close
تبلیغات در اینترنت
20داستان از اصول کافی
وبلاگicon
وبلاگکد ماوس

نوای معطر الهی
20داستان از اصول کافیدعا و نيايش  دعا، اسلحه مؤ من است اصحاب ، در محضر رسول (ص ) اجتماع كرده بودند، آن حضرت به آنها رو كرد و فرمود:(آيا شما را به اسحه اى كه ، موجب نجات شما از دشمن مى گردد و باعث افزايش روزى شما مى شود، راهنمايى نكنم ؟).حاضران : چرا راهنمايى كن .پيامبر: شب و روز پروردگار خود را بخوانيد و دعا كنيد.(فان سلاح المومن الدعا.)(چرا كه اسلحه مؤ من ، دعا است ). (55) خواستن جدى در دعا (قحطى سراسر حجاز را فرا گرفت بود، مردم به حضور پيامبر اسلام (ص ) آمدند و از آن حضرت خواستند، دعا…
قالب وبلاگ
درباره ي سايت


اگر قدری شنوا باشیم نوای معطر الهی را می شنویم........................... سایتی مذهبی -داستانی-علمی-نرم افزاری...................................... با نظرات خود ما را یاری دهید.................................................
موضوعات سايت
چهارده معصوم
مطالب وفایل های مذهبی
داستان و ادبیاتی
خبری از زندگی
تفسیری از قرآن
خبری برای آن دنیا
قرآن
معرفی کتاب
پیامبران
سوره ها
کتاب خانه:
سفر مجازی
نرم افزار موبایل
ادیان
گالری تصاویر
مطالب علمی از دنیای علم وهنر
زندگانی بزرگان علم وادب ایران وجهان
المپیاد
رایانه وموبایل
فیلم
نويسندگان
احمد ارسالی: 3
مطالب تصادفي
سوره قرآن
سوره قرآن
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
اوقات شرعی
اوقات شرعی
آرشيو
امکانات وب




در اين وبلاگ
در كل اينترنت



RSS


POWERED BY
rozblog.COM
پیغام مدیر سایت
سلام دوست من به سایت نوای معطر الهی خوش آمدید لطفا برای استفاده از تمامی امکانات

دانلود فایل , شرکت در انجمن و گفتگو با سایر اعضا در سایت ثبت نام کنید







تصوير
آخرین ارسال های تالار گفتمان

20داستان از اصول کافی

دعا و نيايش  

دعا، اسلحه مؤ من است اصحاب ، در محضر رسول (ص ) اجتماع كرده بودند، آن حضرت به آنها رو كرد و فرمود:
(آيا شما را به اسحه اى كه ، موجب نجات شما از دشمن مى گردد و باعث افزايش روزى شما مى شود، راهنمايى نكنم ؟).
حاضران : چرا راهنمايى كن .
پيامبر: شب و روز پروردگار خود را بخوانيد و دعا كنيد.
(فان سلاح المومن الدعا.)
(چرا كه اسلحه مؤ من ، دعا است ). (55)
 

خواستن جدى در دعا (قحطى سراسر حجاز را فرا گرفت بود، مردم به حضور پيامبر اسلام (ص ) آمدند و از آن حضرت خواستند، دعا كند و از درگاه خدا درخواست باران نمايد).
رسول خدا(ص ) از خدا خواست تا بارانش را فرو فرستد، باران بسيار آمد، به طورى كه مردم از غرق شدن ترسيدند، و گفتند: اين بارندگى شديد و بسيار موجب غرق شدن خواهد شد، پيامبر(ص ) با دست اشاره كرد و گفت :(خدايا! بارانت را به اطراف مدينه بفرست ، بر ما نفرست ).
ابرها به اطراف مدينه بفرست ، بر ما نفرست ).
ابرها به اطراف پراكنده شدند.
جمعى از اصحاب از رسول خدا (ص ) پرسيدند:(يك بار از درگاه خدا طلب باران كردى ، ولى باران نيامد، سپس طلب باران كردى ، باران آمد، چرا بار اول نيامد بار دوم آمد؟!).
پيامبر (ص ) در پاسخ فرمود:
(انى دعوت وليس لى فى ذلك نية ، ثم دعوت ولى فى ذلك نية )
:(من (بار اول ) دعا كردم ولى تصميم جدى براى دعا و درخواست نداشتم ، ولى بار دوم ، در دعا تصميم جدى داشتم . (56)
 

****18داستان بعد در ادامه ی مطلب...

پی نوشته

:55- باب ان الدعا، سلاح المؤ من ، حديث 3، ص 468، ج 2.
56- باب الاقبال على الدعاء، حديث 5، ص 474- ج 2.
 كتاب : داستانهاى اصول كافى جلدهاى 1 و 2

مؤ لف : محمد محمدى اشتهاردى


 نرم افزار نور ازهرا



پذيرفتن نبوت امام بر حق ، شرط استجابت دعا محمد بن مسلم مى گويد: به امام باقر(ع )، (يا به امام صادق ) عرض كردم : ما فردى را مى نگريم كه در عبادت و خشوع و كوشش دينى ، بسيار جدى است ولى امامت شما را نپذيرفته است آيا آن عبادات و كوشش هاى دينى او، سودى به حالش دارد؟
امام : اى ابا محمد! مثل اهلبيت نبوت (ع ) همانند آن خاندانى است كه در بنى اسرائيل بودند، كه هر گاه چهل شب ، عبادت و راز و نياز و كوشش ‍ مى كردند و سپس دعا مى نمودند، دعايشان به استجابت مى رسيد، ولى يكى از آنها چهل شب ، عبادت و راز و نياز كرد و سپس دعا نمود، ولى دعايش مستجاب نشد، نزد عيسى (ع ) رفت و گله كرد و از عيسى (ع ) خواست كه براى او دعا كند، عيسى (ع ) وضو گرفت و نماز خواند و پس از نماز براى او دعا كرد، خداوند به عيسى (ع ) وحى كرد: (آن بنده من ، از غير آن درى كه بايد از آن در نزدم آيد، مى آيد، او مرا مى خواند ولى در دلش ‍ نسبت به نبوت تو، شك است ، بنابراين اگر او آنقدر مرا بخواند كه گردنش ‍ بريده شود، و انگشتانش بريزد، دعايش را اجابت نمى كنيم ).
عيسى (ع ) به آن مرد گفت :(آيا تو خدا را مى خوانى ، ولى در مورد پيامبرش شك دارى ؟).
او گفت : (اى روح خدا! سوگند به خدا همان گونه كه گفتى ، همان طور است (من درباره پيامبرى تو شك داشتم ) اكنون از خدا بخواه تا اين شك را از دل من بزدايد).
حضرت عيسى (ع ) دعا كرد، خداوند توبه او را پذيرفت و او مانند خاندان خود گرديد (و پس از چهل شب عبادت ، دعايش مستجاب مى شد) (57)
 

