close
تبلیغات در اینترنت
دايرة المعارف قرآن -توضیحاتی درباره ی موضوعات وکلمات
وبلاگicon
وبلاگکد ماوس

نوای معطر الهی
سایتی :مذهبی -داستانی-علمی-المپیادی-نرم افزار-فیلمی
قالب وبلاگ
درباره ي سايت


اگر قدری شنوا باشیم نوای معطر الهی را می شنویم........................... سایتی مذهبی -داستانی-علمی-نرم افزاری...................................... با نظرات خود ما را یاری دهید.................................................
موضوعات سايت
چهارده معصوم
مطالب وفایل های مذهبی
داستان و ادبیاتی
خبری از زندگی
تفسیری از قرآن
خبری برای آن دنیا
قرآن
معرفی کتاب
پیامبران
سوره ها
کتاب خانه:
سفر مجازی
نرم افزار موبایل
ادیان
گالری تصاویر
مطالب علمی از دنیای علم وهنر
زندگانی بزرگان علم وادب ایران وجهان
المپیاد
رایانه وموبایل
فیلم
نويسندگان
احمد ارسالی: 3
مطالب تصادفي
سوره قرآن
سوره قرآن
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
اوقات شرعی
اوقات شرعی
آرشيو
امکانات وب




در اين وبلاگ
در كل اينترنت



RSS


POWERED BY
rozblog.COM
پیغام مدیر سایت
سلام دوست من به سایت نوای معطر الهی خوش آمدید لطفا برای استفاده از تمامی امکانات

