close
تبلیغات در اینترنت
سعدی و داستان هایش
loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

نوای معطر الهی

سعدی و داستان هایش

آخرین ارسال های انجمن

پرهيز از اظهار نياز در نزد دشمن

يكى از تهيدستان پاك نهاد بر اثر اضطرار و ناچارى ، گليمى را از خانه يكى از پاك مردان دزديد. قاضى دستور داد تا دست دزد را به خاطر دزدى قطع كنند. صاحب گليم نزد قاضى آمد و گفت : ((من دزد را بخشيدم ، بنابراين حد دزدى را بر او جارى نكن . )) قاضى گفت : شفاعت تو موجب آن نمى شود كه حد شرع مقدس را جارى نسازم . صاحب گليم گفت : اموال من وقف فقيران است ، هر فقيرى كه از مال وقف به خودش بردارد از مال خودش برداشته ، پس قطع دست او لازم نيست . قاضى از جارى نمودن حد دزدى منصرف شد، ولى دزد را مورد سرزنش قرار داد و به او گفت : ((آيا جهان بر تو تنگ آمده بود كه فقط از خانه چنين پاك مردى دزدى كنى ؟! (اگر ناچار بودى ، در جاى ديگر دزدى مى كردى ، نه در خانه اين مرد.) دزد گفت : اى حاكم ! مگر نشنيده اى كه گويند: ((خانه دوستان بروب ولى حلقه در دشمنان مكوب . )) (اشاره به اينكه در برابر دشمن ، سر تسليم فرود نياور و دست نياز به سوى او دراز نكن ، بلكه هنگام ناچارى به سراغ دوست برو.) ((حكايتهاى گلستان سعدى به قلم روان نويسنده : محمد محمدى اشتهاردى))

// نرم افزار حاوی:کتاب خانه ی دیجیتال از شرکت نور الزهرا//

ادامه مطلب
بازدید : 40 تاریخ : سه شنبه 01 مرداد 1392 زمان : 21:54 نویسنده : جمعی از نویسندگان نظرات ()

اثر سخن بر دل پندپذير و آماده-داستان

در مسجد جمعه شهر بعلبك (از شهرهاى شام ) بودم .يك روز چند كلمه به عنوان پند و اندرز براى جماعتى كه در آنجا بودند، مى گفتم ، ولى آن جماعت را پژمرده دل و دل مرده و بى بصيرت يافتم كه آن چنان در امور مادى فرو رفته بودند كه در وجود آنها راهى به جهان معنويت نبود. ديدم كه سخنم در آنها بى فايده است و آتش سوز دلم ، هيزم تر آنها را نمى سوزاند. تربيت و پرورش آدم نماهاى حيوان صفت و آينه گردانى در كوى كورهاى بى بصيرت ، برايم ، دشوار شد، ولى همچنان به سخن ادامه مى دادم و در معنويت باز بود. سخن از اين آيه به ميان آمد كه خداوند مى فرمايد: و نحن اقرب اليه من حبل الوريد: و ما از رگ گردن ، به انسان نزديكتريم . (ق / 16) من همچنان سرمست از باده گفتار بودم و ته مانده ساغرى در دست و قسمتهاى آخر سخن را با مجلسيان مى پيمودم ، كه ناگهان عابرى از كنار مجلس ما عبور مى كرد، ته مانده سخنم را شنيد و تحت تاءثير قرار گرفت ، به طورى كه نعره اى از دل بركشيد و آنچنان خروشيد كه ديگران را تحت تاءثير قرار داد. آنها با او همنوا شدند و به جوش و خروش افتادند. ((اى سبحان الله ! دوران باخبر، در حضور و نزديكان بى بصر، درو!)) (169) ((حكايتهاى گلستان سعدى به قلم روان نويسنده : محمد محمدى اشتهاردى))// نرم افزار حاوی:کتاب خانه ی دیجیتال از شرکت نور الزهرا//
ادامه مطلب
بازدید : 56 تاریخ : یکشنبه 30 تير 1392 زمان : 7:50 نویسنده : جمعی از نویسندگان نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آمار سایت
  • کل مطالب : 1088
  • کل نظرات : 35
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 31
  • آی پی امروز : 0
  • آی پی دیروز : 19
  • بازدید امروز : 3
  • باردید دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 3
  • بازدید ماه : 3
  • بازدید سال : 3
  • بازدید کلی : 493,143
  • مطالب
    کدهای اختصاصی

    حدیث

    دیکشنری

    ابزار وبلاگ




    در اين وبلاگ
    در كل اينترنت
    سخنی از بهشت

    حدیث

    آیه قرآن
    آیه قرآن
    ذکر روزهای هفته
    ذکر روزهای هفته
    جنگ دفاع مقدس
    جنگ دفاع مقدس
    وصیت شهدا
    وصیت شهدا
    مهدویت امام زمان (عج)
    مهدویت امام زمان (عج)