مستجاب نشدن دعاى سه شخص وليد بن صبيح مى گويد: بين راه مكه و مدينه ، همراه امام صادق (ع ) بودم ، سائلى آمد و درخواست كمك كرد، امام صادق (ع ) دستور داد به او چيزى دادند، چيزى نگذشت سائل ديگرى آمد و درخواست كمك كرد، باز آن حضرت ، دستور داد چيزى به او دادند، بعد از ساعتى ، باز سائلى آمد و تقاضاى كمك كرد، آن حضرت ، دستور داد به او نيز چيزى دادند.
تا اينكه سائل چهارم آمد و تقاضاى كمك كرد، امام صادق (ع ) درباره او دستور كمك نداد، فقط دعا كرد و فرمود:(خدا سيرت كند).
سپس امام صادق (ع ) به ما رو كرد و فرمود: (آگاه باشيد كه در نزدم چيزى وجود دارد كه به او (سائل چهارم ) كمك كنم ، ولى مى ترسم مانند يكى از سه شخص شويم كه دعاى آنها به استجابت نمى رسد، آن سه شخص ‍ عبارتند از:
1- شخصى كه خداوند مالى به او بدهد، و او آن را در مورد ناشايسته اش ‍ مصرف كند، سپس بگويد:(خدايا به من بده )، دعايش مستجاب نگردد.
2- مردى كه درباره همسرش دعا كند كه : (خدايا مرا از او راحت كن )، با اينكه خداوند اختيار (طلاق ) او را بدست آن مرد داده است ، چنين فردى نيز دعايش مستجاب نمى شود.
3- مردى كه در مورد همسايه اش نفرين مى كند( و مى گويد: (خدايا اين همسايه ام را نابود كن ) )با اينكه راه خلاصى براى او وجود دارد، و آن اينكه خانه خود را بفروشد و بجاى ديگر برود، چنين كسى نيز دعايش به استجابت نمى رسد.
(و من سائل چهارم كمك نكردم ، تا مبادا مثل اولى (مصرف كننده مال در غير مورد شايسته اش ) شوم و دعايم به استجابت نرسد). (58)
 

نقش ثناى الهى و صلوات بر پيامبر (ص)،قبل از دعا، در استجابت آن عصر رسول خدا(ص ) بود، روزى پيامبر(ص ) در مسجد ديد: مردى وارد مسجد شد دو ركعت نماز خواند و بعد از نماز، دست به دعا برداشت و دعا كرد.
پيامبر (ص ) فرمود: (اين بنده در دعا و درخواست خود از خدا، شتاب كرد) (و قبل از ثناى الهى دعا نمود).
سپس مرد ديگرى وارد مسجد شد و دو ركعت نماز خواند، پس از نماز، ثناى بجا آورد (يعنى خدا را به اوصافش ياد كرد) و بعد بر محمد(ص ) و آلش ، صلوات فرستاد، آنگاه دعا كرد.
پيامبر (ص ) (روش دعا كردن او را پسنديد، نزد او رفت و) به و فرمود:سل تعط:(درخواست كن كه به تو داده شود) (دعا كن كه دعايت به استجابت مى رسد).
در روايت ديگر، پس از نقل مطلب فوق ، آمده : امام صادق (ع ) فرمود:(در كتاب على (ع ) آمده : ستايش خدا صلوات بر محمد(ص )، قبل از دعا و درخواست است ، چنانكه يكى از شماها وقتى كه نزد شخصى براى حاجتى مى رود، آن شخص دوست دارد كه قبل از عرض درخواست ، سخن خوشى در ميان آيد) (59)
 

شرط استجابت دعا، و نتيجه گيرى از انفاق شخصى (مثلا به نام قاسم ) به حضور امام صادق (ع ) آمد و گفت : در قرآن دو آيه وجود دارد، ولى هر چه (معناى ) آن دو را مى جويم ، به آن دست نمى يابم .
امام صادق : آن دو آيه كدام است ؟
قاسم : (يكى آيه 60 مؤ من است كه خداوند مى فرمايد:)
(ادعونى استجب لكم :)
:(مرا بخوانيد (و درخواست خود را از من بخواهيد) و من آن را براى شما مستجاب مى كنم ).
ما دعا مى كنيم و درخواست خود را از خدا مى خواهيم ، ولى استجابتى نمى بينيم .
امام صادق : پس چرا دعايتان به استجابت نمى رسد؟
قاسم : نمى دانم .
امام صادق : ولى من راز آن را به تو خبر مى دهم : (كسى كه از فرمان خدا اطاعت نمايد، سپس دعا كردن (جهت و روش دعا) را مراعات نمايد، خداوند دعايش را به استجابت مى رساند.
قاسم : جهت و روش دعا، چيست ؟
امام صادق : 1- نخست حمد و ثناى الهى بجا آور 2- سپس نعمتهائى را كه به تو عنايت فرموده ياد كن و شكر گزارى نما3- سپس صلوات بر پيامبر (ص ) بفرست 4- سپس گناهانت را ياد بياور و به آن اقرار كن 5- سپس ‍ استغفار كرده و در مورد گناهانت به خدا پناه ببر، (آنگاه دعا كن ) اين است جهت و روش دعا كردن ، حال بگو آيه ديگر كدام است ؟
قاسم : اما آيه ديگر اين آيه (39 سباء) است كه خداوند مى فرمايد:
(و ما انفقتم من شيى ء فهو يخلفه و هو خير الرازقين )
:(و هر چيزى را (در راه خدا) انفاق كنيد، خداوند جاى آن را پر مى كند و او بهترين روزى دهندگان است ).
من انفاق مى كنم ، ولى عوض آن را نمى يابم .
امام صادق : آيا به نظر تو، خدا خلف وعده مى كند؟
قاسم : (نه ).
امام صادق : پس راز عوض نگرفتنت چيست ؟
قاسم : نمى دانم .
امام صادق : (اگر شما از راه حلال ، ثروتى را بدست آورديد، و در راه حلال انفاق نموديد، قطعا درهمى را انفاق نمى كنيد، مگر اينكه عوض آن داده شود). (60) 
 