دانلود فایل , شرکت در انجمن و گفتگو با سایر اعضا در سایت ثبت نام کنید







تصوير
آخرین ارسال های تالار گفتمان
دايرة المعارف/معناى سوره‏
معناى سوره
كتاب: آشنايى با قرآن جلد 4 صفحه 8
نويسنده: استاد مرتضى مطهرى
معناى «سوره» را مى‏دانيد، هر قطعه‏اى از آيات قرآن كه با يك «بسم الله» شروع مى‏شود و بعد پايان مى‏پذيرد به طورى كه بعد از آن، «بسم الله» ديگرى هست، اين قطعه را «سوره» مى‏گويند.
قرآن از كتابهايى است كه فصل، باب و بخش ندارد ولى قطعه قطعه شدنش به صورت سوره سوره بودن است و هر سوره با يك «بسم الله» آغاز مى‏شود و «بسم الله» آغاز قطعه بعد نشان دهنده پايان سوره قبلى است و مى‏گويند كلمه «سوره» از همان ماده‏اى است كه كلمه «سور» وضع شده است. در زبان عرب آن حصارى را كه دور شهرها مى‏كشيدند كه يك شهر را در داخل خودش قرار مى‏داد و يك حائطى بود - يعنى يك ديوارى بود - كه بر تمام شهر يا قصبه و يا ده احاطه داشت، سور مى‏گفتند، «سور البلد» ديوار مرتفعى بود كه دور يك شهر مى‏كشيدند. كانه هر سوره‏اى در داخل يك حصار قرار گرفته است، از اين جهت‏به آن «سوره» مى‏گويند. قرآن را هم خود پيغمبر سوره سوره كرده است نه اينكه بعد مسلمين آن را سوره سوره كرده باشند. از اولى كه قرآن نازل شد، به صورت سوره سوره نازل شد.
#
$ 69 -
دايرة المعارف/تفكر و تذكر و فرق اين دو
تفكر و تذكر و فرق اين دو
كتاب: آشنايى با قرآن جلد 4 صفحه 10
نويسنده: استاد مرتضى مطهرى
شايد بدانيد كه فرق است ميان «تفكر» و «تذكر». تفكر آنجايى است كه يك مساله‏اى را كه انسان به كلى نسبت‏به آن جاهل و نادان است و نمى‏داند، به انسان مى‏آموزند، كه قرآن در بسيارى از موارد، دم از تفكر مى‏زند. تذكر، در مسائلى است كه فطرت انسان خود به خود صحت آن مسائل را درك مى‏كند ولى بايد يادآورى كرد و توجه داد. قرآن مخصوصا اينها را به عنوان «تذكر» بيان مى‏كند، شايد يك علتش احترام گزاردن به بشر است، ما شما را به اين مسائل متوجه مى‏كنيم، يعنى مسائلى است كه اگر خودتان هم بينديشيد مى‏فهميد، ولى ما شما را متذكر و متوجه مى‏كنيم.
#
$ 70 -
دايرة المعارف/كلمه محصَن و محصِن‏
كلمه محصن و محصن
كتاب: آشنايى با قرآن جلد 4 صفحه 18
نويسنده: استاد مرتضى مطهرى
كلمه «محصن» يا «محصن» در قرآن به دو معنا ذكر مى‏شود. گاهى محصن يا محصن در خصوص زن شوهردار گفته مى‏شود يعنى آن كه در حصار ازدواج قرار گرفته، و گاهى اين كلمه به معنى زن عفيف است و لو زن مجردى باشد. اينجا معناى دوم مقصود است.
#
$ 71 -
دايرة المعارف/موضوع لعان‏
موضوع لعان
كتاب: آشنايى با قرآن جلد 4 صفحه 23
نويسنده: استاد مرتضى مطهرى
اگر مردى زنى را متهم به زنا كرد بايد چهار شاهد بياورد. حال اگر چهار شاهد نداشت تكليفش چيست؟ بايد بداند كه چون شاهد ندارد، اگر شهادت دهد خودش را تازيانه مى‏زنند، پس وظيفه‏اش سكوت كردن است. حال اگر آن مردى كه ديده آن زن زنا مى‏كند شوهر آن زن باشد تكليفش چيست؟ آيا او هم اگر چهار شاهد وجود داشت‏بيايد پيش حاكم شرعى اظهار كند كه زن من زنا كرده است؟ اگر بخواهد چهار شاهد پيدا كند آنها كارشان تمام شده است. اگر شاهد، غير شوهر بود، مى‏گفتند حال كه چهار شاهد نيست، سكوت كن، حرف نزن، به تو چه ربطى دارد؟ اگر بگويى، خودت را تازيانه مى‏زنند.
شوهر وقتى پيش حاكم شهادت مى‏دهد بايد چهار بار سوگند به خدا بخورد و خدا را گواه بگيرد كه اينكه مى‏گويد راست است و دروغ نمى‏گويد. يعنى يك بار شهادت دادن كافى نيست، بايد چهار بار باشد. چهار بار هم بايد توام با سوگند باشد. آيا اين مقدار كافى است؟ باز هم كافى نيست. در مرتبه پنجم بايد به خودش لعنت كند و بگويد: لعنت‏خدا بر من اگر دروغ بگويم». آيا همين جا كار تمام مى‏شود و به زن مى‏گويند ثابت‏شد كه تو زنا كرده‏اى؟ نه. به زن تكليف مى‏كنند و مى‏گويند شوهرت «لعان» كرد، يعنى چهار بار قسم خورد و يك بار هم خودش را لعنت كرد اگر دروغگو باشد، تو چه مى‏گويى؟ اگر زن اقرار كرد مجازات مى‏شود و اگر هم سكوت كرد و از خود دفاع نكرد، باز مثل اقرار است، ولى يك راه ديگر جلوى زن مى‏گذارند، مى‏گويند تو هم بيا مثل او قسم بخور. تو هم چهار بار قسم بخور كه شوهرت دروغ مى‏گويد. چهار بار خدا را گواه بگير و قسم بخور كه شوهرت دروغ مى‏گويد و در دفعه پنجم بگو «غضب خدا بر من اگر شوهرم راست مى‏گويد». اگر حاضر نشد اين كار را انجام دهد مى‏گويند معلوم است تو زنا كرده‏اى و مجازات مى‏شود. اما اگر حاضر شد و گفت من هم از خودم دفاع مى‏كنم، تكليف چه مى‏شود؟ مرد چهار بار شهادت داده و خودش را هم لعنت كرده اگر دروغ گفته باشد، و زن هم چهار بار قسم خورده كه شوهرش دروغ مى‏گويد و براى پنجمين بار گفته است كه «غضب خدا بر من اگر شوهرم راست گفته باشد»، اسلام چه حكم مى‏كند؟ آيا اينجا مرد را در حكم قاذف و تهمت زن مى‏شناسد و به او تازيانه مى‏زند؟ نه. آيا زن را گناهكار مى‏شناسد و او را مجازات مى‏كند كه در اينجا مجازاتش رجم و سنگسار است؟
نه. پس چه مى‏كند؟ اسلام مى‏گويد: حال كه كار به اينجا كشيده است، ميان شما جدايى مطلق بايد باشد و طلاق هم لازم نيست، همين عمل در حكم طلاق است، شما ديگر از يكديگر جدا هستيد، او اين طرف جو و او آن طرف جو، ديگر از اين ساعت زن و شوهر نيستيد. اين [عمل] در فقه اسلام «لعان» يا «ملاعنه» ناميده مى‏شود.
يك نوبت در زمان پيغمبر اكرم (ص) و در حضور ايشان اين عمل صورت گرفت كه مى‏گويند شان نزول اين آيه همان است.
