پست »» جمعه 22 آبان 1394
» انواع تقویم( -تقویم قمری-تقویم قمری شمسی-تقویم شمسی-تقویم جولیوسی-تقویم گرگوری--تقویم خورشیدی خیام:) »» جمعه 22 آبان 1394
» ویژگی رفتاری زنبور ها-زنبورها »» جمعه 22 آبان 1394
» موضوع تاثیر رسانه بر روی زندگی مردم »» جمعه 22 آبان 1394
» سيّد محمدحسن طباطبائي ميرجهاني(2) »» جمعه 08 آبان 1394
» سيّد محمدحسن طباطبائي ميرجهاني(1) »» جمعه 08 آبان 1394
» امامت ، از اصول مذهب(سوال وجواب) »» جمعه 08 آبان 1394
» ائمه و پيشوايان اسلام »» جمعه 08 آبان 1394
» امامت در باطن اعمال »» جمعه 08 آبان 1394
» فرق ميان نبى و امام »» جمعه 08 آبان 1394
» امامت در بيان معارف الهيّه »» جمعه 08 آبان 1394
» قصه هاى زندگى فاطمه عليها السلام »» دوشنبه 03 فروردین 1394
» داستانهاى ما »» جمعه 29 اسفند 1393
» داستان های زیبا2 »» پنجشنبه 28 اسفند 1393
» داستان های زیبای 2 »» چهارشنبه 27 اسفند 1393
» داستان های زیبا 1 »» چهارشنبه 27 اسفند 1393
» آمینو اسیدها »» سه شنبه 26 اسفند 1393
» موضوع حالات جوانی »» یکشنبه 24 اسفند 1393
» خلاصه حالات آخرين پيامبر و اشرف مخلوقات و فضایل »» جمعه 03 بهمن 1393
» نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی »» جمعه 03 بهمن 1393
» زندگانی حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله »» جمعه 03 بهمن 1393
» قسم یا غیبت »» جمعه 19 دی 1393
» نماز و امام حسين عليه السلام »» چهارشنبه 03 دی 1393
آمار کاربران

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
سخنی از بهشت
آیه قرآن
آیه قرآن
ذکر روزهای هفته
ذکر روزهای هفته
جنگ دفاع مقدس
جنگ دفاع مقدس
وصیت شهدا
وصیت شهدا
مهدویت امام زمان (عج)
مهدویت امام زمان (عج)
مطالب محبوب
) دعاى گنج العرش بازدید : 163
فیض کا شانی بازدید : 157
امام شناسی بازدید : 143
سخنی از صدق وصفا بازدید : 143
امام علی (ع) بازدید : 139
داستان اصول کافی بازدید : 133
تالیف های سعدی بازدید : 129
حضرت يونس بازدید : 127
عکس امام علی(ع) بازدید : 117
عکس و تصویر بازدید : 117
آداب سخن گفتن بازدید : 115
حضرت يوسف بازدید : 111
زلزله بازدید : 111
دعا های روز مره بازدید : 109
مال حرام چیست؟ بازدید : 107
نظر سنجي
چند صلوات برای ظهور امام زمان می فرستید؟





کدامین مطالب را می پسندید؟





نظرتان در مورد سایت چیست؟






تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به نوای معطر الهی مي باشد.

جدید ترین موزیک های روز



طراح و مترجم قالب

طراح قالب

جدیدترین مطالب روز

فیلم روز

نوای معطر الهی