اميدوارى در دعا كردن احمد بن محمد به حضور امام رضا(ع ) آمد و گفت : چند سال است حاجتى دارم و آن را از خدا خواسته ام و دعا مى كنم ، ولى دعايم مستجاب نشده است ، در اين مورد شك و ترديدى به دلم راه يافته است .
امام رضا: اى احمد، مراقب باش كه شيطان بر تو چيره نگردد تا تو را ماءيوس ‍ و نااميد كند، همانا امام باقر(ع ) مى فرمود: (مؤ من ، نياز خود را از خدا مى خواهد، خداوند اجابت آن را تاءخير مى اندازد، به خاطر اينكه ناله و گريه و زارى او را دوست مى دارد).
سپس امام رضا(ع ) فرمود: (سوگند به خدا، تاءخير بر آوردن نيازهاى دنيوى مؤ منان (كه از درگاهش خواسته اند) براى آنها بهتر از تعجيل در بر آوردن نيازهاى آنها است .
دنيا چه ارزشى دارد؟ امام باقر (ع ) مى فرمود: (سزاوار است كه دعاى مؤ من در حال آسايش ، مانند دعايش در حال سختى باشد، و اگر دعايش به استجابت رسيد، سست نشود) (باز دعا مى كند) بنابراين از دعا كردن خسته نشو، زيرا دعا در پيشگاه خدا داراى مقام بسيار ارجمند است ، بر تو باد كه صبر كنى و در كسب روزى حلال بكوشى ، وصله رحم را رعايت نمايى ، مبادا با مردم اظهار دشمنى كنى ، زيرا ما خاندانى هستيم كه حتى نسبت به آنها كه قطع رحم كنند، صله رحم مى كنيم ، و به هر كه به ما بدى كند، نيكى كنيم ، كه سوگند به خدا از اين روش ، نتيجه خوبى مى بينيم .
همانا كسى كه در اين دنيا از نعمتهاى الهى برخوردار است اگر درخواستى از خدا كند، و دعايش به استجابت برسد، (بر اثر حرص ) باز درخواست ديگرى مى كند، و نعمت خدا به نظرش كم ارزش مى گردد، و از چيزى سير نشود، و در صورت فراوانى نعمت ، مسلمانان در اين راه به خاطر حقوقى كه بر او واجب است ، به خطر بيفتد و در فتنه و آزمايش قرار گيرد.
بگو بدانم اگر من چيزى به تو بگويم ، به صحت آن اطمينان دارى ؟
احمد: اگر به تو اطمينان نداشته باشم ، به چه كسى اطمينان دارم ، تو حجت خدا هستى ، حتما سخن تو درست است .
امام رضا: اگر به سخن من اطمينان دارى ، بايد به گفتار خدا بيشتر اطمينان داشته باشى ، چرا كه خداوند به وعده خود وفا مى كند، مگر خدا نمى فرمايد:
(و اذا ساءلك عبادى عنى فانى قريب اجيب دعوة الداع اذا دعان )
:(هنگامى كه بندگان من از تو درباره من سؤ ال كنند(بگو) من نزديكم ، دعاى دعا كننده را به هنگامى كه مرا مى خواند پاسخ مى گويم ) (بقره - 186).
و نيز، مگر نمى فرمايد:
(لا تقنطوا من رحمة الله )
:(از رحمت خدا نوميد نشويد) (زمر- 53).
(و الله يعدكم مغقرة منه و فضلا)
:(و خداوند به شما وعده آمرزش و فزونى مى دهد) (بقره - 268).
بنابراين اعتمادت به خدا بيشتر از ديگران باشد، و در خانه دل خود را به راه يافتن چيزى ، جز خوبى نگشائيد، كه در اين صورت شما آمرزيده ايد (61)
 

دستور نفرين بر همسايه دشمن و ضد دين يونس بن عمار مى گويد: به محضر امام صادق (ع ) رفتم رفتم و عرض كردم : (همسايه اى از قبيله قريش دارم ، نام مرا (به عنوان شيعه ) فاش ساخته است (و مرا در معرض خطر طاغوتيان ، كه در كمين شيعيان بودند قرار داده است ) به گونه اى نام مرا مشهور نموده ، كه هر وقت از كنارش عبور مى كنم مى گويد: (اين رافضى ، مالها را نزد جعفر بن محمد (يعنى امام صادق عليه السلام ) مى برد).
امام صادق : هنگامى كه نماز شب مى خوانى در سجده آخر دو ركعت اول نماز شب ، او را چنين نفرين كن : (نخست حمد و ثناى الهى بجا آور، سپس بگو:(كه ترجمه اش اين است ) (خدايا! فلانى پسر فلانى ، نام مرا فاش و مشهور كرده و مرا به خشم آورده ، و در معرض خطرها قرار داده است ، خدايا او را هدف تيرى شتابان قرار بده ، به گونه اى كه اثر آن تير، او را از من باز دارد، بار خدايا! مرگش را نزديك گردان ، و نشانه اش را نابود كن ، پروردگارا در اين كار، شتاب كن ، در همين ساعت و لحظه ).
يونس مى گويد: (دستور امام را انجام دادم ) وقتى كه به كوفه باز گشتم ، از خانواده ام در مورد آن همسايه مردم آزار پرسيدم ، گفت : بيمار است ، هنوز سخنم به پايان نرسيده بود كه از خانه او شيون برخاست ، و گفتند: (فلانى مرد) (62)
 