مردى به نام هلال بن اميه، روزى هراسان آمد خدمت رسول اكرم (ص) و گفت: يا رسول الله من به چشم خود زنم را ديدم كه با فلان مرد زنا مى‏كرد. پيامبر اكرم (ص) رويشان را برگرداندند. براى بار دوم و بار سوم نيز اين سخن را بر زبان آورد و گفت‏يا رسول الله خدا خودش مى‏داند كه من راست مى‏گويم و دروغ نمى‏گويم. همين آيات نازل شد و پيامبر اكرم (ص) بعد از نزول آيات، هلال بن اميه را احضار فرمود و زنش را هم احضار كرد. زنش از اشراف مدينه و فاميل دار و قبيله‏دار بود. هلال هم با فاميل و قبيله خودش آمد. براى اولين بار پيغمبر اكرم (ص) مراسم «لعان» را اجرا كرد. به مرد فرمود بيا چهار بار قسم بخور و خدا را گواه بگير كه راست مى‏گويى، دفعه پنجم هم لعنت‏خدا بر تو اگر دروغگو باشى. آمد و با كمال رشادت اينها را گفت. به زن هم گفتند كه چهار بار قسم بخور كه شوهرت دروغ مى‏گويد. زن اول سكوت كرد و زبانش تقريبا بند آمد. نزديك بود اعتراف كند. نگاهى به چهره خويشاوندان خود كرد [و با خود] گفت: نه، من هرگز روى اينها را سياه نمى‏كنم و اسباب خجلت اينها را فراهم نمى‏كنم. گفت: من اين كار را مى‏كنم. وقتى هلال بن اميه چهار بار خدا را قسم خورد و خواست‏خودش را لعنت كند پيغمبر اكرم (ص) فرمود بدان كه عذاب آخرت از عذاب دنيا خيلى شديدتر است، مبادا زن خود را به دروغ متهم كرده باشى؟ از خدا بترس! گفت: نه يا رسول الله. خدا خودش مى‏داند كه من دروغ نمى‏گويم.
به زن هم بعد از چهار شهادت، وقتى خواست‏بگويد «غضب خدا بر من...» فرمود از غضب خدا بترس، آنچه در آخرت است از آنچه در دنياست‏خيلى شديدتر است، مبادا اگر حرف شوهرت حقيقت دارد او را تكذيب كنى! اين بود كه زبان زن بند آمد. يك مدتى هم توقف كرد و نزديك بود اعتراف كند اما سرانجام اين جمله را گفت.
پيغمبر اكرم (ص) فرمود ديگر از اين ساعت‏شما زن و شوهر يكديگر نيستيد.
#
$ 72 -
دايرة المعارف/مكافات عمل‏
مكافات عمل
كتاب: آشنايى با قرآن جلد 4 صفحه 53
نويسنده: استاد مرتضى مطهرى
مساله مكافات يك مساله‏اى است. چنين چيزى به ما نگفته‏اند كه هر گناهى عقوبتى در اين دنيا دارد، نه، خيلى از گناهان است كه اصلا در اين دنيا عقوبتى ندارد، ولى هر گناهى در آن دنيا عقوبت دارد، اما خدا از بعضى گناهان در همين دنيا هم نخواهد گذشت. يكى از آن گناهانى كه در همين دنيا عكس العمل دارد - كه مى‏توانيد آن را تجربه كنيد! - گناه تهمت زنى و آبروبرى است. آنكه تهمت‏به ناحق مى‏زند، به هر حال در يك روزى گرفتارش خواهد شد حال يا يك كسى مثل خودش به او تهمت ناحق خواهد زد و يا به شكلى آن شخص رسوا و مفتضح خواهد شد.
#
$ 73 -
دايرة المعارف/تسبيح و تحميد و فرق اين دو
تسبيح و تحميد و فرق اين دو
وقتى در نماز مى‏گوييم «سبحان‏ربى العظيم و بحمده» كه خلاصه‏اش اين است «تسبيح پروردگار عظيم مى‏كنم و حمد پروردگار عظيم» يا مى‏گوييم: «سبحان ربى‏الاعلى و بحمده» يعنى تسبيح مى‏كنم پروردگار برتر را و حمد مى‏كنم‏او را، «تسبيح مى‏كنم» يعنى چه؟ و «حمد مى‏كنم» يعنى چه؟
ثناى خدا به دو شكل است: يكى تسبيح و ديگرى تحميد.
تسبيح يعنى تنزيه، يعنى خدا را از آنچه كه ذات او مبراست منزه‏كردن، و برتر دانستن او از آنچه كه شان مخلوقين است، از آنچه كه‏حاكى از نوعى نقص و ناتوانى و نارسايى است. اصلا كلمه «سبحان» معنايش اين است كه من او را تسبيح و تنزيه مى‏كD8 بگويم از چه‏درست‏شده و از كجا آمده است. پس تسبيح يعنى يك سلسله‏چيزهايى را كه من مى‏فهمم كه خدا از اينها برتر و بالاتر است، با كلمه «سبحان» از او نفى مى‏كنم. ثناى الهى نظير اقرار به توحيد است كه مجموع نفى و اثبات‏است، وقتى مى‏گوييم «لا اله الا الله» نفى مى‏كنيم معبوديت غير را واثبات مى‏كنيم ذات او را. ثناى الهى هم هميشه نفى است و اثبات، نفى‏اش همين است: منزه است از...، ولى «حمد» توصيف‏پروردگار است به صفات اثباتى، او را ستايش مى‏كنم كه همه نعمتهااز اوست، همه كمالر به توحيد است كه مجموع نفى و اثبات‏است، وقتى مى‏گوييم «لا اله الا الله» نفى مى‏كنيم معبوديت غير را واثبات مى‏كنيم ذات او را. ثناى الهى هم هميشه نفى است و اثبات، نفى‏اش همين است: منزه است از...، ولى «حمد» توصيف‏پروردگار است به صفات اثباتى، او را ستايش مى‏كنم كه همه نعمتهااز اوست، همه كمالات از اوست و به او بر مى‏گردد، او به هر چيزى‏داناست: «بكل شى‏ء عليم»، بر هر چيزى تواناست: «و هو على‏كل شى‏ء قدير»، او سميع است، او بصير است، او حى است، اوقيوم است، او ملك است، او مؤمن است، مهيمن است، عزيزاست، جبار است، متكبر است (1). اين صفات اثباتى. پس ما با يك «سبحان ربى العظيم و بحمده»، يا يك «سبحان ربى الاعلى وبحمده» يك دنيا نقص را به نظر مى‏آوريم و مى‏گوييم خداى ما ازاينها منزه است، و يك سلسله كمالات را [به نظر مى‏آوريم ومى‏گوييم] خداى ما داراى چنين صفاتى است. در نماز وقتى سوره‏توحيد را مى‏خوانيم مى‏گوييم: «قل هو الله احد، الله الصمد، لم يلدو لم يولد و لم يكن له كفوا احد» هم صفات اثباتى در آن است وهم صفات سلبى. بعد مى‏گوييم: «كذلك الله ربى» چنان است‏پروردگار من، آن صفات كمالى اثباتى را دارد و من او را به آن‏صفات ستايش و حمد مى‏كنم. نقصى در او نيست، اينكه فرزند داشته باشد، فرزند چيزى باشد، مثل و مانند داشته باشد، در اونيست «كذلك الله ربى».
قرآن مى‏گويد اين كار تسبيح و تحميد كه شما در اين شعور ظاهرى و انسانى تان بايد آن را با تعليمات انبياء ياد بگيريد و با اراده‏و اختيار خودتان انجام دهيد، تمام ذرات عالم وجود، خدا را تسبيح‏مى‏كنند و حمد مى‏كنند. اين يك آيه از آيات قرآن [راجع به تسبيح وتحميد موجودات].
همچنين ما در قرآن پنج‏سوره داريم - بلكه با سوره «سبح‏اسم» به اعتبارى شش سوره داريم - كه با تسبيح شروع مى‏شوند واينها را «مسبحات» مى‏گويند. سوره حديد اين طور شروع مى‏شود:
«سبح لله ما فى السموات و الارض» هر چه در آسمانها و زمين است‏خدا را تسبيح مى‏كند.
سوره حشر و سوره صف به اين شكل شروع مى‏شود: «سبح‏لله ما فى السموات و ما فى الارض». در اينجا كلمه «ما» تكرار شده‏است. باز مفاد همان است: هر چه در آسمانهاست و هر چه - نه هركه - در زمين است‏خدا را تسبيح كرده است.
سوره جمعه و سوره تغابن [اينطور شروع مى‏شوند:] «يسبح‏لله ما فى السموات و ما فى الارض و هو العزيز الحكيم».
«سبح اسم» نيز امر به تسبيح است.