نفرين امام صادق (ع ) در مورد فرماندار ستمگر (داود بن على ، فرماندار مدينه از جانب عبدالله سفاح (اولين خليفه عباسى ) بود، كه بيشتر از سه ماه حكومت نكرد، او يكى از غلامان آزاد كرده و دوستان نزديك و شاگردان ممتاز امام صادق (ع ) به نام (معلى بن خنيس ) را دستگير كرد، و به او گفت : (ليست نام شيعيان را به من بده )، (معلى بن خنيس )، نام آنها را فاش نساخت و با كمال قاطعيت گفت :(اگر شيعيان ، زير قديمهايم باشند، قدمم را بر نمى دارم ، داود فرمان داد، گردن او را با شمشير زدند، و پيكر مطهر او را به دار آويزان كردند، و آنچه از اموال امام صادق (ع ) در نزد او بود، مصادره نمودند).
هنگامى كه امام صادق (ع ) از شهادت جانگداز معلى بن خنيس با خبر شد، فرمود:(قطعا داود را نفرين مى كنم ، كه غلام آزاد كرده مرا كشته و اموال مرا ضبط كرده است ).
اين خبر به فرماندار (داود بن على ) رسيد، براى امام صادق (ع ) پيام داد: (آيا به نفرين خود تهديد مى كنى ؟) (من از اين تهديدها نمى ترسم ).
معتب (يكى از خدمتكاران امام صادق عليه السلام ) مى گويد: (امام صادق (ع ) همواره در حال ركوع و سجود بود، هنگامى كه وقت سحر فرا رسيد، شنيدم در سجده خود چنين مى گفت :
(خدايا! از تو درخواست مى كنم به قدرت نيرومندت ، و به مقام جلال سختت كه همه مخلوقات در برابر آن جلال ، خوار هستند، اينكه صلوات بفرستى بر محمد و اهل بيت او، و اينكه (داود بن على ) را هم اكنون (به عذابت ) بگيرى ).
هنوز آن حضرت ، سرش را از سجده بلند نكرده بود، كه صداى شيون را از خانه داود بن على ، شنيديم ، امام صادق (ع ) فرمود:(من به دعائى ، او را نفرين كردم كه خداوند فرشته اى را به سوى او فرستاد كه عصائى آهنين را بر سر او زد به طورى كه از آن ضربت ، مثانه او شكافته شد، و مرد) (63)
 

دستور به (مباهله )، در آخرين مرحله استدلال بر دشمن ابومسروق مى گويد: به امام صادق عرض كردم :(ما با مردم (اهل تسنن ) درباره امامت شما گفتگو مى كنيم و براى آنها استدلال مى آوريم ، و از گفتار خدا در آيات قرآن ، در اين باره شاهد ذكر مى كنيم ، مانند اينكه ؛ مى گوئيم خداوند مى فرمايد:
(اطيعوا الله و اطيعوا الرسول واولى الامر منكم )
:(اطاعت كنيد خدا را، و اطاعت كنيد رسول خدا، و صاحبان امر(امامان ) را) (نساء- 59).
در جواب ما مى گويند:(اين آيه درباره فرماندهان لشگرهاى اسلام نازل شده است ).
به آنها مى گوئيم : خداوند مى فرمايد:
(انما وليكم الله ورسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤ تون الزكات و هم راكعون )
:(سرپرست و رهبر شما، تنها خدا است ، و پيامبر او، و آنها كه ايمان آورده اند، و نماز را بر پا مى دارند، و در حال ركوع ، زكات مى پردازند (مائده - 55) (كه طبق روايات بسيار، اين آيه در شاءن امام على (ع )، آن هنگام كه انگشتر خود را در ركوع به فقير داد نازل شد).
آنها مى گويند: اين آيه درباره مؤ منان نازل شده است .
به آنها مى گوئيم : خداوند مى فرمايد:
(قل لا اسلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى )
:(بگو من پاداشى از شما براى رسالتم درخواست نمى كنم ، جز دوست داشتن نزديكانم را) (شورى - 23)
آنها مى گويند: (اين آيه درباره نزديكان و خويشان مسلمانان نازل شده است ).
هر چه از اين گونه آيات را كه در قران هست ، براى آنها مى خوانيم و به آنها استدلال مى كنيم ، جواب وارونه به ما مى دهند).
امام صادق : در چنين وقتى ، آنها رابه (مباهل )(64) دعوت كن .
ابومسروق : چگونه با آنها مباهله كنم ؟
امام صادق : سه روز (روح ) خود را اصلاح و پاك كن ، به گمانم فرمود سه روز روزه بگير، و سپس غسل كن و با شخص مورد مباحثه خود، به صحرا برو و انگشتان دست خود را و در ميان انگشتان او شبكه وار داخل كن ، و با او به انصاف رفتار كن (يعنى ) نخست لعن را از خود شروع كن ، و چنين بگو:(خدايا!، اى پروردگار هفت آسمان و هفت زمين ، اى آگاه به نهان و عيان ، و بخشاينده مهربان ، اگر ابومسروق حق را انكار مى كند و ادعاى باطل مى نمايد، بلائى از آسمان يا عذاب دردناك بر او فرو فرست ).
سپس امام صادق (ع ) به ابومسروق فرمود: پس از اين مباهله ، چندان نگذرد كه اثر آن را در آن شخص مقابل ، با چشم خود بنگرى .
ابومسروق مى گويد: (طبق دستور امام ، افراد طرف بحثم را به مباهله دعوت كردم ) سوگند به خدا هيچكس حاضر نشد كه دعوت مرا اجابت كند (يعنى از ترس ، مانند مسيحيان در مباهله عصر رسول خدا(ص )، راضى به مباهله نشدند). (65)
 

دعاى يوسف (ع ) براى نجات خود از چاه هنگامى كه برادران يوسف (ع )، آن حضرت به بيابان برده ، و به چاه افكندند، جبرئيل نزد يوسف (ع ) آمد و گفت :
(اى پسرك ! در اينجا چه مى كنى ؟)
يوسف : برادرانم مرا در چاه افكندند.
جبرئيل : آيا دوست دارى از چاه خارج گردى ؟
يوسف : اين با خداوند بزرگ است ، اگر خواست مرا خارج مى كند!.
جبرئيل : خداوند به تو مى فرمايد، مرا با اين دعا بخوان ، تا تو را از چاه خارج سازم .
يوسف : آن دعا چيست ؟
جبرئيل : آن دعا اين است ، بگو:
(اللهم انى اسلك بان لك الحمد، لا اله الا انت المنان ، بديع السماوات و الارض ، ذوالجلال و الاكرام ، ان تصلى على محمد و آل محمد، و ان تجعل لى مما انا فيه فرجا و مخرجا)
:(خدايا از درگاه تو درخواست مى كنم ، به اينكه حمد و سپاس مخصوص ‍ ذات پاك تو است ، معبودى نيست جز وجود يكتاى تو كه بخشنده نعمتهاى فراوان هستى ، آفريننده آسمانها و زمين ، و صاحب مقام ارجمند و والا مى باشى ، (از تو مى خواهم ) بر محمد و آل او (ص ) درود بفرستى ، و مرا در اين محلى كه قرار دارم خارج سازى و راه گشايشى برويم باز كنى ).
امام صادق (ع ) فرمود: يوسف (ع ) اين دعا را خواند، و از چاه (توسط كاروانيان ) خارج گرديد (كه داستانش در قرآن آمده - به مصر رفت و كم كم از گرفتاريها نجات يافت ...) (66)
 

دعائى ، براى محفوظ ماندن از گزند طاغوت عبدالله بن عبدالرحمن مى گويد: در حضور امام صادق (ع ) بودم ، به من فرمود: (آيا دعائى به تو نياموزم ، تا بوسيله آن ، دعا كنى ؟ ما خاندان هنگامى كه موضوعى ما را اندوهگين كند، و احساس خطر شديد شيطان (طاغوت ) كنيم ، خدا را به وسيله آن دعا مى خوانيم .
عبدالله : چرا، اى پسر رسول خدا، پدرم و مادرم به فدايت .
امام صادق : اين دعا را بگو:
(يا كائنا قبل كل شيى ء، و يا مكون كل شيى ء، و يا باقى بعد كل شيى ء، صل على محمد و آل محمد وافعل بى ...)
:(اى خداوندى كه قبل از هرچيزى بودى ، و اى پديد آورنده همه چيز، واى كسى كه بعد از همه چيز، هميشه هستى ، بر محمد و آلش درود بفرست ، و فلان كار مرا انجام بده ).(67)
 

دعا و دستور خاصى براى شفاى بيمارى داودبن رزين مى گويد: در مدينه ، به بيمارى بسيار سختى مبتلا شدم ، خبر بيمارى من به امام صادق (ع ) رسيد، براى من نامه اى نوشت كه :(شنيده ام ، بيمار شده اى ، يك من گندم خريدارى كن ، سپس به پشت بخواب ، و آن گندم را روى سينه ات بريز و پخش كن ، هر گونه كه پخش شده و بگو:
(اللهم انى اسلك باسمك الذى اذا سلك به المضطر كشفت ما به من ضر، و مكنت له فى الارض و جعلته خليفتك على خلقك ، ان تصلى على محمد وآل محمد و ان تعافينى من علتى )
:(خدايا! من به وسله آن نامت كه وقتى بى چاره درمانده ، تو را به آن نام مى خواند، بيمارى و گرفتاريش را برطرف مى سازى ، و در زمين به او آسايش مى دهى ، و او را خليفه خود در زمين قرار مى دهى ، درخواست مى كنم كه بر محمد و آلش (ص ) درود بفرستى و مرا از اين بيمارى كه دستخوش آن هستم ، عافيت بخشى ).
سپس راست بنشين و گندمها را از اطرافت جمع كن ، و همان دعا را بخوان ، آنگاه آن گندمها را چهار قسمت كن ، و هر قسمتى را به مستمندى بده ، باز همان دعا را بخوان .
داود مى گويد: من طبق دستور امام صادق (ع ) رفتار كردم ، به قدرى اثر سريع نمود كه هماندم ، سلامتى خود را باز يافتم ، گوئى از بند رها گشتم ، بسيارى همين دستور را انجام داده اند، و نتيجه خوبى گرفته اند(68)
 

يك دعاى سازنده فضل بن يونس مى گويد: امام كاظم (ع ) به من فرمود؛ اين دعا را بسيار خوان :
(اللهم لا تجهلنى من المعارين ، و لاتخرجنى من التقصير)
:(خدايا مرا از كسانى كه ايمان عاريه اى دارند قرار مده ، و مرا از تقصير بيرون مبر)
عرض كردم : معنى ايمان عاريه (ناپايدار) را دانستم ، ولى معناى ؛ (مرا از تقصير بيرون مبر) چيست ؟
فرمود:(هر كارى را كه براى خدا انجام مى دهى ، خود را در آن ، مقصر بدان ، زيرا همه انسانها در مورد اعمالشان ، بين خود و خدا، مقصر مى باشند)(69) 
 