پى‏نوشت
------------------------------
1. حشر/32 - 34.

منبع:
استاد مرتضى مطهرى آشنايى با قرآن جلد 4 صفحه 164
#
$ 74 -
دايرة المعارف/مفهوم «آيه»
مفهوم «آيه»
آيه، به معناى علامت است، زيرا هر آيه از قرآن نشانه‏اى بردرستى سخن حق تعالى است‏يا آن كه هر آيه مشتمل بر حكمى از احكام شرع يا حكمت و پندى‏است كه بر آن‏ها دلالت دارد:
و لقد انزلنا اليك آيات بينات و ما يكفر بها الا الفاسقون (1) و تلك آيات الله نتلوها عليك‏بالحق و انك لمن المرسلين (2) و...كذلك يبين الله لكم الآيات لعلكم تتفكرون (3).
جاحظ گويد: «خداوند كتاب خود را - كلا و بعضا - بر خلاف شيوه عرب‏نام گذارى كرد و تمام آن را قرآن ناميد. چنان كه عرب مجموع اشعار يك شاعر راديوان مى‏گويد. و بعض (پاره) آن را مانند قصيده ديوان، سوره و بعض سوره را مانندهر بيت قصيده، آيه ناميده و آخر هر آيه را مانند قافيه در شعر، فاصله گويند» (4).
راغب اصفهانى مى‏گويد: «آيه، شايد از ريشه «اي» گرفته شده باشد، زيرا آيه است كه روشن مى‏كند: ايا من اي، كدام از كدام است» ولى صحيح آن است كه از «تايي» اخذ شده باشد، زيرا تايي به معناى تثبب و پايدارى است. گويند: «تاي اي‏ارفق، مدارا كن، آرام باش» و شايد از «اوي اليه» گرفته شده باشد، به معناى پناه بردن‏و جاى گزين كردن و هر ساختمان بلندى را آيه گويند: ا تبنون بكل ريع آية تعبثون (5)، در زمين‏هاى مرتفع ساختمان‏هاى بلندى به پا مى‏داريد و بيهوده كارى مى‏كنيد».
سپس گويد: «هر جمله‏اى از قرآن را كه بر حكمى از احكام دلالت كند آيه گويند، خواه سوره كامل باشد يا چند فصل يا يك فصل از يك سوره، و گاه به يك كلام كامل‏كه جدا از كلام ديگر باشد آيه گويند. به همين اعتبار آيات سوره‏ها قابل شمارش‏است و هر سوره را مشتمل بر چند آيه گرفته‏اند» (6).
لازم است‏به طور اختصار ياد آور شويم كه اشتمال هر سوره بر تعدادى آيات، يك‏امر توقيفى است. و كوچك‏ترين سوره - سوره كوثر - شامل بر سه آيه است. وبزرگ‏ترين سوره - سوره بقره - شامل بر 286 آيه است. به هر تقدير كم يا زياد بودن‏آيه‏هاى هر سوره با دستور خاص پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله انجام گرفته و هم چنان بدون دخل‏و تصرف تاكنون باقى است، و در اين امر سرى نهفته است كه مربوط به اعجاز قرآن و تناسب آيات مى‏باشد.

پى‏نوشتها:
------------------------------
1 - بقره 2: 99.
2 - بقره 2: 252.
3 - بقره 2: 266.
4 - الاتقان، ج 1، ص 143.
5 - شعراء 26: 128.
6 - المفردات، ذيل ماده «اى».

منبع:
علوم قرآنى صفحه 110 محمد هادى معرفت
#
$ 75 -
دايرة المعارف/شكر
شكر
حقيقت‏شكر، اظهار نعمت است، همچنانكه كفر، مقابل آن است‏يعنى پنهان كردن‏نعمت و سرپوش روى آن نهادن است، و اظهار نعمت به اين معنا است كه آن را در جاى خود
استعمال كنى، آن جائى كه دهنده نعمت در نظر داشته و نيز اظهار نعمت به اين است كه آن‏را به زبان بياورى، و منعم را در برابر دادن اين نعمت، ثنا بگوئى، و مرحله ديگر اظهار نعمت‏اين است كه در قلب هم به ياد آن و به ياد منعمش باشى، و از يادش نبرى.
پس شكر خداى تعالى در برابر نعمتى از نعمتهاى او اين است كه در هنگام استعمال وبه كار بردنش به ياد او باشد، و وقتى به ياد او بود به ياد اين مطلب هم مى‏افتد كه نعمت او رادر جائى كه خود او خواسته استعمال كند، نه در جاى ديگر، و معلوم است كه هيچ موجودى‏نيست كه نعمتى از نعمت‏هاى او نباشد، و هيچ نعمتى را خلق نكرده مگر براى اينكه در راه‏بندگيش استعمال شود، همچنان كه خودش فرمود: "و اتيكم من كل ما سالتموه، و ان تعدوانعمت الله لا تحصوها، ان الانسان لظلوم كفار" (1).
پس شكر او در برابر نعمت‏هايش به اين است كه در آن نعمت‏ها اطاعت‏شود، و بيادمقام ربوبيتش باشند.
و بنابر اين پس شكر مطلق خداى تعالى و بدون تقييد، همانا ياد خدا بدون نسيان، واطاعتش بدون معصيت است، پس معناى آيه: "و اشكروا لى و لا تكفرون" (2) اين است كه به يادمن باشيد، يادى كه آميخته با نسيان نباشد، و امر مرا اطاعت
كنيد، اطاعتى كه آميخته باعصيان نباشد.
------------------------------
(1) آنچه از او در خواست كرده‏ايد (چه به زبان سر و چه به زبان حال) به شما داد، و اگر بخواهيد نعمت خدا را بشماريد به آخرش نمى‏رسيد، راستى كه انسان ستمگر و كفران پيشه است. "ابراهيم: 34".
(2) براى من شكر بگذاريد و كفران نكنيد"بقره: 152".