دعاى معروف ابوذر، در آسمانها ابوذر غفارى روزى به حضور رسول خدا (ص ) آمد، جبرئيل به صورت (دحيه كلبى )، در محضر پيامبر (ص ) بود، و با آن حضرت ، خلوت كرده بود، وقتى كه ابوذر آن دو را ديد، باز گشت ، و گفتگوى آنها را قطع ننمود، جبرئيل به پيامبر(ص ) گفت : (اى محمد! اين ابوذر بود، كه از اينجا عبور كرد و بر ما سلام نكرد، اگر بر ما سلام مى كرد، جواب سلام او را مى داديم ، اى محمد! اين اباذر دعائى را مى خواند كه نزد اهل آسمان ، معروف مى باشد، آنگاه كه من به آسمان رفتم آن دعا را از او بپرس .
هنگامى كه جبرئيل به آسمان رفت ، ابوذر به حضور پيامبر(ص ) آمد، پيامبر(ص ) به او فرمود: اى ابوذر! (چرا آن هنگام كه از كنار ما عبور كردى ، نزد ما نيامدى و سلام نكردى ؟).
ابوذر: گمان كردم كه دحيه كلبى نزد شما براى امور شخصى با شما خلوت نموده است ، از اين رو نزد شما نيامدم .
پيامبر: او جبرئيل بود و گفت : (اگر ابوذر بر ما سلام مى كرد، جواب سلام او را مى داديم ).
وقتى كه ابوذر دريافت كه او جبرئيل بود، بسيار متاءثر و پريشان گرديد و افسوس خورد كه چرا از توفيق سلام كردن بر جبرئيل محروم شده است ، آنگاه رسول خدا(ص ) به او فرمود:
(آن دعائى كه مى خوانى چيست ؟ كه جبرئيل به من خبر داد كه دعاى ابوذر در آسمانها نزد اهل آسمان ، معروف است .)
ابوذر گفت : آرى اى رسول خدا، من اين دعا را مى خوانم :
(اللهم انى اسلك الامن و الايمان بك ، والتصديق بنبيك ، والعافية من جميع البلاء، والشكر على العافية والغنى عن شرار الناس )
:(خدايا! در درگاهت درخواست دارم : امنيت و ايمان به تو را، و تصديق نمودن به پيامبرت ، و عافيت از همه بلاها و شكرگزارى در برابر عافيت ، و بى نيازى از مخلوقات بدت را) (70)
 

دعاى امام (ع ) براى دوستان حسن بن جهم مى گويد: به امام كاظم (ع ) (يا امام رضا) عرض ‍ كردم :
(مرا در دعاى خود فراموش نكن ).
امام : آيا مى دانى كه من تو را در دعا فراموش مى كنم ؟
حسن بن جهم مى گويد: با خود گفتم : آن حضرت براى شيعيانش ، دعا مى كند و من هم كه شيعه هستم ، مشمول دعايش مى باشم ، از اين رو گفتم :(نه ، مرا فراموش نمى كنى ).
امام : چگونه دانستى كه تو را فراموش نمى كنم ؟
حسن : من از شيعيان شما هستم ، و تو براى آنها دعا مى كنى (و دعاى شما شامل من نيز خواهد شد).
امام : آيا غير از اين ، راز ديگرى را (در مورد اينكه تو را دعا كنم ) دانستى ؟
حسن : نه ، چيزى ندانستم .
امام :
(اذا اردت ان تعلم مالك عندى ، فانظر الى مالى عندك )
:(هر گاه خواستى بدانى كه تو در نزد چگونه هستى ، بنگر كه من در نزد تو چگونه ام ). (71)
 

پيرامون قرآن مجيد 
توجه به قرآن ، اصلى ترين سند اسلام امام باقر (ع ) به شاگردانش فرمود: (هنگامى كه من مطلبى و حديثى را براى شما بازگو كردم ، از من بپرسيد در كجاى قرآن است ؟).
آنگاه پس از گفتارى فرمود: پيامبر (ص ) از گفتگوهاى بى اساس ، و تباه نمودن مال و زياد سؤ ال كردن ، نهى نمود.
يكى از شاگردان پرسيد:(اى پسر پيامبر! همين هائى كه فرمودى (پيامبر از آنها نهى كرده ) در كجاى قرآن است ؟).
امام باقر(ع ) در پاسخ گفت ؛ خداوند مى فرمايد:
(لا خير فى كثير من نجواهم الا من امر بصدقة او معروف او اصلاح بين الناس )
:(در بسيارى از سخنان در گوشى (و جلسات محرمانه ) آنها خير و سودى نيست ، مگر كسى كه به اين وسيله ، امر به كمك به ديگران يا كار نيك يا اصلاح در ميان مردم كند) (نساء - 114) و نيز مى فرمايد:
(و لاتؤ توا السفها اموالكم التى جعل الله لكم قياما)
:(و اموال خود را كه خداوند وسيله قوام زندگى شما قرار داده به دست سفيهان ندهيد) (نساء - 5)
و نيز مى فرمايد:
(لا تساءلوا عن اشياء ان تبدلكم تسوكم )
:(از مسائلى نپرسيد كه اگر براى شما آشكار گردد شما را ناراحت مى كند) (مائده - 101) (72)
به اين ترتيب امام باقر(ع ) به ما آموخت كه در مسائل مختلف ، به قرآن رجوع كنيم ، و از آن به عنوان سند اصلى اسلام بهره مند شويم .
 