منبع:
الميزان جلد چهارم صفحه 57
استاد علامه طباطبايى (رض)
#
$ 76 -
دايرة المعارف/انذار
انذار
كتاب: آشنايى با قرآن جلد دوم صفحه 141
نويسنده: استادشهيد مرتضى مطهرى
اين كلمه را معمولا به «بيم دادن» ترجمه مى‏كنند ولى كاملا ر سا نيست. زيرا بيم دادن ترجمه تخويف است. مثلا مثلا اگر كسى در محلى عبور مى‏كند شخصى ناگهان در جلوى پايش ترقه‏اى را به زمين بزند، او مى‏ترسد. اين را تخويف مى‏گويند ولى انذار نيست. انذار اعلام خطر است‏يعنى اگر آينده خطرناكى در پيش روى كسى قرار داشته باشد اگرشما از حال به او خبر بدهيد و او را بترساند، اين نوع خاص از ترساندن را انذار مى‏گويند. بنظر مى‏رسد كه واژه «هشدار» كه امروز در فارسى معمول شده است‏با اين مفهوم نزديكتر است.
#
$ 77 -
دايرة المعارف/كفر
كفر
كتاب: آشنايى با قرآن جلد دوم صفحه 141
نويسنده: استاد شهيد مرتضى مطهرى
كلمه كفر ريشه‏اش «كفر» است‏به معناى «ستر» و پوشاندن. قرآن منكران دين را كافر مى‏گويد بخاطر آن است كه آنان حقيقت‏برايشان روشن شده است ولى بجاى آنكه تسليم شوند، روى حقيقت را پوشانده‏اند.
#
$ 78 -
دايرة المعارف/شهود و گواهان در قيامت‏
شهود و گواهان در قيامت
تاب: اعتقاد ما صفحه 65
نويسنده: آية الله مكارم شيرازى
در قيامت علاوه بر اين كه خداوند شاهد بر تمام اعمال ماست، گواهانى نيز بر اعمال ما گواهى مى‏دهند، دست و پاى ما و حتى پوست تن ما، زمينى كه بر آن زندگى مى‏كنيم و غير آنها، همه شاهد و گواه اعمال ما هستند. «اليوم نختم على افواههم و تكلمنا ايديهم و تشهد ارجلهم بما كانوا يكسبون» امروز (روز قيامت) بر دهانشان مهر مى‏نهيم و دستهايشان با ما سخن مى‏گويند و پاهايشان به كارهايى كه انجام مى‏دادند (نيز) شهادت مى‏دهند». (1)
«و قالوا لجلودهم لم شهدتم علينا قالوا انطقنا الله الذى انطق كل شى‏ء، آنها به پوستهاى تن خود مى‏گويند: چرا بر ضد ما گواهى داديد؟ در جواب خواهند گفت: همان خدايى كه هر موجودى را به نطق در آورده، ما را گويا ساخته (و اين ماموريت افشاگرى را به ما بخشيده است!». (2)
«يومئذ تحدث اخبارها×بان ربك اوحى لها، در آن روز زمين خبرهايش را بازگو مى‏كند! چرا كه پروردگارت به آن وحى كرده است (كه اين ماموريت را انجام دهد)». (3)

پى‏نوشتها:
------------------------------
1 - سوره يس، آيه 65.
2 - سوره فصلت، آيه 2.
3 - سوره زلزلة، آيات 4 و 5.
#
$ 79 -
دايرة المعارف/معاد جسمانى‏
معاد جسمانى
كتاب: اعتقاد ما صفحه 62
نويسنده: آية الله مكارم شيرازى
نه تنها روح انسان، بلكه جسم و روح با هم در آن جهان باز مى‏گردد، و حياتى نوين از سر مى‏گيرند، چرا كه آنچه در اين جا انجام شده است‏با همين جسم و روح بوده، و پاداشها و كيفرها نيز بايد نصيب هر دو شود. در غالب آيات مربوط به معاد در قرآن مجيد، روى معاد جسمانى تكيه شده است و در برابر تعجب مخالفان كه مى‏گفتند: چگونه اين استخوانهاى پوسيده به حيات مجددى باز مى‏گردند، قرآن مى‏گويد: «قل يحييها الذى انشاها اول مرة، كسى كه روز اول انسان را از خاك آفريد، بر چنين كارى قادر است». (1)
«ايحسب الانسان ان لن نجمع عظامه×بلى قادرين على ان نسوى بنانه، آيا انسان گمان مى‏كند كه استخوانهاى (پوسيده) او را جمع (و زنده) نخواهيم كرد؟ آرى ما قادريم كه (حتى خطوط سر) انگشتان او را مرتب كنيم (و به حال اول باز گردانيم)». (2)
اين آيات و مانند آن همه صراحت در معاد جسمانى دارد.
آياتى كه مى‏گويد: شما از قبرهايتان بر انگيخته مى‏شويد، نيز به وضوح معاد جسمانى را بيان مى‏كند. (3)
اصولا بيشتر آيات معاد در قرآن معاد روحانى و جسمانى را شرح مى‏دهد.