توجه امام سجاد (ع ) به قرآن زهرى مى گويد: وقتى كه امام سجاد(ع ) سوره حمد را مى خواند و به آيه (مالك يوم الدين ) مى رسيد، به اندازه اى مى رسيد، به اندازه اى اين آيه را تكرار مى كرد كه نزديك بود بميرد، و مى فرمود:(اگر همه مردم بين شرق و مغرب بميرند، من از تنهائى ، هراس ندارم ، پس از آنكه قرآن با من باشد)(73)
 

گوناگونى انسان ، در رابطه با قرآن و ايمان ابان بن تغلب مى گويد: امام صادق (ع ) فرمود:(انسانها چهار دسته هستند.)
گفتم : (فدايت گردم ، آن چهار دسته كيانند؟)، فرمود:
1- انسانى كه ايمان دارد، ولى قرآن به او داده نشده است .
2- انسانى كه قرآن به او داده شده ، ولى ايمان ندارد.
3- انسانى كه هم قرآن به او داده شده ، و هم ايمان دارد.
4- انسانى كه نه قرآن دارد و نه ايمان .
ابان : اين چهار دسته را برايم شرح بده .
امام صادق : آنكس كه ايمان دارد ولى قرآن به او داده نشده مانند ميوه اى است كه شيرين است ولى بو ندارد، آنكس كه قرآن به او داده شده ولى ايمان ندارد، مانند برگ درخت (مورد) (درختى شبيه درخت انار، و برگهايش هميشه سبز است ) كه بويش خوش است ، ولى مزه اش تلخ است ، و آن كسى كه هم قرآن به او داده شده و هم ايمان ، مانند ترنج (بالنگ ) است كه هم خوش بو است ، و هم خوشمزه است .
و آن كس كه نه قرآن به او داده شده و نه ايمان ، مانند (حنظله ) (هندوانه بوجهل ) است كه بوى خوش ندارد، و مزه اش نيز تلخ است (74)
 

توجه امام كاظم (ع ) به قرآن حفض مى گويد: در حضور امام كاظم (ع ) بودم ، به مردى كه در محضرش ‍ بود، فرمود،(آيا دوست دارى كه در دنيا عمر طولانى كنى ؟).
او گفت آرى .
امام كاظم : براى چه مى خواهى در دنيا بمانى ؟
او گفت : براى تلاوت سوره توحيد (قل هو الله احد...)
امام كاظم (ع ) خاموش شد، و پس از ساعتى به او فرمود:(اى حفض هر يك از دوستان و شيعيان ما بميرد، در حالى كه تلاوت قرآن را خوب نداند، در عالم قبر به او بياموزند، تا درجه او به خاطر قرآن ، بالا رود، زيرا درجات بهشت به اندازه آيات قرآن است ، به او گفته شود:
اقرء وارق : (بخوان و بالا برو)، او مى خواند و بالا مى رود.

حفض مى گويد: (من هيچكس را نديدم كه مانند امام كاظم (ع ) در مورد خود، بيمناكتر باشد، او آيات قران را با حزن و اندوه ، مى خواند، هنگامى كه قرآن مى خواند (به قدرى توجه داشت كه ) گويا با مردى كه در روبرويش ‍ است ، سخن مى گويد(75)

57- باب الشك ، حديث 9، ص 400-ج 2.
58- باب من لا تستجاب دعوته ، حديث 1، ص 510، ج 2.
59- باب الثناء قبل الدعا، حديث 6 و 7، ص 485 و 486 - ج 2.
60- همان ، حديث 8، ص 468 - ج 2.
61- باب من ابطات عليه الاجابه ، حديث 1، ص 243 و 244 ج 2.
62- باب الدعاعلى العدو، حديث 3، ص 512 - ج 2.
63- همان ، حديث 4، ص 512 و 513، ج 2 - و در (باب الدعا للكرب و الهم ... حديث 5، ص ‍ 557، ج 2، متن نفرين به گونه ديگر ذكر شده است .
64-(مباهله ) از تبهل به معنى تضرع و زارى و نفرين كردن همديگر است ، به اين طريق كه دو نفر (در دو مذهب ) يا دو گروه (در دو دين ) به صحرا مى روند، به خدا توجه كرده و همديگر را نفرين مى كنند، و از خدا مى خواهند، تا دروغگو و طرفدار باطل را به هلاكت برساند.
65-باب المباهله ، حديث 1، ص 513 و 514.
66-باب الدعاللكرب والهم و الحزن ، حديث 4، ص 556 - ج 2.
67- باب الدعا للكرب والهم و...حديث 13، ص 560-ج 21.
68- باب الدعا للعلل والامراض ، حديث 2، ص 546 - ج 2.
69- باب دعوات موجزات ...حديث 7، ص 579 - ج 2.
70- همان ، حديث 25، ص 587 - ج 2.
71-باب الاغضاء - باب نادر، حديث 4، ص 652 - ج 2.
72- باب الرد على الكتاب والسنه ، حديث 5، ص 60 ج 1.
73- كتاب فضل القرآن ، حديث 13، ص 602، ج 2.
74- باب فضل حامل القرآن ، حديث 6، ص 604 و605- ج 2.
75- همان ، حديث 10،ص 606- ج 2.

  كتاب : داستانهاى اصول كافى جلدهاى 1 و 2

مؤ لف : محمد محمدى اشتهاردى


 نرم افزار نور ازهرا


امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

درباره : داستان و ادبیاتی , داستان های عبرت آموز , داستان های اصول کافی ,

نمایش این کد فقط در ادامه مطلب برای قرار کد مورد نظر به ویرایش قالب مراجعه کنید
مطالب مرتبط
سيّد محمدحسن طباطبائي ميرجهاني(2)
سيّد محمدحسن طباطبائي ميرجهاني(1)
قصه هاى زندگى فاطمه عليها السلام
داستانهاى ما
داستان های زیبا2
داستان های زیبای 2
داستان های زیبا 1
اصحاب فيل
اصحاب كهف
اصحاب اخدود
اصحاب سبت
اصحاب رس
قارون
تيه
انفاق در حال ركوع
جنگ موته
بلال بن رياح (وفات 20 ق )
کشکول شیخ بهائی
خکایات سعدی
دروغ مصلحت آميز به ز راست فتنه برانگيز
با تو بگويم
باز جمعه اي گذشت و حاجتم روا نشد
اي واپسين سپيده!
ايوبي صبور
اي عابر بزرگ
اي تو خورشيد اي و آفتاب سايه نشين
اي ظهور ناگهاني
انتظار
انتظار
انتظار
انتظار
انتظار
انتظار
انتظار
انتظار
انتظار
ان وعد الله حق
خود خودِ عشق
حديث نياز
خانه خيالم پراز ظهور است