پى‏نوشتها:
------------------------------
1 - سوره يس، آيه 79.
2 - سوره قيامت، آيات 3 و 4.
3 - مانند آيات سوره يس: 51 و 52، قمر: 7، معارج: 43.
#
$ 80 -
دايرة المعارف/صراط و ميزان اعمال‏
صراط و ميزان اعمال
كتاب: اعتقاد ما صفحه 66
نويسنده: آية الله مكارم شيرازى
صراط همان پلى است كه بر روى جهنم كشيده شده و همگان بايد از روى آن عبور كنند، آرى راه بهشت از روى جهنم مى‏گذرد!
«و ان منكم الا واردها كان على ربك حتما مقضيا×ثم ننجى الذين اتقوا و نذر الظالمين فيها جثيا، همه شما (بدون استثنا) وارد جهنم مى‏شويد، اين امرى ست‏حتمى و قطعى بر پروردگارت، سپس آنها را كه تقوا پيشه كرده‏اند از آن رهايى مى‏بخشيم و ظالمان را، در حالى كه به زانو در آمده‏اند در آن رها مى‏سازيم». (1)
عبور از اين گذرگاه صعب العبور خطرناك بستگى به چگونگى اعمال انسانها دارد چنان كه در حديث معروفى مى‏خوانيم: منهم من يمر مثل البرق، و منهم من يمر مثل عدو الفرس، و منهم من يمر حبوا، و منهم من يمر مشيا، و منهم من يمر متعلقا، قد تاخذ النار منه شيئا و تترك شيئا، بعضى مانند برق از آن مى‏گذرند و بعضى همچون اسب تيز رو، بعضى با دست و زانو، بعضى همچون پيادگان و بعضى به آن آويزان مى‏شوند (و مى‏گذرند!) گاه آتش دوزخ از آنها چيزى را مى‏گيرد و چيزى را رها مى‏كند!» (2)
اما «ميزان» چنانكه از نامش پيداست وسيله‏اى است‏براى سنجش اعمال انسانها، آرى در آن روز همه اعمال ما را مى‏سنجند و ارزش و وزن هر يك را آشكار مى‏كنند:
«و نضع الموازين القسط ليوم القيمة فلا تظلم نفس شيئا و ان كان مثقال حبة من خردل اتينا بها و كفى بنا حاسبين، ما ترازوهاى عدل را در روز قيامت‏بر پا مى‏كنيم، و به هيچ كس كمترين ستمى نمى‏شود، حتى اگر به مقدار سنگينى يك دانه خردل (كار نيك و بدى) داشته باشد ما آن را حاضر مى‏كنيم و (جزايش را به او مى‏دهيم) و كافى است كه حساب كننده باشيم!». (3)
«فاما من ثقلت موازينه فهو فى عيشة راضية×و اما من خفت موازينه فامه هاوية، اما كسى كه در آن روز، ترازوهاى اعمالش سنگين است، در يك زندگى رضايتبخش خواهد بود، و كسى كه ترازوهايش سبك است جايگاهش دوزخ است!» (4)
آرى عقيده ما اين است كه نجات و رستگارى در آن جهان بستگى به اعمال انسانها دارد، نه آرزوها و پندارها، هر كس در گرو اعمال خويش است و بدون پاكى و تقوا كسى راه به جايى نمى‏برد: «كل نفس بما كسبت رهينة، هر انسانى در گرو اعمال خويش است». (5)
اين شرح كوتاهى بود از چگونگى «صراط» و «ميزان» هر چند جزئيات آن براى ما معلوم نيست و همان گونه كه قبلا نيز گفته‏ايم چون سراى آخرت عالمى است‏بسيار برتر از جهانى كه در آن زندگى مى‏كنيم، درك همه مفاهيم آن براى ما زندانيان دنياى مادى مشكل يا غير ممكن است.

پى‏نوشتها:
------------------------------
1 - سوره مريم، آيات 71 و 72.
2 - اين حديث‏با مختصر تفاوتى در منابع معروف شيعه و اهل سنت، مانند كنز العمال حديث 39036 و قرطبى، جلد 6، صفحه 4175 ذيل آيه 71 سوره مريم و صدوق در امالى خود آن را از امام صادق (ع) نقل كرده است. در صحيح بخارى نيز بابى ديده مى‏شود تحت عنوان «الصراط جسر جهنم» (صحيح بخارى، جلد 8، صفحه 146).
3 - سوره انبياء، آيه 47.
4 - سوره قارعه، آيات 6 تا 9.
5 - سوره مدثر، آيه 38.
#
$ 81 -
دايرة المعارف/معاد و پرونده اعمال‏
معاد و پرونده اعمال
كتاب: اعتقاد ما صفحه 64
نويسنده: آية الله مكارم شيرازى
در روز قيامت نامه‏هايى كه بيانگر اعمال ماست، به دست ما داده مى‏شود، نامه اعمال نيكوكاران به دست راستشان، و بدكاران به دست چپشان، مؤمنان صالح از مشاهده نامه اعمال خود خوشحال و مسرور مى‏شوند، و بدكاران شديدا نگران و ناراحت، همان گونه كه قرآن مجيد مى‏فرمايد: «فاما من اوتى كتابه بيمينه فيقول هاؤم اقرؤا كتابيه انى ظننت انى ملاق حسابيه فهو فى عيشة راضية...و اما من اوتى كتابه بشماله فيقول يا ليتنى لم اوت كتابيه
اما آن كس كه نامه اعمالش را به دست راستش داده‏اند (از شادى) صدا مى‏زند كه (اى اهل محشر!) نامه اعمال مرا بگيريد و بخوانيد! من يقين داشتم كه به حساب اعمالم مى‏رسم! و او در يك زندگى رضايتبخش خواهد بود - ولى كسى كه نامه اعمالش را به دست چپش داده‏اند مى‏گويد: اى كاش نامه اعمالم را به من نمى‏دادند!» (1)
ولى در اين كه نامه اعمال چگونه است؟ و چگونه نوشته مى‏شود كه هيچ كس قادر به انكار محتواى آن نيست؟ درست‏بر ما روشن نمى‏باشد، و چنانكه قبلا نيز اشاره شد اصولا معاد و رستاخير ويژگيهايى دارد كه درك جزييات آن براى مردم دنيا مشكل يا غير ممكن است ولى كليات آن معلوم و غير قابل انكار است.

پى‏نوشت:
------------------------------
1 - سوره الحاقه، آيات 19 تا 25.
#
$ 82 -
دايرة المعارف/عالم برزخ‏
عالم برزخ
كتاب: اعتقاد ما صفحه 70
نويسنده: آية الله مكارم شيرازى
در ميان اين جهان و سراى آخرت، جهان سومى به نام «برزخ» است كه ارواح همه انسانها پس از مرگ تا روز قيامت در آن قرار مى‏گيرند.
«و من ورائهم برزخ الى يوم يبعثون، و پشت‏سر آنها (پس از مرگ) برزخى است تا روز قيامت». (1)
البته از جزئيات آن جهان نيز آگاهى زيادى نداريم و نمى‏توانيم داشته باشيم، اين قدر مى‏دانيم كه ارواح نيكان و صالحانى كه در درجات بالا قرار دارند (مانند ارواح شهدا) در آن جهان، متنعم به نعمتهاى فراوانى هستند: «و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون، هرگز گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شدند مردگانند، بلكه آنها زنده‏اند و در پيشگاه پروردگارشان متنعمند». (2)
و نيز ارواح ظالمان و طاغوتها و حاميان آنها در آن جهان معذبند، همان گونه كه قرآن درباره فرعون و آل فرعون مى‏گويد: «النار يعرضون عليها غدوا و عشيا و يوم تقوم الساعة ادخلوا آل فرعون اشد العذاب، عذاب آنها (در برزخ) آتش (دوزخ) است كه هر صبح و شام بر آن عرضه مى‏شوند، و روزى كه قيامت‏بر پا شود (مى‏فرمايد) آل فرعون را داخل سخت‏ترين عذابها كنيد!» (3)
ولى گروه سومى كه گناهان كمترى دارند نه جزء اين دسته‏اند و نه جزء آن دسته، و مشمول هيچ كدام از عذاب و كيفر نيستند، گويى در جهان برزخ در حالتى شبيه به خواب فرو مى‏روند و در رستاخيز بيدار مى‏شوند! «و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة...و قال الذين اوتوا العلم و الايمان لقد لبثتم فى كتاب الله الى يوم البعث فهذا يوم البعث و لكنكم كنتم لا تعلمون، و روزى كه قيامت‏بر پا شود گنهكاران قسم ياد مى‏كنند كه جز ساعتى در عالم برزخ درنگ نكردند... اما كسانى كه علم و ايمان به آنها داده شده (خطاب به مجرمان) مى‏گويند: شما به فرمان خدا تا روز قيامت (در عالم برزخ) قرار داشتيد، و اكنون روز رستاخيز است ولى شما نمى‏دانستيد!» (4).
در روايات اسلامى نيز از پيغمبر اكرم (ص) آمده است كه فرمود: «القبر روضة من رياض الجنة او حفرة من حفر النيران، قبر يا باغى است از باغهاى بهشت، يا حفره‏اى از حفره‏هاى دوزخ». (5)

پى‏نوشتها:
------------------------------
1 - سوره مؤمنون، آيه 100.
2 - سوره آل عمران، آيه 169.
3 - سوره مؤمن، آيه 46.
4 - سوره روم، آيه 56.
5 - صحيح ترمذى، جلد 4، كتاب صفة القيامة، باب 26، حديث 2460، در منابع شيعه اين حديث گاه از امير مؤمنان على (ع) و گاه از امام على بن الحسين (ع) نقل شده است (بحار الانوار، جلد 6، صفحه 214 و 218).
#
$ 83 -
دايرة المعارف/پاداشهاى معنوى و مادى‏
پاداشهاى معنوى و مادى
كتاب: اعتقاد ما صفحه 72
نويسنده: آية الله مكارم شيرازى
پاداشهاى قيامت هم جنبه مادى دارد و هم جنبه معنوى، چرا كه معاد نيز هم روحانى و هم جسمانى است.
آنچه در قرآن مجيد و روايات اسلامى درباره باغهاى بهشتى كه نهرها از زير درختانش جارى هستند «جنات تجرى من تحتها الانهار» (1) باغهايى كه ميوه‏هاى آن و سايه‏هايش جاودانى است «اكلها دائم و ظلها» (2) و براى افراد با ايمان همسران خوب بهشتى وجود دارد «و ازواج مطهرة» (3) و مانند آن آمده است، و همچنين آنچه درباره آتش سوزان دوزخ و مجازاتهاى دردناك آن ديده مى‏شود، همه ناظر به جنبه‏هاى مادى پاداش و كيفر آن جهان است.
ولى از آن مهمتر، پاداشهاى معنوى، انوار معرفت الهى و قرب روحانى پروردگار و جلوه‏هاى جمال و جلال اوست، همان لذاتى است كه با هيچ زبان و بيانى، قابل توصيف نيست.
در بعضى آيات قرآن بعد از بيان بخشى از نعمتهاى مادى بهشت (باغهاى پر طراوت و مسكنهاى پاكيزه) مى‏افزايد: «و رضوان من الله اكبر، و رضا و خشنودى خدا از همه اينها برتر است!» و بعد مى‏افزايد: «ذلك هو الفوز العظيم، پيروزى بزرگ همين است!» (4) آرى لذتى بالاتر از اين نيست كه انسان درك كند از سوى معبود و محبوب بزرگش پذيرفته شده و مشمول رضا و خشنودى و پذيرش او قرار گرفته است!
در حديثى از امام على بن الحسين (ع) مى‏خوانيم: «يقول (الله) تبارك و تعالى رضاى عنكم و محبتى لكم خير و اعظم مما انتم فيه...، خداوند متعال به آنها مى‏گويد: خشنودى من از شما و محبتم نسبت‏به شما بهتر و برتر است از نعمتهايى كه شما در آن هستيد!...آنها همگى اين سخن را مى‏شنوند و تصديق مى‏كنند!» (5)
راستى چه لذتى از اين بالاتر كه انسان مخاطب به اين خطاب شود:
«يا ايتها النفس المطمئنة ارجعى الى ربك راضية مرضية فادخلى فى عبادى و ادخلى جنتى
تو اى روح آرام يافته! به سوى پروردگارت باز گرد، در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود، و در سلك بندگانم در آى و در بهشتم وارد شو!» (6)