تاریخ : جمعه 19 مهر 1392 نویسنده : جمعی از نویسندگان l بازدید : 82

ارسال نظر
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


مطالب گذشته
» سخنی از صدق وصفا »» جمعه 08 شهریور 1392
» ضرورت طراحی سایت حرفه ای »» شنبه 07 مرداد 1396
» اربعین »» شنبه 29 آبان 1395
» درازگودال ماریانا »» شنبه 29 آبان 1395
» آدانسونیا یا بائوباب »» شنبه 29 آبان 1395
» یون--سدیم »» شنبه 29 آبان 1395
» محمد بن موسی خوارزمی »» شنبه 29 آبان 1395
» دانلود Internet Download Manager 6.26 – نرم افزار دانلود منیجر IDM »» پنجشنبه 06 آبان 1395
» دانلود انیمیشن 6 ابر قهرمان دوبله فارسی با کیفیت عالیbig hero 6 2014 »» پنجشنبه 06 آبان 1395
» دانلود انیمیشن زندگی پنهان حیوانات The Secret Life of Pets 2016 با دوبله فارسی و لینک مستقیم »» پنجشنبه 06 آبان 1395
» دانلود فیلم بارکد با کیفیت اورجینال و لینک مستقیم »» پنجشنبه 06 آبان 1395
» فیلم بادیگارد با کیفیت 1080p و لینک مستقیم-nava1.rzb.ir »» پنجشنبه 06 آبان 1395
» دانلود انیمیشن رودنسیا و دندون شازده خانم با دوبله فارسی و کیفیت Rodencia and the Princess’ Tooth -HD »» پنجشنبه 06 آبان 1395
» 10 تاثیر مضر مواد مخدر بر بدن »» جمعه 22 آبان 1394
» وظایف قوه قضائیه چیست؟ درباره ی قوه ی قضاییه »» جمعه 22 آبان 1394
» درباره ی شرکت پست »» جمعه 22 آبان 1394
» انواع تقویم( -تقویم قمری-تقویم قمری شمسی-تقویم شمسی-تقویم جولیوسی-تقویم گرگوری--تقویم خورشیدی خیام:) »» جمعه 22 آبان 1394
» ویژگی رفتاری زنبور ها-زنبورها »» جمعه 22 آبان 1394
» موضوع تاثیر رسانه بر روی زندگی مردم »» جمعه 22 آبان 1394
» سيّد محمدحسن طباطبائي ميرجهاني(2) »» جمعه 08 آبان 1394
» سيّد محمدحسن طباطبائي ميرجهاني(1) »» جمعه 08 آبان 1394
» امامت ، از اصول مذهب(سوال وجواب) »» جمعه 08 آبان 1394
» ائمه و پيشوايان اسلام »» جمعه 08 آبان 1394
» امامت در باطن اعمال »» جمعه 08 آبان 1394
» فرق ميان نبى و امام »» جمعه 08 آبان 1394
» امامت در بيان معارف الهيّه »» جمعه 08 آبان 1394
» قصه هاى زندگى فاطمه عليها السلام »» دوشنبه 03 فروردین 1394
» داستانهاى ما »» جمعه 29 اسفند 1393
» داستان های زیبا2 »» پنجشنبه 28 اسفند 1393
» داستان های زیبای 2 »» چهارشنبه 27 اسفند 1393
» داستان های زیبا 1 »» چهارشنبه 27 اسفند 1393
» آمینو اسیدها »» سه شنبه 26 اسفند 1393
» موضوع حالات جوانی »» یکشنبه 24 اسفند 1393
» خلاصه حالات آخرين پيامبر و اشرف مخلوقات و فضایل »» جمعه 03 بهمن 1393
» نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی »» جمعه 03 بهمن 1393
» زندگانی حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله »» جمعه 03 بهمن 1393
» قسم یا غیبت »» جمعه 19 دی 1393
» نماز و امام حسين عليه السلام »» چهارشنبه 03 دی 1393
» قرآن و ياد شهدا »» چهارشنبه 03 دی 1393
» زيارت عاشورا در سايه قرآن »» چهارشنبه 03 دی 1393
آمار کاربران

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
سخنی از بهشت
آیه قرآن
آیه قرآن
ذکر روزهای هفته
ذکر روزهای هفته
جنگ دفاع مقدس
جنگ دفاع مقدس
وصیت شهدا
وصیت شهدا
مهدویت امام زمان (عج)
مهدویت امام زمان (عج)
مطالب محبوب
فیض کا شانی بازدید : 257
سخنی از صدق وصفا بازدید : 243
امام شناسی بازدید : 215
آداب سخن گفتن بازدید : 213
) دعاى گنج العرش بازدید : 213
حضرت يونس بازدید : 211
امام علی (ع) بازدید : 203
حضرت يوسف بازدید : 199
ديان و مذاهب هند بازدید : 197
عکس و تصویر بازدید : 197
عکس امام علی(ع) بازدید : 193
نظر سنجي
چند صلوات برای ظهور امام زمان می فرستید؟





کدامین مطالب را می پسندید؟





نظرتان در مورد سایت چیست؟






تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به نوای معطر الهی مي باشد.

جدید ترین موزیک های روز



طراح و مترجم قالب

طراح قالب

جدیدترین مطالب روز

فیلم روز

نوای معطر الهی