پى‏نوشتها:
------------------------------
1 - سوره توبه، آيه 89.
2 - سوره رعد، آيه 35.
3 - سوره آل عمران، آيه 15.
4 - سوره توبه، آيه 72.
5 - تفسير عياشى، ذيل آيه 72 سوره توبه، مطابق نقل الميزان، جلد 9.
6 - سوره فجر، آيات 27 تا 30.






l

مطالب گذشته
» سخنی از صدق وصفا »» جمعه 08 شهریور 1392
» ضرورت طراحی سایت حرفه ای »» شنبه 07 مرداد 1396
» اربعین »» شنبه 29 آبان 1395
» درازگودال ماریانا »» شنبه 29 آبان 1395
» آدانسونیا یا بائوباب »» شنبه 29 آبان 1395
» یون--سدیم »» شنبه 29 آبان 1395
» محمد بن موسی خوارزمی »» شنبه 29 آبان 1395
» دانلود Internet Download Manager 6.26 – نرم افزار دانلود منیجر IDM »» پنجشنبه 06 آبان 1395
» دانلود انیمیشن 6 ابر قهرمان دوبله فارسی با کیفیت عالیbig hero 6 2014 »» پنجشنبه 06 آبان 1395
» دانلود انیمیشن زندگی پنهان حیوانات The Secret Life of Pets 2016 با دوبله فارسی و لینک مستقیم »» پنجشنبه 06 آبان 1395
» دانلود فیلم بارکد با کیفیت اورجینال و لینک مستقیم »» پنجشنبه 06 آبان 1395
» فیلم بادیگارد با کیفیت 1080p و لینک مستقیم-nava1.rzb.ir »» پنجشنبه 06 آبان 1395
» دانلود انیمیشن رودنسیا و دندون شازده خانم با دوبله فارسی و کیفیت Rodencia and the Princess’ Tooth -HD »» پنجشنبه 06 آبان 1395
» 10 تاثیر مضر مواد مخدر بر بدن »» جمعه 22 آبان 1394
» وظایف قوه قضائیه چیست؟ درباره ی قوه ی قضاییه »» جمعه 22 آبان 1394
» درباره ی شرکت پست »» جمعه 22 آبان 1394
» انواع تقویم( -تقویم قمری-تقویم قمری شمسی-تقویم شمسی-تقویم جولیوسی-تقویم گرگوری--تقویم خورشیدی خیام:) »» جمعه 22 آبان 1394
» ویژگی رفتاری زنبور ها-زنبورها »» جمعه 22 آبان 1394
» موضوع تاثیر رسانه بر روی زندگی مردم »» جمعه 22 آبان 1394
» سيّد محمدحسن طباطبائي ميرجهاني(2) »» جمعه 08 آبان 1394
» سيّد محمدحسن طباطبائي ميرجهاني(1) »» جمعه 08 آبان 1394
» امامت ، از اصول مذهب(سوال وجواب) »» جمعه 08 آبان 1394
» ائمه و پيشوايان اسلام »» جمعه 08 آبان 1394
» امامت در باطن اعمال »» جمعه 08 آبان 1394
» فرق ميان نبى و امام »» جمعه 08 آبان 1394
» امامت در بيان معارف الهيّه »» جمعه 08 آبان 1394
» قصه هاى زندگى فاطمه عليها السلام »» دوشنبه 03 فروردین 1394
» داستانهاى ما »» جمعه 29 اسفند 1393
» داستان های زیبا2 »» پنجشنبه 28 اسفند 1393
» داستان های زیبای 2 »» چهارشنبه 27 اسفند 1393
» داستان های زیبا 1 »» چهارشنبه 27 اسفند 1393
» آمینو اسیدها »» سه شنبه 26 اسفند 1393
» موضوع حالات جوانی »» یکشنبه 24 اسفند 1393
» خلاصه حالات آخرين پيامبر و اشرف مخلوقات و فضایل »» جمعه 03 بهمن 1393
» نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی »» جمعه 03 بهمن 1393
» زندگانی حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله »» جمعه 03 بهمن 1393
» قسم یا غیبت »» جمعه 19 دی 1393
» نماز و امام حسين عليه السلام »» چهارشنبه 03 دی 1393
» قرآن و ياد شهدا »» چهارشنبه 03 دی 1393
» زيارت عاشورا در سايه قرآن »» چهارشنبه 03 دی 1393
آمار کاربران

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
سخنی از بهشت
آیه قرآن
آیه قرآن
ذکر روزهای هفته
ذکر روزهای هفته
جنگ دفاع مقدس
جنگ دفاع مقدس
وصیت شهدا
وصیت شهدا
مهدویت امام زمان (عج)
مهدویت امام زمان (عج)
مطالب محبوب
سخنی از صدق وصفا بازدید : 193
) دعاى گنج العرش بازدید : 171
فیض کا شانی بازدید : 167
آداب سخن گفتن بازدید : 163
امام شناسی بازدید : 155
حضرت يونس بازدید : 149
امام علی (ع) بازدید : 147
عکس و تصویر بازدید : 141
عکس امام علی(ع) بازدید : 139
ديان و مذاهب هند بازدید : 139
حضرت يوسف بازدید : 133
ديان و مذاهب مصر بازدید : 125
نظر سنجي
چند صلوات برای ظهور امام زمان می فرستید؟





کدامین مطالب را می پسندید؟





نظرتان در مورد سایت چیست؟






تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به نوای معطر الهی مي باشد.

جدید ترین موزیک های روز



طراح و مترجم قالب

طراح قالب

جدیدترین مطالب روز

فیلم روز

نوای معطر الهی